برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1408 100 1

Analogy

/əˈnælədʒi/ /əˈnælədʒi/

معنی: قیاس، توافق، شباهت، مقایسه، همانندی، تناسب، قرینه، تساوی
معانی دیگر: (بین دو چیز که فقط از برخی جنبه ها شبیه یا قابل قیاس اند) شباهت نسبی، فراسنجی، همسانی، تشبیه، همسنجی، قیاس تشبیهی، (زیست شناسی) شباهت دو عضو از نظر عملکرد (در حالی که از نظر ساختمان و اصل متفاوت اند)، هم ارزی، (زبان شناسی) قرینه سازی، سامانگرایی، تمثیل

بررسی کلمه Analogy

اسم ( noun )
حالات: analogies
(1) تعریف: similarity or correspondence between two otherwise dissimilar things.
مترادف: affinity, correspondence, resemblance, similarity
متضاد: dissimilarity
مشابه: affinity, correspondence, resemblance, similarity

- There is an analogy between winter and death.
[ترجمه ترگمان] بین زمستان و مرگ یک قیاس وجود دارد
[ترجمه گوگل] بین زمستان و مرگ یک قیاس وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the likening of one thing to another based on similarity of features.
مترادف: comparison

- The teacher drew an analogy between a beehive and a busy factory.
[ترجمه محمدحسین] معلم بین کندوی عسل و کارخانه شلوغ وجه تشابه قائل شد.|
[ترجمه ترگمان] معلم قیاسی بین کندوی عسلی و یک کارخانه شلوغ کشید
[ترجمه گوگل] معلم یک تقلید را بین یک زنبور عسل و یک کارخانه مشغول کرد
[ترجمه شما] ...

واژه Analogy در جمله های نمونه

1. by analogy
از طریق فراسنجی،تشبیها

2. a loose analogy
قیاس سرسری

3. to draw an analogy
تشبیه کردن

4. to draw an analogy between two different things
بین دو چیز مختلف،وجه تشابه یافتن

5. They say " thunk " on the analogy of'sunk ".
[ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌گویند \"thunk\" در قیاس \"غرق‌شده\"
[ترجمه گوگل]آنها می گویند: 'تونک' را به صورت مشابهی از 'سونک' می گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He drew an analogy between the brain and a vast computer.
[ترجمه ترگمان]او قیاس بین مغز و کامپیوتر وسیعی را رسم کرد
[ترجمه گوگل]او یک تقابل بین مغز و رایانه ای بزرگ را جلب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The teacher drew an analogy between the human heart and a pump.
[ترجمه ترگمان]معلم قیاسی بین قلب انسان و یک پمپ کشید
[ترجمه گوگل]معلم یک قیاس بین قلب انسان و یک پمپ را انجام داد
[ترجمه شما] ...

مترادف Analogy

قیاس (اسم)
abduction , analogy , syllogism , deduction , induction , parable , proportion
توافق (اسم)
analogy , accord , coincidence , accordance , adaptation , conformation , agreement , compromise , settlement , understanding , concurrence , conciliation , concord , adhesion , consistency , commensurability , keeping , consistence , rapport
شباهت (اسم)
analog , analogy , likeness , resemblance , semblance , analogue , proportion , equality , propinquity
مقایسه (اسم)
analogy , comparison , collation
همانندی (اسم)
analogy , likeness , resemblance , similarity , homogeny , likelihoood , self-identity
تناسب (اسم)
analogy , symmetry , coordination , scale , proportion , appropriateness , proportionality , congruence , concinnity , propriety , commensurability , congruency
قرینه (اسم)
analogy , symmetry , indication , proportion
تساوی (اسم)
analogy , equality , parity , equalization , coequality , par

معنی Analogy در دیکشنری تخصصی

analogy
[عمران و معماری] تشابه - قیاس - تمثیل
[برق و الکترونیک] قیاس ، شباهت
[زمین شناسی] قیاس، مانستن در تکامل، وجود شباهت در شکل یا عملکرد و عدم وجود شباهت در منشا.
[بهداشت] مانستگی - همانندی
[حقوق] قیاس
[ریاضیات] قیاسی، مشابه سازی، مطابقت، تشابه، شباهت، قیاس، مشابهت، قیاس تشبهی، قیاس مشابهت، مشابهت قیاس، تمثیل
[پلیمر] تشابه
[عمران و معماری] تشابه ستونی - قیاس ستون
[عمران و معماری] تشابه الکتریکی
[برق و الکترونیک] همانند جریان نیرو
[برق و الکترونیک] همانندی ولتاژ نیرو
[عمران و معماری] بررسی با لایه کف صابون

معنی کلمه Analogy به انگلیسی

analogy
• similarity, parallelism; comparability
• if you make or draw an analogy between two things, you show that they are similar.
draw an analogy
• compare, make an analogy
interesting analogy
• intriguing comparison, interesting parallel
made an analogy
• made a comparison, compared

Analogy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسیم
شباهت
غیاثی فر
منطق
محسن
تساوی
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، انالوژی به معنی تمثیل یا ضرب المثل میباشد. مانند فرق هست میان این دو حسن ،زین حسن تا ان حسن صد گز رسن. یعنی هر گردی گردو نیست. با تشکر.
حسین
قیاس، تمثیل
jahanaks.blog.ir
در علم منطق به معنی "تمثیل"
معادل فرانسوی: analogie
مهرشاد
۱،۳) نزدیکمانندسازی
۲) نزدیکمانندی

معنا؛ ۱) قیاسِ میان دو چیز که دارای ویژگی ای همانند اند ۲) این ویژگی همانند ۳) روند قیاس کردن دو چیز که ویژگی ای همانند دارند.
MS. Salimi
قیاس منطقی
شباهت فلسفی
وجود شباهت‌های کلی بین دو چیز که در اصل با هم متفاوت‌اند.
برای مثال جفت واژه‌های زیر دارای analogy اند:
{مغز انسان ؛ cpu رایانه}
{مرگ ؛ خزان}
{حیات ؛ بهار}
{کلونی مورچگان ؛ جامعه‌ی انسانی}
{خشم ؛ آتش}
این واژه ها شباهت‌های منطقی_فلسفی با هم دارند و از این نظر می‌توان آن‌ها را با هم مقایسه کرد و شبیه به هم دانست ولی در اصلِ ساختار خود با هم متفاوت‌اند.
البته analogy فقط بین مفاهیم عام وجود ندارد و حتی در بین موضوعات تخصصی علمی نیز می‌توان بین پدیده‌ها، روابط و قضایا وجود analogy را مشاهده کرد، مثل:
{گلبول سفید ؛ سرباز}
{منظومه‌ی شمسی ؛ اتم}
{مرد، زن و کودک ؛ پروتون، الکترون و نوترون}
میثم راد
تناسب، مشابهت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی analogy
کلمه : analogy
املای فارسی : آنالوژی
اشتباه تایپی : شدشمخلغ
عکس analogy : در گوگل

آیا معنی Analogy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )