دیکشنری
مترجم
بپرس
فهرست واژگان در لغت نامه دهخدا - صفحه 2645
شرج
شرج اباد
شرج العجوز
شرجب
شرجبان
شرجع
شرجعه
شرجه
شرجوی
شرجی
شرح
شرح اسم
شرح دادن
شرح ده
شرح دهنده
شرح کردن
شرحاف
شرحب
شرحبیل
شرحبیلی
شرحه
شرحه کردن
شرحوار
شرحوف
شرحی
شرخ
شرخان
شرخجی
شرخجیه
شرخر
شرخری
شرخست
شرخوب
شرد
شرداح
شرداخ
شرداغ
شرذمه
شرر
شرر امیز
شرر بیکدلی
شرر خراسانی
شرر زدن
شرر شیرازی
شرربار
شررستان
شررفشان
شرره
شرز
شرزاب
2641
2642
2643
2644
2645
2646
2647
2648
2649
2650