برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1405 100 1

adhere

/ədˈhɪr/ /ədˈhɪə/

معنی: وفا کردن، متفق بودن، جور بودن، چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، هواخواه بودن، طرفدار بودن، توافق داشتن، بهم چسبیده بودن
معانی دیگر: وصل ماندن، پشلیدن، دوسیدن، برچسبیدن، (صمیمانه) پیروی کردن، رعایت کردن، اعتقاد داشتن

بررسی کلمه adhere

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: adheres, adhering, adhered
مشتقات: adherer (n.)
(1) تعریف: to stick or cling firmly, as by gluing (usu. fol. by "to").
مترادف: cleave, cling, stick
مشابه: agglutinate, attach, bind, cement, coalesce, cohere, fasten, glue, join

- The dust adhered to her skin.
[ترجمه ترگمان] غبار به پوستش چسبیده بود
[ترجمه گوگل] گرد و غبار به پوست او چسبیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to follow or hold to closely (usu. fol. by "to").
مترادف: abide by, comply with, follow, observe, stick
متضاد: ignore
مشابه: acknowledge, heed, mind, obey, respect

- You'll get into trouble if you don't adhere to the rules.
[ترجمه ترگمان] اگر از قوانین پیروی نکنی به دردسر می‌افتی
[ترجمه گوگل] اگر قواعد را رعایت نکنید، به مشکل خواهید رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I adhered to the recipe this time, but the dish is still too salty.
[ترجمه ترگمان] من این بار به دستور پخت چسبیده بودم اما غذا هنوز خیلی شوره
...

واژه adhere در جمله های نمونه

1. to adhere to a principle
به عقیده‌ای وفادار ماندن

2. cement does not adhere well to glass
سیمان درست به شیشه نمی‌چسبد.

3. A smooth, dry surface helps the tiles adhere to the wall.
[ترجمه ترگمان]یک سطح صاف و خشک به کاشی‌ها کمک می‌کند که به دیوار چسبیده‌اند
[ترجمه گوگل]سطح صاف و خشک، باعث می شود که کاشی ها به دیواره ها برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. All members of the association adhere to a strict code of practice.
[ترجمه ترگمان]همه اعضای این انجمن به اصول دقیق عمل پایبند هستند
[ترجمه گوگل]همه اعضای انجمن پیرو قوانین سختگیرانه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Once in the bloodstream, the bacteria adhere to the surface of the red cells.
[ترجمه ترگمان]زمانی که در جریان خون، باکتری‌ها به سطح سلول‌های قرمز می‌چسبند
[ترجمه گوگل]هنگامی که در جریان خون قرار می گیرد، باکتری به سطح سلول های قرمز متصل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Plain ...

مترادف adhere

وفا کردن (فعل)
abide , adhere , accomplish
متفق بودن (فعل)
adhere , agree , hang together
جور بودن (فعل)
adhere , comport
چسبیدن (فعل)
adhere , stick , hold , cohere , inhere , pester , incline , paste , glue , cleave , handfast
پیوستن (فعل)
adhere , adjoin , associate , annex , couple , attach , affix , sort , meet , join , ally , affiliate , connect , catenate , weld , cleave , cement , cling , conjoin , consociate
وفادار ماندن (فعل)
adhere
هواخواه بودن (فعل)
adhere
طرفدار بودن (فعل)
adhere , stand for , sympathize , be in favor of
توافق داشتن (فعل)
adhere
بهم چسبیده بودن (فعل)
adhere

معنی adhere در دیکشنری تخصصی

adhere
[عمران و معماری] دگرچسبیدن
[نساجی] چسبیدن - پیوستن - جور بودن
[ریاضیات] چسبیدن، متصل بودن، دوسیدن
[پلیمر] چسبیدن، به هم پیوستن
[حقوق] پیوستن یا ملحق شدن (به معاهده)، پذیرفتن
[نساجی] چسبیدن

معنی کلمه adhere به انگلیسی

adhere
• stick to, cling to; be devoted to (an idea, group, etc.)
• if a substance adheres to a surface or object, it sticks to it.
• if you adhere to a rule or agreement, you act in the way that it says you should.
• if you adhere to an opinion or belief, you support it.

adhere را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید صفاری مقدم
adhere to sth
پایبند بودن به چیزی مثل توافق،اصول، قانون و ...
پایبندی و پیروی کردن از چیزی/اصولی
jahanaks.blog.ir
همخوانی داشتن
علی افراسیابی
چسبیدن سریع به سطح یا ماده، اعتقاد و تقید به چیزی یا اصلی، از نزدیک دنبال کردن، یا نمایش دادن یامشاهده کردن
محدثه فرومدی
پیرو چیزی بودن
مهسا امینی
-پیروی کردن
-رعایت کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adhere
کلمه : adhere
املای فارسی : ادهر
اشتباه تایپی : شیاثقث
عکس adhere : در گوگل

آیا معنی adhere مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )