برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1393 100 1

Absolutely

/ˌæbsəˈluːtli/ /ˈæbsəluːtli/

مطلقا، کاملا، قطعا، به هیچ وجه، بی شک، حتما، بدون قید و شرط، به کلی، مسلما، صد در صد، بکلی، بهیچوجه، مستبدانه

بررسی کلمه Absolutely

قید ( adverb )
(1) تعریف: precisely; exactly.
مترادف: definitely, positively
مشابه: amen, certainly, clean, clearly, exactly, flat, indeed, patently, plainly, right, to the letter, truly

- Her guess was absolutely right.
[ترجمه باران] حدس او(مونث) صد در صد درست بود
|
[ترجمه تینا] حدس او قطعا درست بود
|
[ترجمه Ramtin] حدس او کاملا درست بود
|
[ترجمه mothre] گمان او (خانم ) بی شک صحیح بود
|
[ترجمه علی] حدس او بی شک درست بود
...

واژه Absolutely در جمله های نمونه

1. absolutely free elections is a sine qua non of democracy
انتخابات کاملا آزاد شرط اصلی دمکراسی است.

2. are you absolutely sure?
آیا کاملا مطمئن هستید؟

3. absolute power corrupts absolutely
قدرت کامل،کاملا فاسد می‌کند

4. it cost me absolutely nix
اصلا برایم هیچ خرج نداشت.

5. he considered our complaint of absolutely no account
او اصلا به شکایت ما اهمیت نداد.

6. power corrupts, and absolute power corrupts absolutely
قدرت فاسد می‌کند و قدرت مطلق مطلقا فاسد می‌کند

7. his cruel treatment of his children was absolutely scandalizing
رفتار ستمگرانه‌ی او با فرزندانش کاملا مشمئز کننده بود.

8. to sell the house at half price is absolutely insane
فروش خانه به نصف قیمت دیوانگی محض است.

9. Goals are not only absolutely necessary to motivate us. They are essential to really keep us alive. Robert H. Schuller
[ترجمه ترگمان]اهداف نه تنها برای انگیزه دادن به ما ضروری هستند آن‌ها برای اینکه ما را زنده نگاه دارند ضروری هستند رابرت ایچ Schuller
[ترجمه گوگل]اهداف نه تنها برای ایجاد انگیزه ما ضروری هستند آنها واقعا برای زنده نگه داشتن ما ضروری هستند رابرت H Schuller
[ترجمه شما] ...

معنی Absolutely در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] مطلقا ، قطعا
[ریاضیات] به طول مطلق، مطلق، مطلقا
[ریاضیات] فضای مطلقا بسته
[ریاضیات] پیوسته ی مطلق
[ریاضیات] تابع مطلقا پیوسته
[ریاضیات] طیف مطلقا پیوسته
[ریاضیات] به طور مطلق همگرا، همگرای مطلق، مطلقا متقارب، متقارب مطلق، همگرا به طور مطلق
[ریاضیات] سری دوگانه ی همگرای مطلق، سری دوگانه ی مطلقا همگرا
[ریاضیات] سری توانی مطلقا همگرا
[ریاضیات] سری به طور مطلق همگرا
[ریاضیات] مجموعه ی مطلقا محدب
[آمار] مجموعه مطلقاً کوژ
[ریاضیات] مشخصه ی مطلقا تحویل ناپذیر

معنی کلمه Absolutely به انگلیسی

absolutely
• independently; without limits; without relation to anything else; unconditionally; definitely; completely
• absolutely means totally and completely.
• you say absolutely as an emphatic way of agreeing with someone.
absolutely clear
• completely clear; completely understood
absolutely everything
• everything ever imaginable
absolutely necessary
• indispensable, definitely essential, vital, cannot be done without
absolutely normal
• completely normal, just fine, as usual as possible
absolutely true
• true and correct, true and stable

Absolutely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fatemeh aminian
حقيقتا
سیدمهدی هاشمی
مطمعنن
nazanin
صددرصد
Esmaael saki
یقیناً
omid.j
مطلقا،کاملا
setare
به هرحال . درهرصورت
سارا۸۳
Completely
Shima
قطعا
asdfghjk
کاملا
مهاجر
تاکید
amirhosein ghorbani
completely
alirEza
بی تردید_ بی شک
دانیال رضی پور
Sure
قطعا حقیقتا
فسقلی
به طور حتمی.قطعی.
امیررضا احمدی
comletely,totally
مطلقا کاملا
Example:It is absolutely an incorrec sentence.
میلاد علی پور
ابدا، اصلا (در معنای منفی)
Hooman.g
Utterly،قطعاً
nima
مطمعنا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی absolutely
کلمه : absolutely
املای فارسی : ابسلوتلی
اشتباه تایپی : شذسخمعفثمغ
عکس absolutely : در گوگل

آیا معنی Absolutely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )