برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1469 100 1

away

/əˈweɪ/ /əˈweɪ/

معنی: کنار، رفته، دور افتاده، یکسو، فاصلهدار، دور از، بیرون، پس از ان، دور، بی درنگ، بیک طرف، بعد، بیرون از، در سفر، بطور پیوسته، از انجا، از ان زمان، از انروی
معانی دیگر: درجای دیگر، به سوی دیگر، بسیار (زمان یا فاصله)، در کنار، (از بین) رفتن، فورا، بی وقفه، غایب، در فاصله، (حرف ندا) برو!، برویم !، خارج، متصلا، مرتبا، ناج

بررسی کلمه away

قید ( adverb )
(1) تعریف: in or to another direction.

- He walked away.
[ترجمه ♥️♠️♥️♠️] او به راه افتاد
|
[ترجمه ترگمان] به راه افتاد
[ترجمه گوگل] او دور رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: out of existence.

- The clouds are fading away.
[ترجمه یوسف کوهانی] ابر ها دور میشوند
|
[ترجمه ترگمان] ابرها محو می‌شوند
[ترجمه گوگل] ابرها از بین می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: from a pe ...

واژه away در جمله های نمونه

1. away behind
بسیار عقب

2. away from danger
دور از خطر

3. away from home
دور از ماوا

4. away in the distance
در جایی دور دست

5. away with the book!
کتاب را ببر!،کتاب برود!

6. "get away from here!" the guard snarled
نگهبان غرش کنان گفت: ((از اینجا دور شوید!))

7. away from the market
به قیمت مستقل از قیمت بازار

8. away we go!
برویم‌!،بزن بریم‌!

9. away with!
(معمولا به صورت امر و بدون فعل) ببر!،بیا!،برو!

10. an away game
مسابقه در محل حریف

11. buried away somewhere in the third chapter was an account of their meeting
شرح ملاقات آنها در فصل سوم کتاب در جایی دور از دید قرار داشت.

12. cast away your doubts and come with me
تردید خود را رها کن و با من بیا.

13. barter away
به ثمن بخس دادن،مفت از دست دادن،به هدر دادن

14. blast away
به گلوله بستن،به باد (گلوله یا ...

مترادف away

کنار (صفت)
away , next , apart
رفته (صفت)
away
دور افتاده (صفت)
away , recluse , outlying , faraway , outland , straggly , far-off , unfrequented
یکسو (صفت)
away
فاصلهدار (صفت)
away , distant
دور از (قید)
far , back , out , away , past , away from
بیرون (قید)
abroad , out , outside , away , outdoors , without
پس از ان (قید)
away , afterward , afterwards , thereupon , thereafter , thence
دور (قید)
around , away , aloof , nowhere near , yonder
بی درنگ (قید)
outright , away , thereupon , forthwith , apace , directly , forthright , therewith
بیک طرف (قید)
away , aside
بعد (قید)
away , then
بیرون از (قید)
out , away , without , forth
در سفر (قید)
away
بطور پیوسته (قید)
away
از انجا (قید)
away , thence , therefrom
از ان زمان (قید)
away , thence
از انروی (قید)
away

معنی عبارات مرتبط با away به فارسی

به قیمت مستقل از قیمت بازار
برویم !، بزن بریم !
(معمولا به صورت امر و بدون فعل) ببر!، بیا!، برو!
خوردن روزانه ی میوه موجب سلامتی می شود
به ثمن بخس دادن، مفت از دست دادن، به هدر دادن
اختیار از دست دادن، سخت تحت تاثیر قرار گرفتن، ذوق زده شدن
به گلوله بستن، به باد (گلوله یا انتقاد و غیره) گرفتن، در کردن
1- پیاپی تیر خالی کردن 2- با حرارت سخن گفتن
1- (در مورد ابر و باران و غیره) برطرف شدن 2- فراموش کردن نوبت کسی، (بدون توجه) رد شدن، (خودمانی) 1- کشتن (با گلوله) 2- دستخوش احساسات یا شگفتی شدید کردن
(در مورد انسان) سر حال آوردن، (در مورد موتور و غیره) روان کردن
در اثر جوشیدن بخار شدن
پنهان کردن، قایم کردن یا شدن
رانده، مردود، کشتی شکسته، مطرود
...

معنی away در دیکشنری تخصصی

away
[فوتبال] خارج از خانه
[ریاضیات] فاصله، دور، مخالف
[فوتبال] بازی خارج از خانه
[فوتبال] قانون گل خارج از خانه
[سینما] برش - برش انحرافی
[سینما] نمای رو به رو و نمای پشت
[ریاضیات] طوری که
[سینما] بریده فیلم
[سینما] دور شدن به آرامی از صحنه و سوژه و محل مورد نظر

معنی کلمه away به انگلیسی

away
• in another place; far, at a great distance
• not on the home field, played on another team's field (sports)
• if you move away from a place, you move so that you are no longer there.
• if you look or turn away from something, you move your head so that you are no longer looking at it.
• away from a person or place means at a distance from that person or place.
• if you put something away, you put it in a safe place.
• if someone is away, they are not in the place where people expect them to be.
• you also use away to talk about future events. for example, if an event is a week away, it will happen in a week.
• if you give something away or if someone takes it away from you, you no longer have it.
• when a sports team plays an away game, it plays on its opponents' ground.
• you can use away to say that something slowly disappears, or changes so that it is no longer the same.
• away is also used to emphasize that an action is continuous or repeated.
• right away: see right.
away from home
• not at home, far from home, in a place that is far from one's house
away from keyboard
• i am away from the computer, i will return soon, afk (internet chat slang)
away game
• game which takes place at another team's field
away team
• team playing at the ground or venue of the opposing team
away with you!
• get out of here!, go away!
an apple a day keeps the doctor away
• saying which means that eating apples helps and keeps a person
argue it away
• attempt to disregard another viewpoint, dismiss another argument
back away
...

away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
به دور ، به دور از

به کنار ، به کنار از
:(:)
در کنارِ
فرزاد زارع
✏📍دور و یا دورتر، دور شدن، به دور از،(زمان و یا فاصله)،

🎯در جملات عامیانه یعنی از دست دادن به طوری که مفت از دست ادم خارج شده باشد،(مخصوصا زمانی که تایم هم در ان استفاده شده باشد یا زمان بر ان مهم باشد.)
na
دوری فاصله
asqar
اشاره به غایب بودن فردی هم معنی میشه...
He's away till Tuesday تا سه شنبه نیستش
Eli
انحراف
سعید ترابی
1. کنار، دور
2. کنار
3. غایب
4. به فاصله
5. بعد
6. فاصله
7. کنار، جای دیگر
8. تمام شدن، از بین رفتن
9. پیوسته در حال
10. کل (مثلا کل شب یا روز)
11. در زمین حریف (در مسابقه ورزشی)
غ ع مسجدی
برای نشان دادن چیزی در آینده
Away
Three days away is friday
سه روز دیگه جمعه است
Three weeks away is summer
سه هفته دیگه تابستونه
tinabailari
دور
the waiter looked at the drawing and went away
پیشخدمت به طراحی نگاه کرد و دور شد.🇪🇭🇪🇭
PARSA
دور شدن یا دور افتاده معنی از دست دادن یا معنی یک جای دیگر هم می دهد یک معنی خاص هم نام دارد برو یا برویم در زمان حال مانند over که معنی خط افق میدهد اما معنی خاصش پایان یا تمام است
آرین جان
a mile away
خیلی راحت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی away
کلمه : away
املای فارسی : آاوای
اشتباه تایپی : شصشغ
عکس away : در گوگل

آیا معنی away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران