برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

activity

/ækˈtɪvəti/ /ækˈtɪvəti/

معنی: کار، فعالیت، کنشوری، اکتیوایی، چابکی، زنده دلی
معانی دیگر: جدیت، تکاپو، عملکرد، اقدام، نیروی فعال، مشغولیت، (شیمی) خاصیت فعل و انفعال با سایر مواد شیمیایی، کنایی

بررسی کلمه activity

اسم ( noun )
حالات: activities
(1) تعریف: the condition or state of being active.
مترادف: action, doing, energy, liveliness, motion, movement
متضاد: torpor
مشابه: ado, agitation, animation, commotion, engagement, flurry, fuss, hurly-burly, pother, practice, process, stir, to-do, tumult, vivacity

- Activity is vitally important for elderly adults.
[ترجمه علی تاجیک] فعالیت فیزیکی برای افراد پیر بسیار مهم است.
|
[ترجمه ترگمان] فعالیت برای بزرگسالان مسن اهمیت حیاتی دارد
[ترجمه گوگل] فعالیت برای بزرگسالان مسن حیاتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a specific way of occupying oneself.
مترادف: act, action, deed, doings, event, occurrence, pursuit, undertaking, work
مشابه: assignment, endeavor, enterprise, feat, happening, labor, practice, proceeding, project, task, venture

- Reading is a useful activity.
[ترجمه ترگمان] خواندن یک فعالیت مفید است
[ترجمه گوگل] ...

واژه activity در جمله های نمونه

1. business activity is on the up
فعالیت بازرگانی رو به افزایش است.

2. feverish activity
فعالیت تب گونه

3. political activity
فعالیت سیاسی

4. a worthwhile activity
فعالیت ارزنده

5. a burst of activity
یک سلسله فعالیت شدید

6. a whirlwind of activity
توفان فعالیت

7. acceleration of economic activity
زیاد شدن فعالیت اقتصادی

8. stock investment, an activity which he had entered in a small way
سرمایه‌گذاری در سهام فعالیتی (بود) که به مقدار کمی در آن دست داشت.

9. the brand of criminal activity
بدنامی (ناشی از) اعمال تبهکارانه

10. the intensity of their activity
شور فعالیت آنها

11. the pace of their activity gradually eased off
میزان فعالیت آنها به تدریج کاهش یافت.

12. the potency of mass activity
نیروی فعالیت همگانی

13. the upturn in economic activity
ازدیاد فعالیت‌های اقتصادی

...

مترادف activity

کار (اسم)
service , function , thing , office , task , act , action , deed , work , job , labor , karma , activity , ploy , affair , duty , shebang , appointment , workmanship , avocation , vocation , proposition , laboring , fist , concave , opus , kettle of fish
فعالیت (اسم)
actuality , acting , activity , stir
کنشوری (اسم)
activity , activation
اکتیوایی (اسم)
activity
چابکی (اسم)
celerity , activity , agility , dexterity , alacrity , legerity , adroitness
زنده دلی (اسم)
activity , verve

معنی عبارات مرتبط با activity به فارسی

(شیمی) جدول فلزهایی که در محلول می توانند جایگزین فلزهای دیگر شوند
مردجدی، مردکاری
(فیزیک - شیمی) کنشوری نوری، شید کنشوری
خاصیت جسمی که ازخودپرتومجهول بیرون دهد
فعالیت خود بخود

معنی activity در دیکشنری تخصصی

activity
[حسابداری] فعالیت
[شیمی] فعالیت
[کامپیوتر] فعالیت .
[برق و الکترونیک] فعالیت 1.شدت یک منبع پرتوزا که می تواند بر حسب تعداد اتمهای فرو پاشیده در واحد زمان یا تعداد سوسوزنی یا سایر آثار مشاهده شده در واحد زمان بیان شود . یکی از واحد های فعالیت ( کوری )است که برابر ده ضربدر سه و هفت دهم فروپاشی در هر ثانیه است . 2.معیاری از دامنه ی ارتعاش یک واحد بلوری ، عموماً بر حسبت جریان یکسو شده ی بیس یاگیت مدار نوسانگری که بلور در آن به کار رفته ، بیان می شود . 3. یک اجرای رایانه ای که منجر به استفاده یا اصلاح اطلاعات در پرونده ی اصلی می شود . 4. شکل کوتاه شده پرتوزایی .
[فوتبال] فعالیت
[مهندسی گاز] فعالیت
[زمین شناسی] فعالیت غلظت مؤثر (از لحاظ ترمودینامیکی) انواع یا اجزای شیمیایی.
[صنعت] فعالیت - جزئی از کار که در طول دوره یک پروژه انجام می شود. یک فعالیت معمولاً دارای یک طول مدت مورد انتظار، هزینه مورد انتظار و نیازمندیهای منابع مورد انتظار است. فعالیت ها معمولاً به وظایف (tasks) تجزیه می شوند.
[نساجی] فعالیت
[ریاضیات] کار، عمل، فعالیت، تأثیر
[معدن] فعالیت (ژئوشیمی)
[خاک شناسی] فعالیت
[پلیمر] فعالیت
[حسابداری] حسابداری فعالیت
[ریاضیات] تحلیل فعالیت
[صنعت] هزینه یابی بر اساس فعالیت - سیستم استاندارد هزینه یابی که سعی دارد تا هزینه سربار را بر اساس میزان تاثیر محصول بر آن(مقدار منابعی که مورد استفاده قرار می گیرد)، به محصول تخصیص دهد یا هزینه یابی بر اساس تراکنش در مقابل هزینه یابی استاندارد
[حسابداری] هزینه یابی برمبنای فعالیت
...

معنی کلمه activity به انگلیسی

activity
• state of being active; specific act, pursuit, undertaking; action, bustle; spryness, liveliness
• activity is a situation in which a lot of things are happening or being done.
• an activity is something that you spend time doing.
• the activities of a group are the things they do to achieve their aims.
activity analysis
• analysis by means of mathematical model
activity center
• busybox, panel containing various stimulating buttons and sounds for babies to play with
activity ratio
• number of accounts that are active out of the total number of accounts in a bank
activity status report
• accounting list in which account activity is recorded during a specific time
account activity
• changes or transactions in an account (in a bank, etc.)
armed activity
• activity involving the use of weapons
bank`s activity
• financial transactions of a bank
cash flow from current activity
• part of the cash flow report which details cash movement during a normal period of activity in a business
cash flow from financing activity
• part of the cash flow report which details the movement of cash in the finance activity of a business
cash flow from investment activity
• part of the cash flow report which details the movement of cash within the framework of investment of a business
center of activity
• place where everything happens, location where activity is going on
collection activ ...

activity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sami
کنش
R.s
فرآیند
....
کار،فعالیت
....
فعالیت،کار
Maral
مشغول
tinabailari
فعالیت ، کار 🏊🏻‍♀️🏊🏻‍♀️
the streets were noisy and full of activity
خیابان ها شلوغ و پر از فعالیت بودن
تجربی 93 ، انسانی 92 ، هنر 91 و...
رضا
خواص، ویژگی ها
za. mir
کارو فعالیت روزانه
𝐌𝐞𝐡𝐝𝐢 𝐊𝐢𝐲𝐚𝐧 | مهدی کیان
🌟عمل یا اعمال: Worldly activity (اعمال دنیوی).
m.javid
حرکات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی activity

کلمه : activity
املای فارسی : اکتیویتی
اشتباه تایپی : شزفهرهفغ
عکس activity : در گوگل

آیا معنی activity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )