برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

Audience

/ˈɑːdiəns/ /ˈɔːdiəns/

معنی: بار، حضار، مستمعین، ملاقات رسمی، شنودگان
معانی دیگر: گردآمدگان، پیام گیران، (رادیو و غیره) شنوندگان، (فیلم و نمایش و غیره) تماشاگران، تماشاچیان، بینندگان، (کتاب و روزنامه و غیره) خوانندگان، شرفیابی، باریابی، بارعام، به حضور رسیدن، (مهجور) استماع، شنیدن، شنودپذیری، فرصت بیان عقاید

بررسی کلمه Audience

اسم ( noun )
(1) تعریف: a group of people gathered to hear and sometimes to see a performance, speech, or the like.
مشابه: following, gallery, house

- You'll have to speak loudly onstage so the audience can hear you.
[ترجمه Artina.A] تو باید روی صحنه بلند صحبت کنی تا حظار بتونن صداتو بشنون
|
[ترجمه ترگمان] تو باید بلند بلند صحبت کنی تا مردم صداتو بشنون
[ترجمه گوگل] شما باید با صدای بلند روی صحنه صحبت کنید تا مخاطبان شما را بشنوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The audience loved the performance and demanded an encore.
[ترجمه ترگمان] حضار اجرای نمایش را دوست داشتند و خواستار encore بودند
[ترجمه گوگل] تماشاگران عملکرد را دوست داشتند و خواستار یک مسئله بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: those reached by means of television, radio, or printed matter.
مشابه: public ...

واژه Audience در جمله های نمونه

1. the audience applauded the singer
حضار برای خواننده کف زدند.

2. the audience booed and catcalled
حضار همهمه کردند و شیشکی بستند.

3. the audience booed the speaker
حضار سخنران را هو کردند.

4. the audience burst into applause
حضار شروع به تحسین و کف زدن کردند.

5. the audience cheered the singer
تماشاچیان برای خواننده هورا کشیدند.

6. the audience could not repress their tears
حضار نمی‌توانستند جلوی اشک خود را بگیرند.

7. the audience exhibited their impatience by hooting the actors
تماشاچیان بیصبری خود را با هو کردن بازیگران نشان دادند.

8. the audience exploded with laughter
حاضران از خنده ترکیدند.

9. the audience liked his speech
حضار از نطق او خوششان آمد.

10. the audience was angry but gradually quieted down
حاضران خشمگین بودند ولی کم‌کم آرام شدند.

11. a responsive audience
تماشاگران مشتاق

12. a slim audience
حضار معدود

13. a slow audience
...

مترادف Audience

بار (اسم)
charge , burden , bar , admittance , load , cargo , restaurant , alloy , audience , loading , barroom , fruit , brunt , fardel , freight , freightage , onus , ligature , encumbrance
حضار (اسم)
attendance , audience , grandstand
مستمعین (اسم)
audience
ملاقات رسمی (اسم)
audience
شنودگان (اسم)
audience

معنی عبارات مرتبط با Audience به فارسی

آواز بدون همراهی موسیقی (به ویژه آواز کلیسایی)، شنوندگان اجباری (مثلا دانشجویان سرکلاس)

معنی Audience در دیکشنری تخصصی

[سینما] بینندگان / تماشاگران / شنوندگان - گروه مخاطب / مخاطب
[سینما] مطالعه در مورد کمیت و کیفیت و رفتار تماشاگران

معنی کلمه Audience به انگلیسی

audience
• group of people gathered to see or hear (performance, concert, etc.); viewers; interview
• the audience is all the people who are watching or listening to something such as a play, concert, film, or television programme.
• you can also use audience to refer to the people who read someone's books or hear about their ideas.
• if you have an audience with someone important, you have a formal meeting with them.
audience room
• hall where people are received and heard or interviewed
address an audience
• give a speech before a group, lecture before an audience
address oneself to the audience
• direct yourself or speak to the audience
applause of the audience
• viewers' hand-clapping, cries of cheer, encouragement by the audience
grant an audience
• agree to see, give an interview
studio audience
• a studio audience is a group of people who are in a television or radio studio and who are watching while a programme is being made. their clapping and laughter and the things they say are recorded as part of the programme.
target audience
• the group of people that something is trying to get to, those who have a high chance of needing the product
young audience
• audience made up of children, crowd of children spectators

Audience را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مديا موسوى
Viewers
اسماعیل برزکار
مخاطبان-مخاطب(در رسانه هایی مثل اینستاگرام وفیس بوک)
بی نام
حضار،شنوندگان
Donya Babaali
A group of people watching or listening to a performance as of a game, a cinema show, a play & etc
Zohreh
تماشاچیان
*----*
1کسانی که چیزی را می شنوند۲حتی کسانی که هم می شوند و هم می بینند۳و همچنین کسانی هم که درون برنامه ای حضور دارند و سخنرانی و یا چیزی را دارند می شنوند. -پس به طور کلی می توان گفت که این کامه میتواند سه معنی داشته باشد:شنوندگان* ،بینندگان،حضار
همانطور هم که میبینید از همه مهتر و پرکاربرد تر آنها "شنوندگان "می باشد.
🎀🎀موفق باشید🎀🎀
Mm
شنوندگان
Z.H
حضار،بینندگان،تماشاچیان
آرمیتا
شنونده تماشا چی
ن
تماشا گران.حضار
حسین کرمی
تماشاگر
ر. ف
مخاطب
shiva_sisi‌
شــــنوندهـ &تمـاشــا چیی
فرهاد مولایی
تماشاچی، جایگاه تماشاچیان، حضار، مخاطب، شنوندگان
Cent
The group of people who are watching or listening to a play concert speech television e.t.c.
tinabailari
حضار ، مخاطبان ، بینندگان ، شنوندگان 🥀🥀
this program has attracted an audience of more than 10 million
این برنامه بیش از 10 میلیون بیننده رو جذب کرده
انسانی 92 ، زبان 89 ، هنر 86
شهروند
حضار
Kiana
حضار ، شنوندگان
^___^
شنونده
Helia
مخاطب
Niyan
a classical music adience of only about1000
تعداد افراد شنودگانه موسیقی فقط ۱۰۰۰ نفر بود
adience=شنوندگان
غزال سرخ
مخاطبان
مستمعان
شنوندگان
بینندگان
تماشاگران
hana
حضار ،شنوندگان
sarina#
تماشاگران
عرشیا نورمحمدی
⭐معنی کلمه : a group of people who come to watch and listen to someone speaking or performing in public
_____________________
🔹️جمله نمونه :
The audience began clapping and cheering.
an audience of 250 business people
One member of the audience described the opera as ‘boring’.
محمدحسین رضامهر
مخاطب، دنبال کننده
Farhood
e.g. It was the first interview I'd done in front of a live audience (= with people watching)
امیر قائدی
توجه جلب کردن هم میشه
Hananeh
شنوندگان ،حضور داشتگان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی audience

کلمه : audience
املای فارسی : اودینک
اشتباه تایپی : شعیهثدزث
عکس audience : در گوگل

آیا معنی Audience مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )