برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1467 100 1

ambience

/ˈæmbiəns/ /ˈæmbiəns/

معنی: محیط
معانی دیگر: جو، پرگیر، پیراگرد، پیرامون، حالت، پرمون (ambiance هم می نویسند)، نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی

بررسی کلمه ambience

اسم ( noun )
• : تعریف: variant of ambiance.

واژه ambience در جمله های نمونه

1. the liberal ambience of that university
محیط لیبرال آن دانشگاه

2. The statue has a gentleness, an ambience, a wistful elegance.
[ترجمه ترگمان]مجسمه نرمی، an، شکوه و شکوه دارد
[ترجمه گوگل]مجسمه دارای تمسخر، محیط، ظرافت عاقلانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The restaurant has a pleasant ambience.
[ترجمه ترگمان]رستوران یک محیط مطبوع و مطبوع دارد
[ترجمه گوگل]رستوران دارای محیطی خوشایند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The overall ambience of the room is cosy.
[ترجمه ترگمان]محیط کلی اتاق راحت است
[ترجمه گوگل]محیط کلی اتاق راحت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This restaurant has a pleasant ambience.
[ترجمه اولیس کوچولو] این رستوران یک محیط مطبوع و خوشایندی دارد.|
...

مترادف ambience

محیط (اسم)
ambiance , environment , surroundings , setting , perimeter , circumference , ambience , sphere , periphery , entourage , circuit , milieu

معنی کلمه ambience به انگلیسی

ambience
• setting, mood; atmosphere
• the ambience of a place is its character and atmosphere; a literary word.

ambience را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
حال و هوا
اولیس کوچولو
فضا
اتمسفر
محیط
شرایط

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ambience
کلمه : ambience
املای فارسی : امبینک
اشتباه تایپی : شئذهثدزث
عکس ambience : در گوگل

آیا معنی ambience مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران