برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

additional

/əˈdɪʃn̩əl/ /əˈdɪʃn̩əl/

معنی: فرعی، اضافی، افزوده

بررسی کلمه additional

صفت ( adjective )
مشتقات: additionally (adv.)
• : تعریف: more; added.
مترادف: more, other, over and above, supplementary
مشابه: another, auxiliary, excess, extra, further, spare

- We will need additional chairs for the seminar; ten will not be enough.
[ترجمه رضا] مابرای این سمینار تعدادی صندلی اضافی نیاز داریم؛ ده صندلی کافی نیست.
|
[ترجمه M.Mahdi] ما به صندلی های اضافی برای سمینار نیاز داریم ده عدد کافی نخواهد بود
|
[ترجمه ترگمان] ما به صندلی‌های اضافی برای این سمینار نیاز داریم؛ ده نفر کافی نخواهد بود
[ترجمه گوگل] ما به صندلی های اضافی برای سمینار نیاز خواهیم داشت ده کافی نخواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه additional در جمله های نمونه

1. additional costs
مخارج اضافی

2. they attacked with additional vigor
آنان با شدت بیشتر حمله کردند.

3. they allowed the import of an additional 50 million tons of rice
آنان وارد کردن 50 میلیون تن برنج اضافی را مجاز دانستند.

4. cumulative interest is interest that is added to the principal and draws additional interest
بهره‌ی مرکب بهره‌ای است که بر اصل پول افزوده می‌شود و بهره‌ی اضافی به آن تعلق می‌گیرد.

5. This system imposes additional financial burdens on many people.
[ترجمه ترگمان]این سیستم بار مالی بیشتری را بر روی بسیاری از مردم تحمیل می‌کند
[ترجمه گوگل]این سیستم برای بسیاری از مردم مالیات اضافی را تحمیل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The US is sending additional troops to the region.
[ترجمه ترگمان]ایالات‌متحده سربازان بیشتری را به منطقه اعزام می‌کند
[ترجمه گوگل]ایالات متحده نیروهای اضافی را به منطقه ارسال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The government is expected to lay an additional tax on us by the end of the year.
...

مترادف additional

فرعی (صفت)
inferior , by , accessory , accessorial , subsidiary , secondary , ancillary , subordinate , derivative , additional , adjunct , tributary , subaltern , petty , sideway , extrinsic , extraneous
اضافی (صفت)
extra , additional , further , supplementary , supernumerary , plus , intercalary
افزوده (صفت)
additional , adjunct , intercalary

معنی additional در دیکشنری تخصصی

additional
[برق و الکترونیک] اضافی ، دیگر ، تکمیلی
[فوتبال] اضافی
[نساجی] اضافی - افزایشی
[ریاضیات] اضافی، افزوده، تکمیلی، افزایشی، بیشتر
[حسابداری] ظرفیت اضافی
[عمران و معماری] برونمرکزی اضافی - برونمحوری اضافی
[حسابداری] آفزایش قیمت فروش
[عمران و معماری] آبگیر اضافی
[حسابداری] سرمایه پرداخت شده اضافی
[سینما] توجه تصویری بیشتر
[نساجی] واکنش افزایشی - واکنش اضافی
[نساجی] چذر - ریشه دوم
[حسابداری] آزمونهای اضافی کنترلها
[حسابداری] کارهای اضافی

معنی کلمه additional به انگلیسی

additional
• extra, supplemental
• additional means extra or more than the ones mentioned or already there.
additional charges
• supplementary charges, extra charges, extra expenses
additional income
• extra income, extra salary
additional position
• extra job, additional work
additional source of income
• extra source of salary, additional method of earning income

additional را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
بیشتر

مثال: additional employees

کارکنان بیشتر
Babak
مضاعف

مثال: additional power
قدرت مضاعف
گلی افجه
تکمیلی
سحر
مضاعف
الهام
علاوه براین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی additional

کلمه : additional
املای فارسی : اددیتینل
اشتباه تایپی : شییهفهخدشم
عکس additional : در گوگل

آیا معنی additional مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )