برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

allocation

/ˌæləˈkeɪʃn̩/ /ˌæləˈkeɪʃn̩/

معنی: تخحیص
معانی دیگر: اختصاص، تخصیص، تقسیم، توزیع، تسهیم، تعیین

واژه allocation در جمله های نمونه

1. the allocation of money for building schools
تخصیص پول برای ساختن مدرسه

2. cost allocation
سرشکن هزینه،تخصیص هزینه

3. The aid allocation for Pakistan was still under review.
[ترجمه ترگمان]اختصاص کمک به پاکستان هنوز تحت بررسی است
[ترجمه گوگل]تخصیص کمک برای پاکستان هنوز در حال بررسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The allocation must be made according to a strict set of criteria.
[ترجمه ترگمان]تخصیص باید با توجه به مجموعه‌ای از معیارها انجام شود
[ترجمه گوگل]تخصیص باید با توجه به مجموعه ای از معیارها ساخته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The whole question of the allocation of resources will keep under review next week.
[ترجمه ترگمان]کل مساله تخصیص منابع در هفته آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]کل سوال تخصیص منابع هفته آینده تحت بررسی خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We have spent our entire allocatio ...

مترادف allocation

تخحیص (اسم)
allocation

معنی عبارات مرتبط با allocation به فارسی

سرشکن هزینه، تخصیص هزینه
تخصیص پویا
تخصیص منابع
تخصیص انباره

معنی allocation در دیکشنری تخصصی

allocation
[حسابداری] تخصیص
[عمران و معماری] تخصیص
[کامپیوتر] تخصیص .
[برق و الکترونیک] اختصاص ، بخش بندی
[صنعت] تخصیص ، واگذار کردن
[ریاضیات] تخصیص
[آمار] انتساب، تخصیص
[عمران و معماری] اساس تخصیص
[حسابداری] مبانی تخصیص
[کامپیوتر] اندازه بلوک تخصیص .
[ریاضیات] تخصیص منابع
[ریاضیات] انتساب نمونه ها به طبقات
[حسابداری] تسهیم ( تخصیص )دستمزد
[کامپیوتر] واحد تخصصی - واحدهایی از فضای دیسک که می توان به یک فایل تخصیص داد مثلا" اگر یک دیسک گردان از واحدهای 4096 بایتی استفاده کند فضای اشغال شده به وسیله هر فایل مضربی از 4096 بایت خواهد بود. نام دیگر آن کالستر ( دسته ) است
[حسابداری] تخصیص اختیاری
[کامپیوتر] اختصاص پهنای باند.
[برق و الکترونیک] تخصیص کانال
...

معنی کلمه allocation به انگلیسی

allocation
• allotment; apportionment; portion
• an allocation is a particular amount of something such as money that will be given to a particular person or used for a particular purpose.
• the allocation of something is the decision that it should be given to a particular person or saved for them.
allocation of debits and credits
• recording of the transactions in the account of a customer
allocation of profits
• distribution of profits
allocation of stocks
• apportioning stocks to employees or investors
asset allocation
• allocation of funds into different types of assets (i.e. stocks, fixed-income investments, real estate, etc.)
assets allocation
• distribution of assets to cover specific debts
discriminatory allocation
• distribution made on prejudicial bases, act of preferring one group while neglecting or punishing another
dynamic allocation
• allocation of computer memory during the running of a program
improper allocation
• incorrect distribution
job allocation
• distribution of jobs
pension fund allocation
• allotting of part of a salary to a retirement fund
private allocation
• distribution of securities to specific factors
proper allocation
• fair distribution; correct distribution
resource allocation
• allotment of computer resources (memory, computer time, etc.) to the different processes by t ...

allocation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
توزییع
یاسر
the amount or share of something that has been allocated for a particular purpose
(مقدار، سهم)
EX:Twelve hours a week seemed a generous allocation of your time
Mobina
تخصیص منابع
علی فتح اللهی
سهم، سهمیه، بودجه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی allocation

کلمه : allocation
املای فارسی : اللکتین
اشتباه تایپی : شممخزشفهخد
عکس allocation : در گوگل

آیا معنی allocation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )