برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1469 100 1

Ash

/ˈæʃ/ /æʃ/

معنی: خاکستر، درخت زبان گنجشک، بقایای جسد انسان پس از مرگ، خاکسترافشاندن یا ریختن
معانی دیگر: خاکستر آتشفشانی، گدازه ی پودر شده، رنگ خاکستری، خاکستر فام (رجوع شود به: ashes)، (گیاه شناسی) درخت زبان گنجشک (جنس fraxinus و تیره ی زیتون)، درخت زبان گنجشک fraxinus، درجمع خاکستر

بررسی کلمه Ash

اسم ( noun )
(1) تعریف: the soft residue that remains after combustion.
مشابه: cinder

(2) تعریف: (pl.) ruin.

- a promising career in ashes
[ترجمه ترگمان] یک شغل نویدبخش در خاکستر
[ترجمه گوگل] حرفه ای امیدوار کننده در خاکستر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (pl.) remains, esp. those of a cremated human being.
اسم ( noun )
(1) تعریف: any of a group of trees that are related to the olive and have winged seeds and compound leaves.

(2) تعریف: the wood of such a tree.

واژه Ash در جمله های نمونه

1. When the oak is before the ash, then you will only get a splash; when the ash is before the oak, then you may expect a soak.
[ترجمه رضا كريمي] اگر بلوط پيش از زبان گنجشك برگ بدهد، بارندگي كمي [در تابستان] خواهيم داشت؛ اما اگر زبان گنجشك پيش از بلوط برگ دهد، ميتوان تابستان پرباراني انتظار داشت.
|
[ترجمه ترگمان]زمانی که چوب بلوط قبل از خاکستر است، شما تنها یک پاشیدن آب خواهید داشت؛ زمانی که خاکستر قبل از چوب بلوط باشد، ممکن است انتظار یک soak را داشته باشید
[ترجمه گوگل]هنگامی که بلوط قبل از خاکستر است، پس شما فقط یک چلپ چلوپ خواهید گرفت؛ هنگامی که خاکستر قبل از بلوط است، پس شما ممکن است خیس بخورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He flicked ash into the ashtray.
[ترجمه یوسف نادری] خاکستر سیگار را در زیرسیگاری ریخت.|
[ترجمه ترگمان]او خاکستر سیگار را به زیر سیگاری درآورد
[ترجمه گوگل]او خاکستر را به سمت زیرسیگاری ریخت
[ترجمه شما] ...

مترادف Ash

خاکستر (اسم)
ash , cinder , slag
درخت زبان گنجشک (اسم)
ash , aspic
بقایای جسد انسان پس از مرگ (اسم)
ash
خاکسترافشاندن یا ریختن (فعل)
ash

معنی عبارات مرتبط با Ash به فارسی

(رنگ) زرد نقره فام، خاکستری طلایی
خاکستری رنگ
خاکسترى رنگ
گلخن، خاکستردان
خاکستردان، زیرسیگاری
اتش ملایم، خاکسترگرم
زیرسیگاری خاکستردان
عمران : خاکستر انش نشان
(مسیحیت) هفتمین چهارشنبه قبل از عید پاک و نخستین روز ماه پرهیز (lent)، اولین روز ایام روزه ء مسیحیان
خاکستر استخوان (که از سوزاندن استخوان به دست می آید و بخش عمده ی آن فسفات کلسیم است و در چینی سازی و کودسازی کاربرد دارد) (bone earth هم می گویند)
خاکستر هوابرد (ذرات خاکستر که یکی از عوامل آلودگی هوا هستند)
(گیاه شناسی) پستنگ، بارانک (درختچه های جنس sorbus از خانواده ی rose)، تیس، انواع تیس sorbus
پوتاش پالیده، کربنات پتاسیم، شخار، کاربونات دوپوطاس خام
(گیاه شناسی) زبان گنجشک خاردار (جنس zanthoxylum از خانواده ی rue - از درختچ ...

معنی Ash در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] خاکستر - موادباقیمانده ازسوختن موادآلی
[زمین شناسی] خاکستر - ذرات ریز مواد سنگی خارج شده در خلال فوران آتشفشانی است. خاکستر ممکن است جامد بوده مذاب باشد. -
زغال نیم سوز - (زغال سنگ شناسی)، بازماند غیر آلی بعداز سوختن. معمولا احتراق وزن و ترکیب مواد غیرآلی را دگرگون میکند. همچنین رجوع شود به: inherent ash / extraneous ash / ash content . -
[نساجی] خاکستر- درخت زبان گنجشک - جسد مرده
[معدن] خاکستر (عمومی فرآوری)
[خاک شناسی] خاکستر
[پلیمر] خاکستر
[زمین شناسی] خاکستر باقیمانده از سوزاندن ،خاکستر
[نساجی] زغال خاکستر
[زمین شناسی] مخروط آتشفشانی تپه مخروطی یا کوه مخروطی که بوسیله فوران مواد از دهانه یک آتشفشان ساخته می شود. دامنه های یک مخروط اخگر آتشفشانی وعمولا پرشیب تر از یک مخروط خاکستر آتشفشانی است ، زیرا که مواد آن درشت تر ، و در نتیجه زاویه قرار گیری مواد بزرگتر است.
[خودرو] مقدار خاکستر
[نساجی] درصد خاکستر
[زمین شناسی] ریزش خاکستر نزول خاکسترهای آتشفشانی از یک ابر فورانی توسط ته نشست هوا. مقایسه شود با: pumice fall ؛ مترادف: ash shower.
[زمین شناسی] میدان خاکستر یک محوطه تقریبا شناخته شده که بوسیله خاکسترهای آتشفشانی پوشیده شده است. مقایسه شود با: volcanic field / lava field .
[زمین شناسی] جریان خاکستر مجموعه ای متلاطم از ...

معنی کلمه Ash به انگلیسی

ash
• family name
• material remaining after something is burned; cinders, embers
• ash is the grey powder that is left after something is burnt.
• an ash is a tree. it produces small green flowers and winged seeds. the wood that is obtained from this tree is also called ash.
ash bin
• bin that holds garbage up to the time it is collected, trash bin, ashcan; large cigarette ashtray
ash colored
• grey, having a grey color
ash wednesday
• (christianity) first day of lent (40 day period leading up to easter)
mountain ash
• rowan tree, eurasian tree that bears orange-red fruits that resemble berries

Ash را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرشید طریقی کمساری
If you undermine me disillusion me burn me and shatter me into pieces be sure that I wont give up I will revive from the ash and attach my pieces and become more stronger than ever before because I learnt how to turn my aggravations and frustrations into energy and experience that helps me to be the only winner of the next fight.........................اگر مرا تضعیف کنی دلسرد کنی بسوزانی خورد کنی مطمعا باش که تسلیم نخواهم شد از خاکستر خود دوباره احیا می شوم و تیکه های شکسته خود را به هم وصل خواهم کرد و قدرتمند تر از هر موقع دیگری خواهم بود زیرا من یاد گرفتم که ناکامی ها و مشگلات خود را به انرژی و تجربه ای تبدیل کنم که مرا پیروز نبرد بعدی خواهد کرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ash
کلمه : ash
املای فارسی : ا‌ش
اشتباه تایپی : شسا
عکس ash : در گوگل

آیا معنی Ash مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران