برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

amenable

/əˈmenəbl̩/ /əˈmiːnəbl̩/

معنی: تابع، متمایل، رام، رام شدنی، قابل جوابگویی
معانی دیگر: مسئول، جوابگو، پاسخگو، موظف، رهنمودپذیر، هدایت شدنی، پذیرا، آزمون پذیر، قابل بررسی، تحت نفوذ، اتهام پذیر

بررسی کلمه amenable

صفت ( adjective )
مشتقات: amenably (adv.), amenability (n.), amenableness (n.)
(1) تعریف: willing to respond, agree, or submit; agreeable; pliable.
مترادف: adaptable, agreeable, receptive, responsive
متضاد: contrary, ill-disposed, recalcitrant, uncooperative, willful
مشابه: accommodating, complaisant, cooperative, docile, flexible, obliging, pliable, pliant, submissive, tractable, willing, yielding

- I'm amenable to your suggestion.
[ترجمه ترگمان] من مطیع پیشنهاد شما هستم
[ترجمه گوگل] من به پیشنهاد شما متوسل هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: accountable to authority.
مترادف: accountable, answerable, bound, liable, responsible, subject
مشابه: receptive

- Citizens must be amenable to the laws of their country.
[ترجمه ترگمان] شهروندان باید تابع قوانین کشور خود باشند
[ترجمه گوگل] شهروندان باید به قوانین کشور خود واگذار شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: capable of or open to a test or judgment.
مترادف: appropriate, suitable
• مشابه: ...

واژه amenable در جمله های نمونه

1. amenable to the laws of physics
تحت تاثیر قوانین فیزیک،آزمون پذیر توسط قوانین فیزیک

2. a person amenable to advice
شخصی که نصیحت پذیر است

3. an illness amenable to treatment
بیماری درمان پذیر

4. the stranger was amenable to the accusation
آن تهمت به مرد غریبه می‌خورد.

5. even the president must be amenable to the laws
حتی رئیس‌جمهور هم باید در مقابل قانون مسئول باشد.

6. The manager was most amenable: nothing was too much trouble.
[ترجمه ترگمان]مدیر بیشتر متمایل به کار بود: هیچ چیز بیش از اندازه دردسر ساز نبود
[ترجمه گوگل]مدیر بیشتر قابل پذیرش بود: هیچ مشکلی بیش از حد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. His scientific discoveries are amenable to the laws of physics.
[ترجمه ترگمان]کشفیات علمی او تابع قوانین فیزیک هستند
[ترجمه گوگل]اکتشافات علمی او به قوانین فیزیکی قابل پذیرش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She was always a very amenable child.
...

مترادف amenable

تابع (صفت)
subsidiary , ancillary , subordinate , incident , adjective , adherent , dependent , subservient , amenable , passive , tributary , sequacious , sequent , subordinative
متمایل (صفت)
apt , disposed , amenable , avid , bowed , inclined , prone , liable , fain , predisposed , tendencious , tendentious
رام (صفت)
domestic , tame , amenable , docile , meek , manageable , obedient , biddable , treatable , governable
رام شدنی (صفت)
amenable , docile , obedient , tamable , tameable
قابل جوابگویی (صفت)
amenable

معنی کلمه amenable به انگلیسی

amenable
• agreeable, responsive, tractable; accountable, responsible; open to criticism or examination
• if you are amenable to something, you are willing to do or accept it.
amenable to
• be influenced by, be willing to be persuaded

amenable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

قربان رستمی
تابع - رام شدنی - قابل جوابگویی- متمایل
giso
موافق، پذیرا
محمد کمالی
موافقت گر
آمین گر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی amenable

کلمه : amenable
املای فارسی : امنبل
اشتباه تایپی : شئثدشذمث
عکس amenable : در گوگل

آیا معنی amenable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )