برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1470 100 1

akin

/əˈkɪn/ /əˈkɪn/

معنی: وابسته، یکسان
معانی دیگر: مانند، همانند، شبیه، مثل، همجنس، مشابه، خویشاوند، هم نسب، منسوب

بررسی کلمه akin

صفت ( adjective )
(1) تعریف: related by blood; kin.
مترادف: consanguineous, kin, kindred, related
متضاد: unrelated
مشابه: cognate, connected, german, natural

- It is less common nowadays to marry someone who is akin to you.
[ترجمه ترگمان] امروزه کم‌تر اتفاق می‌افتد که با کسی ازدواج کند که شبیه شما باشد
[ترجمه گوگل] امروزه کمتر شایع است که با کسی که به شما نزدیک است ازدواج کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- President Franklin Roosevelt and his wife Eleanor Roosevelt were akin, but only distantly.
[ترجمه سعید پارساپور ] پرزیدنت فرانکلین روزولت و همسرش الینور روزولت خویشاوند بودند، اما فقط دور.
|
[ترجمه ترگمان] رئیس‌جمهور فرانکلین روزولت و همسرش النور روزولت شبیه هم بودند، اما تنها از دور بودند
[ترجمه گوگل] پرزیدنت فرانکلین روزولت و همسرش الینور روزولت شبیه هستند، اما فقط دور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه akin در جمله های نمونه

1. it was akin to dying and becoming alive again
مثل مردن و دوباره زنده شدن بود.

2. A vaunter and a liar are near akin.
[ترجمه ترگمان]A و دروغگو نزدیک هستند
[ترجمه گوگل]شجاع و دروغگو نزدیک هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This game is closely akin to rugby.
[ترجمه ترگمان]این بازی تقریبا شبیه راگبی است
[ترجمه گوگل]این بازی نزدیک به راگبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He felt something akin to pity.
[ترجمه ترگمان]احساس دلسوزی می‌کرد
[ترجمه گوگل]او چیزی شبیه به احساسات بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Pity is akin to love.
[ترجمه ترگمان]دلسوزی به عشق است
[ترجمه گوگل]تاسف عشق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Listening to his life ...

مترادف akin

وابسته (صفت)
relative , subordinate , associate , adjective , relevant , affiliate , dependent , related , interdependent , attached , attendant , akin , federate , appurtenant , germane
یکسان (صفت)
similar , identical , identic , equal , alike , akin , same , uniform , invariant

معنی کلمه akin به انگلیسی

akin
• related, connected, similar
• if one thing is akin to another, it is similar to it in some way; a formal word.

akin را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید پارساپور
همسان، معادل ، برابر
شهیار
akin to something
خیلی شبیه به چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی akin
کلمه : akin
املای فارسی : اکین
اشتباه تایپی : شنهد
عکس akin : در گوگل

آیا معنی akin مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران