برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1391 100 1

a bolt from the blue


لکه ی بدنامی، آبروریزی، افتضاح، 1- آذرخش، برق از آسمان 2- رویداد ناگهانی (و معمولا ناخوشایند)، چیز برق آسا

واژه a bolt from the blue در جمله های نمونه

1. The news of his death was a bolt from the blue.
[ترجمه فرزانه قربانی] خبر مرگ او خیلی ناگهانی بود.
|
[ترجمه ترگمان]خبر مرگش یک گلوله از طرف آبی بود
[ترجمه گوگل]خبر مرگ او یک پیچ از آبی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Was this money a bolt from the blue or did you know you were going to get it?
[ترجمه ترگمان]ایا این پول یک گلوله از طرف آبی بود یا میدونستی که می‌خواهی آن را بدست بیاوری؟
[ترجمه گوگل]آیا این پول یک پیچ از آبی بود یا آیا می دانستید که قصد دارید آن را دریافت کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her dismissal came as a bolt from the blue.
[ترجمه ترگمان]اخراج شدنش به عنوان یه گلوله از سمت آبی اومد
[ترجمه گوگل]اخراج او به عنوان یک پیچ از آبی آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه a bolt from the blue به انگلیسی

a bolt from the blue
• unexpected and shocking surprise or event (e.g.: "she had been working in the company for twenty years, so when she quit it must have felt like a bolt from the blue")

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Media kazemi
عجل معلق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی a bolt from the blue
کلمه : a bolt from the blue
املای فارسی : ا بولت فروم تاه بلوا
اشتباه تایپی : ش ذخمف بقخئ فاث ذمعث
عکس a bolt from the blue : در گوگل

آیا معنی a bolt from the blue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )