برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1637 100 1
شبکه مترجمین ایران

Acquisition

/ˌækwəˈzɪʃn̩/ /ˌækwɪˈzɪʃn̩/

معنی: فراگیری، اکتساب، مالکیت، حصول، استفاده
معانی دیگر: به دست آوری، کسب، یابش، (چیز یا شخص) به دست آمده، افزوده شده، تملک یافته

بررسی کلمه Acquisition

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of acquiring.
مترادف: attainment, procurement, realization
متضاد: loss
مشابه: accession, acquirement, annexation, appropriation, derivation, purchase, takeover

- The corporation's acquisition of these smaller companies turned out to be a mistake.
[ترجمه مداح] مشخص شد که شرکت در مالکیت این شرکت های کوچکتر دچار اشتباه شده است
|
[ترجمه ترگمان] کسب این شرکت‌های کوچک تبدیل به یک اشتباه شد
[ترجمه گوگل] خرید شرکت این شرکت های کوچکتر اشتباه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Our son's acquisition of Spanish in such a short time amazed us.
[ترجمه وحید] فراگیری زبان اسپانیایی فرزندمان در این مدت کم ما را متحیر کرد.|
[ترجمه Mohsen Maleki] یادگیری[زبان] اسپانیایی پسرمان در چنین زمان کوتاهی، ما را شگفت ...

واژه Acquisition در جمله های نمونه

1. the acquisition of learning
کسب دانش

2. he collects stamps and his latest acquisition is a russian stamp
او تمبر جمع می‌کند و آخرین یافته‌اش یک تمبر روسی است.

3. His latest acquisition is a racehorse.
[ترجمه ترگمان]جدیدترین خرید او یک اسب مسابقه است
[ترجمه گوگل]آخرین اختراع او یک اسب سواری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The children progressed in the acquisition of basic skills.
[ترجمه ترگمان]بچه‌ها در فراگیری مهارت‌های پایه پیشرفت کردند
[ترجمه گوگل]کودکان در کسب مهارت های ابتدایی پیشرفت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This bookcase is my latest acquisition.
[ترجمه ترگمان]این کتاب آخرین acquisition
[ترجمه گوگل]این جعبه کتاب آخرین خرید من است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Language acquisition begins in the first months of a baby's life.
[تر ...

مترادف Acquisition

فراگیری (اسم)
acquirement , learning , acquisition , universality
اکتساب (اسم)
attainment , acquisition , inception
مالکیت (اسم)
acquisition , ownership , possession , proprietorship
حصول (اسم)
reach , gain , attainment , acquisition , recovery , procuration
استفاده (اسم)
gain , acquisition , use , usage , utilization , application , benefit , avail , beneficiary

معنی عبارات مرتبط با Acquisition به فارسی

معنی Acquisition در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] تحصیل
[برق و الکترونیک] اکتساب
[صنعت] کسب کردن ، فراگرفتن ، استفاده
[حقوق] اکتساب، تحصیل، تملک، تصاحب، خرید، مال (به دست آمده)
[روانپزشکی] بطورکلی، به معنی کسب کردن، به دست آوردن و نظایر آن ها است و از این لحاظ معادل نارسایی برای اصطلاح یادگیری است. از این نظر در اصطلاح عملیاتی به عنوان تغییر در میزان واکنش تعریف شده و بطور مشخص در اشاره به آن بخش از فرآیند یادگیری بکار می رود که ضمن آن افزایش قابل ملاحظه در میزان پاسخدهی پیدا شده و تغییر بارزتر بوده است.
[صنعت] هزینه تهیه و دستیابی، هزینه خرید یا تولید یک ماده یا محصول - قیمتی که در فاکتور فروش ذکر می شود. شامل مالیات بر فروش و هر تخفیف یا معافیت تجاری. همچنین شامل هر هزینه ای در ارتباط با نصب اولیه، تغییر و اصلاح، ضمائم، لوازم جنبی یا تجهیزات کمکی لازم می باشد.
[حسابداری] هزینه های تحصیل
[برق و الکترونیک] لیزر اکتسابی لیزری در سیستم هدایت نوری که با تابش در زاویه ی فضایی نسبتاً بزرگی ، مثلاً 10 ، به جستجو یا تعقیب هدف می پردازد . هنگامی که هدف وارد محدوده ی لیزر شد یک لیزر ردگیر با پرتو باریک کنترل را به دست میگیرد.
[حسابداری] اضافه کردن محصولات جدید
[صنعت] فرایند تهیه و دستیابی - فرایند تهیه و دستیابی به پرسنل، کالاها و یا خدمات برای کار جدید یا موجود، در داخل تعاریف عمومی قراردادهایی که نیاز به یک پیشنهاد و پذیرش، ملاحظات، مواد موضوعی قانونی و بخش های ذیصلاح دارند.
...

معنی کلمه Acquisition به انگلیسی

acquisition
• act of acquiring; purchase, something acquired or obtained
• an acquisition is something that you have obtained.
• the acquisition of something is the process of getting it or being given it.
• the acquisition of a skill or habit is the process of learning it or developing it.
acquisition of knowledge
• obtaining knowledge
acquisition program
• sales campaign designed to encourage the purchase of a product or service
acquisition value
• net worth of a company for a potential investor
date of acquisition
• date when something was acquired

Acquisition را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohsen Samadi
استحصال، کسب
Babak
اکتساب، حاکمیت
Nazanin Ehsani
واحد تأمین برنامه در تلویزیون
ebi
دریافت ، دستیابی ، گرفت

گردآوری
دانیال
دستاورد
سمیه دهقان
جمع آوری
احمد فریدنیا
دستآورد
راضیه موسوی خورشیدی
تصرف زمین land acquisition
صرفی
ادغام - ادغام کردن ( در مورد شرکت ها)

A purchase of one company by another
خرید یک شرکت توسط شرکت دیگر

‘there were many acquisitions among travel agents’
تعداد زیادی ادغام در نمایندگی های مسافرتی صورت پذیرفت

‘the company intends to grow within itself rather than by acquisition’
شرکت تمایل به رشد توسط خودش را نسبت به ادغام ترجیح می دهد.
فارسی را پاس بداریم.
تحصیل دارایی
S.A.
توفیق
حسن امامی
فرایند یادگیری
فرایند کسب علم و مهارت
اریا
یادگیری
Maryam
تحصیل، خرید، تصاحب، قبضه مالکیت
مریم افسران
تحصیل، خرید، قبضه مالکیت، تصاحب
محسن
هدف یابی (در مخابرات لیزری)
Tcher
تملکات
Miss Farrokhi
Sun acquisition, Earth acquisition, science target acquisition معنی جمع آوری اطلاعات خورشیدی / زمینی / هدف علمی
Hossein
ماحصل
فاطمه حداد
جذب کننده چیزی

multiple acquisitions
جاذب های چند تایی
keci kurd
پیش خرید
Farhood
تملک
1) If the acquisition proceeds, a general offer for the company's shares may be anticipated
اگه فرآیند تملک ادامه پیدا کنه، ممکن پیشنهاد کلی خرید اون شرکت پیش از موعد و جلو انداخته بشه

2) The company plans to raise cash for the acquisition through an open offer of 30 million new shares
سارافرجپور
مالکیت
حصول
اکتساب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی acquisition

کلمه : acquisition
املای فارسی : اکقویسیتین
اشتباه تایپی : شزضعهسهفهخد
عکس acquisition : در گوگل

آیا معنی Acquisition مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )