برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1396 100 1

attack

/əˈtæk/ /əˈtæk/

معنی: تجاوز، یورش، تعرض، تاخت، تاخت و تاز، تکش، اصابت یا نزول ناخوشی، حمله، حمله کردن، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، مورد حمله قرار دادن، تعرض کردن
معانی دیگر: تک، برتاخت، تازش، تاخت و تاز کردن، برتاختن، تک کردن، یورش بردن، مبادرت کردن، (با حرارت) آغاز کردن، دست به کار شدن، (بیماری) دچار کردن، نازل شدن بر، عود، (موسیقی) بی درنگی و دقت (در آغاز کردن قطعه)، افند، با گفتار ونوشتجات بدیگری حمله کردن

بررسی کلمه attack

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: attacks, attacking, attacked
(1) تعریف: to begin to inflict harm upon.
مترادف: assail, assault, raid, storm
متضاد: defend
مشابه: annex, bombard, molest, rip into, strike, waylay

- The cat attacked the mouse.
[ترجمه مجید] گربه به موش حمله کرد
|
[ترجمه armita] گربه به موش یورش کرد
|
[ترجمه توحيد] گربه بطرف موش حمله ور شد
|
[ترجمه ترگمان] گربه به موش حمله کرد
[ترجمه گوگل] گربه به ماوس حمله کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A young man was ...

واژه attack در جمله های نمونه

1. attack force
نیروی تک

2. attack helicopter
هلیکوپتر تک ور (ویژه‌ی حمله)

3. attack stations
پایگاه‌های آفندی (تهاجمی)

4. attack is the best form of defence
حمله بهترین نوع دفاع است

5. an attack of giddiness
بروز سرگیجه

6. don't attack until i give the word!
تا من فرمان نداده‌ام حمله نکنید!

7. enemy attack
حمله‌ی دشمن

8. ground attack
حمله‌ی زمینی

9. heart attack
حمله‌ی قلبی

10. night attack
حمله‌ی شبانه،شبیخون

11. the attack failed
حمله با شکست مواجه شد.

12. the attack had been authorized by the president
حمله توسط رئیس جمهور مورد تصویب قرار گرفته بود.

13. the attack jumped off in good weather
حمله در هوای خوب شروع شد.

14. the attack on poland was a dastardly act
حمله به لهستان عمل ناجوانمردانه‌ای بود.

...

مترادف attack

تجاوز (اسم)
violation , offense , attack , assault , belligerence , infringement , encroachment , transgression , belligerency , overrun
یورش (اسم)
offense , rush , attack , assault , offensive , onslaught , onrush , raid , pash , pounce , sally , sortie
تعرض (اسم)
attack , offensive , disturbance , harassment , invasion , remonstrance
تاخت (اسم)
attack , raid , gallop , brattle , lope
تاخت و تاز (اسم)
onset , attack , invasion , raid , ravage , incursion , inroad
تکش (اسم)
attack , inroad
اصابت یا نزول ناخوشی (اسم)
attack
حمله (اسم)
fit , offense , rush , access , onset , attack , assault , offensive , onslaught , charge , onrush , spell , epilepsy , inroad , hysteria , foray , sally
حمله کردن (فعل)
attack , souse , aggress , assail , impinge , lay on , set on
حمله کردن بر (فعل)
attack , beset , invade
مبادرت کردن به (فعل)
attack , attempt
تاخت کردن (فعل)
attack
مورد حمله قرار دادن (فعل)
attack
تعرض کردن (فعل)
attack , harass , remonstrate

معنی عبارات مرتبط با attack به فارسی

حمله بهترین نوع دفاع است
(هواپیمایی) زاویه ی حاده بین جهت جریان هوا و وتر هواشکن (مقطع بال هواپیما)
حمله بی پروا
(ارتش) تک هماهنگ شده
حمله ازجلو
(پزشکی) حمله ی قلبی
شبیخون
ایلغار، حمله ی غافلگیرانه

معنی attack در دیکشنری تخصصی

attack
[فوتبال] حمله
[زمین شناسی] آفند ، تک ، تکش ، تاخت آهک بسیار دانه ریز (به علت بسیار پهن و گسترده سطح برخورد آهک با عوامل بیرونی)
[پلیمر] حمله
[بهداشت] میزان حمله
[سینما] زمان حمله
[برق و الکترونیک] زاویه حمل
[شیمی] حمله از پشت ، پس تک
[عمران و معماری] تهاجم شیمیایی
[کامپیوتر] حمله ی عدم پذیرش سرویس - حمله ای بد خواهانه به یک کامپیوتر که هدف آن دخالت در عملکرد عادی کامپیوتر است . هدف این حمله ، کسب خدمات یا دزدیدن اطلاعات نیست . این نوع حمله ها غالباً توسط افرادی انجام می شود که از وارد شدن به کامپیوتر خسته شده اند یا از کاربران و مدیران کامپیوتر مقصد عصبانی هستند. غالباً آنها نمی فهمند که با این حمله ها امکان استفاده از کامپیوتر را برای همگان سلب می کنند. نگاه کنید به ping flooding ؛ mail bombing و نیز نگاه کنید به computer security .
[کامپیوتر] حمله سرکاری ،حمله برنامه ریزی شده ،یورش به منظور ایجاد مزاحمت در دستیابی به وب
[فوتبال] ضربه مستقیم - حمله مستقیم
[شیمی] حمله الکترون دوستی
[نساجی] حمله الکترون دوستی
...

معنی کلمه attack به انگلیسی

attack
• assault; spasm, seizure; onslaught
• assault, assail
• if you attack a person or building, you try to hurt or damage them using physical violence. verb with object or verb here but can be used as a count or uncount noun. e.g. ... increase in attacks on old people. ...fire only if under attack.
• if you attack a person, belief, or idea, you criticize them strongly. verb here but can also be used as a count noun or an uncount noun. e.g. ...attacks on various aspects of apartheid. burt's work came under violent attack.
• if you attack a job or a problem, you start to deal with it in an energetic way.
• when players attack in a game such as football, they try to score a goal.
• an attack of an illness is a short period in which you suffer badly from it.
attack dog
• guard dog, dog trained to attack
attack echelon
• military unit positioned for an attack in offset parallel lines
attack helicopter
• combat helicopter, type of helicopter used to conduct air attacks in war
attack on public property
• damage done to property that is open to the public as a whole
attack politics
• negative campaign or other political action designed to discredit the opposition by highlighting its flaws
abort attack
• stop an attack
abortive attack
• unavailing offensive, ineffectual assault, failed attack
air attack
• assault from aircraft, attack launched from airplanes or helicopters
angle of attack
• direction from which an assault is made; acute angle between the direction of the wind and the chor ...

attack را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m.h
حمله
RB
جنگ
محمد
ادرس
Matin
حمله کردن، یورش بردن
متین خدایی
حمله کردن
گلبرگ
پذيرفتن
مترادف attemp,try,accept
توحيد
هوالعلیم

attack:تهاجم ؛ حمله ی غافلگیرانه؛ تک زدن؛ یورش بردن
پریسا خضریان
( در والیبال ) آبشار ، یک حرکت تهاجمی در ضربه زدن به توپ که به آن spike هم گفته می شود .
tinabailari
حمله کردن
to attack is to try to fight or to hurt 🀄️🀄️🀄️
the man with mask attacked the other man
مرد با ماسک به مرد دیگر حمله کرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی attack
کلمه : attack
املای فارسی : اتک
اشتباه تایپی : شففشزن
عکس attack : در گوگل

آیا معنی attack مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )