برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

aversion

/əˈvɜːrʒən/ /əˈvɜːʃn̩/

معنی: بیزاری، نفرت، نا سازگاری
معانی دیگر: تنفر، زدگی، مایه ی تنفر، چیز بیزار کننده، مخالفت، مغایرت

بررسی کلمه aversion

اسم ( noun )
مشتقات: aversive (adj.)
(1) تعریف: great dislike or disgust; repugnance (usu. fol. by "to").
مترادف: antipathy, detestation, loathing, repugnance
متضاد: affinity, attachment, attraction, delight, devotion, liking, predilection
مشابه: abomination, animosity, antagonism, disgust, dislike, distaste, hatred, hostility, nausea, opposition, repulsion, revulsion

- He has an aversion to opera, so we never listen to it.
[ترجمه موسی] او از سبک اپرا متنفر است ، بنابراین ما هرگز به آن گوش نمی دهیم.
|
[ترجمه ترگمان] او از اپرا نفرت دارد، بنابراین ما هرگز به آن گوش نمیدیم
[ترجمه گوگل] او به اپرا هجوم می آورد، بنابراین هرگز به آن گوش نمی دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- My aversion to dogs does not extend to hers for some reason.
[ترجمه ترگمان] بیزاری من از سگ‌ها به دلایلی به او مربوط نیست
[ترجمه گوگل] ناسازگاری من با سگ ها به دلایلی برای او نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه aversion در جمله های نمونه

1. she had a great aversion to children
او خیلی از بچه بدش می‌آمد.

2. I underwent aversion therapy for my addiction to smoking.
[ترجمه ترگمان]من درمان اعتیاد رو برای اعتیاد به سیگار رو تحمل کردم
[ترجمه گوگل]من برای درمان اعتیاد به سیگار کشیدن، تحت تاثیر قرار گرفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I felt an instant aversion to his parents.
[ترجمه ترگمان]یک لحظه از پدر و مادرش نفرت داشتم
[ترجمه گوگل]احساس ناخوشایندی به والدین خود کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I've always had an aversion to getting up early.
[ترجمه ابوالفضل] من همیشه از صبح زود بلند شدن بیزارم
|
[ترجمه موسی] من همیشه از صبح زود بیدار شدن متنفر بوده ام.|
...

مترادف aversion

بیزاری (اسم)
abhorrence , disgust , hatred , distaste , loathing , aversion , weariness , horror , abomination , alienation , ennui , tedium , grudge , reluctance , reluctancy
نفرت (اسم)
hate , disgust , phobia , hatred , loathing , aversion , abomination , malice , enmity , execration , detestation , odium
نا سازگاری (اسم)
antipathy , aversion , conflict , inconvenience , discord , contrariness , disagreement , incompatibility , repugnance , incongruity , inconsistency , incoherence , inconsistence , variance , incongruence , contrariety , insalubrity , intransigence

معنی کلمه aversion به انگلیسی

aversion
• disgust, distaste, detestation
• if you have an aversion to someone or something, you dislike them very much.
• your aversion is something that you strongly dislike.

aversion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا میرحسینی
law aversion قانون گریزی
محمدرضا ایوبی صانع
hate
hatred
نفرت، بیزاری
هر روز دل اندر غم تو زارتر است
وز من دل بیرحم تو بیزار تر است
بگذاشتیم، غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادار تر است
جناب مولوی
موسی
Definition = (شخص یا چیزی که باعث می شود) احساس عدم علاقه شدید یا عدم تمایل به انجام کاری داشته باشید.

aversion (noun) = بیزاری،تنفر،کراهت،نفرت،انزجار،زدگی،ناسازگاری،مغایرت،گریزی(مثل:risk aversion=ریسک گریزی،loss aversion=زیان گریزی)

examples:
1-He had an aversion to getting up early.
او از صبح زود بیدار شدن نفرت داشت.
2-I felt an instant aversion to his parents.
یک احساس انزجار فوری نسبت به پدر و مادرش کردم.
3-Moreover, the role of risk and risk aversion might be integrated relatively straightforwardly in this framework.
علاوه بر این ، نقش ریسک و ریسک گریزی ممکن است نسبتاً ساده در این چارچوب ادغام شود.
4- Furthermore, in the actual analysis, the utility from consumption is assumed to take the constant relative risk aversion functional form.
علاوه بر این ، در تجزیه و تحلیل واقعی ، فرض بر این است که سودمندی مصرف به شکل ثابت عملکرد ریسک گریزی نسبی است.
محمد حاتمی نژاد
بیزاری
نفرت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی aversion

کلمه : aversion
املای فارسی : اورسین
اشتباه تایپی : شرثقسهخد
عکس aversion : در گوگل

آیا معنی aversion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )