برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

Aberrant

/æˈberənt/ /æˈberənt/

معنی: نابجا، منحرف، گمراه، کجراه، بی راه
معانی دیگر: نامعمول، ناهنجار، غیر عادی، نابهنجار، کج رو، ابیراه

بررسی کلمه Aberrant

صفت ( adjective )
(1) تعریف: straying from what is normal or usual; atypical; anomalous.
متضاد: normal, typical
مشابه: abnormal, anomalous, erratic, irregular, unnatural

- Such high scores for this test are certainly aberrant.
[ترجمه ترگمان] چنین نمرات بالایی برای این تست به طور حتم aberrant هستند
[ترجمه گوگل] نمرات بالا برای این آزمون قطعا بی تفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: turning aside from what is natural, right, or true; perverse.
متضاد: true
مشابه: deviate, perverse, perverted

- Some of his co-workers said he was displaying aberrant behavior.
[ترجمه ترگمان] برخی از همکاران او گفتند که او رفتار aberrant را نمایش می‌دهد
[ترجمه گوگل] بعضی از همکارانش گفتند که او رفتار نادرستی را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Aberrant در جمله های نمونه

1. aberrant behavior
رفتار غیر عادی (نابهنجار)

2. Ian's rages and aberrant behavior worsened.
[ترجمه ترگمان]خشم و رفتار \"ایان\" بدتر شد
[ترجمه گوگل]خشونت و رفتار نادرست یان بدتر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It reflects the aberrant personality of some American politicians hostile to China's development and becoming powerful.
[ترجمه ترگمان]این امر نشان‌دهنده شخصیت aberrant برخی از سیاستمداران آمریکایی مخالف توسعه چین و قدرتمند شدن است
[ترجمه گوگل]این نشانگر شخصیت ناخوشایند برخی از سیاستمداران آمریکایی است که با توسعه چین روبرو هستند و قدرتمند هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We therefore became aberrant policemen simply because what we were now living was not programmed by previous organizational knowledge and habit.
[ترجمه ترگمان]بنابراین ما به سادگی به ماموران پلیس تبدیل شدیم، زیرا آنچه اکنون زندگی می‌کردیم توسط دانش و عادت سازمانی قبلی برنامه‌ریزی نشده بود
[ترجمه گوگل]به همین دلیل ما پلیس های بی عیب و نقص را فقط به این دلیل که آنچه که ما در حال حاضر زندگی می کنیم، توسط دانش و عادت سازمانی قبلی برنامه ریزی نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ...

مترادف Aberrant

نابجا (صفت)
aberrant , improper , malapropos
منحرف (صفت)
aberrant , deviant , deviated , perverted , perverse , deviating , devious , amiss , lost , awry , errant , turning , oblique , skew , hell-bent , twisty
گمراه (صفت)
aberrant , perverse , astray , heterodox , devious , amiss , hell-bent , self-deluded
کجراه (صفت)
aberrant
بی راه (صفت)
aberrant , astray , pathless , wayless

معنی Aberrant در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] گمراه، منحرف، بیراه، نابجا، کجراه .

معنی کلمه Aberrant به انگلیسی

aberrant
• abnormal, irregular, straying from the norm; deviant, perverse
• aberrant means unusual and not normal.

Aberrant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mokhtari
نابجا
ایمان
انحراف
هدی چامه‌ای
بزهکارانه
بهادر اسلامی
غیر نرمال (رسمی)
مترادف : abnormal

مثال :
. His behavior seems aberrant
رفتارش غیر نرمال به نظر میرسه .


میتونید به کانال اینستاگرام من سر بزنید برای یادگیری لغات و اصطلاحات بیشتر همراه با مثال. ممنونم😉
Instagram.com/languageyar

Sunflower
strange
odd
peculiar
uncommon

غير طبيعي
غیر عادی و (عجیب و غریب)
خارج از حالت معمولی و همیشگی
خارج حالت طبیعی و همیشگی
خارج ار حالت عادی
نابهنجار


سارافرجپور
آنرمال ناهنجار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی aberrant

کلمه : aberrant
املای فارسی : ابررنت
اشتباه تایپی : شذثققشدف
عکس aberrant : در گوگل

آیا معنی Aberrant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )