برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

کر

/kar/

مترادف کر: اصم، ناشنوا، آرزو، مراد، مطلوب، مقصود، توان، زور، قدرت، قوت، قوه
کر شدن
صم
کر نیست
شنوا
کر و کور
گنگ
پایتخت کر ه جنوبی
سیول
خودروی کر های
دوو
خودرویی کر ه ای
دوو
واحد پول کر ه جنوبی
وون
آب کره
هیدروسفر
آتشفشانی در کلمبیا که چندی پیش فوران کرد
گالراس
آخال | خاکروبه
آشغال
آخرین ساخته اکران شده داریوش مهرجویی با بازی مهتاب کرامتی
اشباح
آخرین ساخته اکران شده مجتبی راعی با بازی رضا ناجی | حسین محجوب و محمود پاک نیت
ترنج
آخرین سوره قرآن کریم
ناس
آخرین فیلم اکران شده داریوش مهرجویی با حضور مهتاب کرامتی | همایون ارشادی | مهدی سلطانی | رابعه مدنی | حسن معجونی | پیمان معادی و امیرعلی دانایی
اشباح
آخرین فیلم اکران شده مجتبی راعی با بازی رضا ناجی
ترنج
آخرین فیلم اکران شده مجتبی راعی با بازی رضا ناجی | حسین محجوب و محمود پاک نیت
ترنج
آشپزی کردن
طباخی
آفریدن و خلق کردن
سرشتن
آلتی برای کم یا زیاد کردن قوه الکتریسیته
ترانسفورماتور
آلیاژ آهن و کربن
چدن
آماده کردن
تدارک, تمهید
آماده کردن و به کار انداختن
راه اندازی
آمیختن و درهم کردن
مزج
آمیخته کردن
ترکیب
از فیلم های اکران نشده مانی حقیقی
ابادان
از فیلم های تام کروز در سال 2012 به کارگردانی کریستوفر مک کوئری
جکریچر
از فیلم های مرحوم ایرج قادری در سال 89 با بازی خودش | نیما شاهرخ شاهی | ماهچهره خلیلی | افسانه پاکرو و اکبر عبدی
شبکه
از فیلم های مرحوم رسول ملاقلی پور با بازی احمد نجفی | مسعود کرامتی | عبدالرضا اکبری و شهره لرستانی
پناهنده
از فیلم های معروف جیم کری
پت
از فیلم های منیژه حکمت با بازی نیکی کریمی | پگاه آهنگرانی و آتیلا پسیانی
سه زن
از فیلم های واروژ کریم مسیحی
تردید
از فیلم های آجلینا جولی به کارگردانی مایکل کریستوفر
جیا
از فیلم های اخیر تام کروز در ژانر علمی تخیلی به کارگردانی جوزف کونیسکی
فراموشی
از فیلم های اخیر راسل کرو که در آن نقش یکی از پیامبران را بازی کرده است
نوح
از فیلم های استیون اسپیلبرگ با بازی اریک با ناودانیل کریگ
مونیخ
از فیلم های بهروز افخمی با حضور پور عرب و نیکی کریمی
عروس
از فیلم های علمی تخیلی تام کروز به کارگردانی اسپیلبرگ
جنگ دنیاها
از فیلم های فرزاد موتمن با بازی نیکی کریمی | فریبرز عرب نیا | مهدی احمدی و شاهد احمدلو
باج خور
از فیلم های مارلون براندو ساخته هنری کاستر که در آن نقش ناپلئون را بازی کرد
دزیره
از فیلم های مسعود کرامتی
کودکانه
از فیلم های کریستوفر نولان با نقش آفرینی لئوناردو دی کاپریو و جوزف گوردون لویت
تلقین
از فیلمهای داریوش مهرجویی با بازی نیکی کریمی
پری
از فیلمهای رضا میرکریمی
زیر نور ماه
از فیلمهای کریم آتشی در سال 75 با بازی مرجانه دلدار گلچین و جمشید لایق
متهم
از قدیمی ترین شرکت های اتومبیل سازی در کره جنوبی
کیا
از قدیمی ترین شرکت های اتومبیل سازی کره جنوبی
کیا
از محصولات شرکت خودروسازی کرمان موتور
سیلو
از محصولات نرم افزاری اختصاصی شرکت مایکروسافت
مانی
از مناطق دیدنی در کرج
روستای کهنه ده
از مناطق دیدنی شهرکرد
آبشار آتشگاه
از نام های پیامبر اکرم (ص)
احمد
از نام های پیامبراکرم (ص) به معنی ستوده تر
احمد
از نام های قیامت در قرآن کریم
یوم الدین
از نام های مذکر عربی
عدنان
از نقاط دیدنی | زیبا و تاریخی شهرستان سر پل ذهاب استان کرمانشاه
قلعه یزدگرد
از هر چیز با زرنگی استفاده کردن
کره از اب گرفتن
از هر چیزی با زرنگی استفاده کردن
کره از آب گرفتن
هانیه
کِ ر. کنار در گویش کازرونی. مانند کر دلم کر گوشم (ع.ش)
سامیار
کر . ( ک ُ ) : در زبان لری به معنی پسر
در گویش لری مردم ممسنی پسر را گویند
آریا
کر با فتحه «ک»؛ در زبان مازنی (تاپوری) به چندین کسو ی شالی (که خود متشکل از چندین خوشه شالی می باشد) گفته می شود.
آریا بهداروند
نام رودی در فارس
به معنی پسر
کر::در زبان لری به معنی پسر
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری و به معنی
پسر.
کر:کوه راست قامت.کوهی که عظمت
خود را به رخ می کشد

Kor

رود کر در استان فارس

رود کر در جمهوری آذربایجان

نام کشور کرواسی
*کوروشی.کوراشی*

ایل کرایی بهداروند *ایل کورش عالی*
کر::کوروش
ایی::عالی.الی.

آریا بهداروند
کر::کل.کئله
نام واژه کل ::قوم لر بختیاری ستون سنگی در مسیر امامزاده ها می گذاشتند تا مسافر ها راه را پیدا کنند

این ستون ها به کل حضرت عباس معروف هستند.
در زبان لری بختیاری
به ستون سنگی کل می گویند kel
مرز زمین ها را با کل های کوچک مشخص
می کنند
KEL.KEr.KELa

در دهستان جهانگیری *زیلایی *مسجدسلیمان
محل سکونت ایل منجزی

روستای بقعه علمدار عباس (ع)*علمداری*محل سکونت طایفه مال احمدی منجزی در زیلایی شمالی


***
بقعه حضرت عباس (ع )در پایین دشت پلنگان در بین دو کوه
محل سکونت تیره رستمی از طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی در دهستان جهانگیری *زیلایی *جنوبی

بازی محلی لری هفت سنگ از روی این
ستون ها درست شده است

زنان لر بختیاری در جشن شادی و عروسی
واژه کل را فریاد می زنند(کلی لی)
محمدعلی پدرام
پسر ،فرزند مذکر ونرینه .
کره =بچه ی ستوران
آرش رفیعی
کُر = در لهجه لُری‌ ( لرستانی‌ها، بختیاری‌ها ) ب معنی پِسر میباشد. ولی ریشه این کلمه از کجاست نمی‌دانم.
حیدر مجرد
در زبان کرمانجی کَر به معنی الاغ و خرِ
Hizan
کُر در زبان گیلانی به معنی دختر است
علی
ک ر _با کسره لاتینش میشهcer
در زبان مازندران قسمت غرب(تنکابن_نشتارود)
به معنی صخره ی جوان و بلند است. مثال اسم محلی است (کربن _ cereben) بن هم به معنای پای. ریشه. پایین است. یعنی پایین صخره
پوریا13
کُر:(در زبان گیلکی)=دختر
یک کورد با افتخار
کر .. ب زبان کردی یعنی (خر)
علی باقری
کَر: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که گوش آن بسیار کوتاه است.
دینا
ناشنوا کسی که نمیشنود
حامد
کر به زبان گزی یعنی آلت تناسلی مرد
امیر گنجی
در گویش تاتی( کُر )به آلت تناسلی جنس نر گویند.
احمد حسن پور
کِرْ : در گویش بختیاری علاوه بر معنی های گفته شده چند معنی دیگر هم می دهد ؛

کِرْ به معنی مِهْ ، مانند : هوا کِرِ = هوا مه است
کِرْ در ترکیب کِرِ دی یا کِرِ دی لَقْ یعنی آتشی که با دود (=دی di) همراه است
کِرْ به تنهایی یا در ترکیب کِرِ وِرْ یعنی کسی که سر حال نیست یا حالت افسرده دارد
سینا
این کلمه اگر سورانی تلفظش کنی به فارسی می شود ( خر)
لهیر طیایی
کر در زبان کردی به الاغ می گویند
کر در زبان فارسی به کسی که ناشنوا است می گویند
کر در زبان لکی به پسر می گویند
فاطمه
کر(kar): در زبان مردمان شهرکلمه، یعنی *غار*
samir_8203
ناشنوا
deaf = mute
ع
ریشه یابی کلمات کر-کور-لال✅

این کلمات کاملا ترکی هستند و در این پست ریشه ی آن هارا بیان خواهم کرد.
💢💢💢💢
واژه ی kar و k�r(kor( را
ازبک ها در کنار استفاده از کلمه kar واژه ی گارانگ را استفاده میکنند که بی ارتباط با kar نیست
احتمالا این این کلمه قارانیق باشد
گرچه دوستان این کلمه را سوغدی میدانند اما در ریشه یابی این کلمه دست و پا میزنند❗️
ازبک ها به کر garang می گویند که طبق قاعده ی ترکی این کلمه قارانیق هست که به کلمه قارا سیاه میرسد مشتقات آن بسیار است که رایج ترین آن قارانلیق در بین مردم است.
واژه ی کر و کور در ترک ها با لغات مختلف ولی تبدیل شونده هستند
مثلا تاتار ها به این کلمه سوقیر میگویند در صورتی که ترکیه باشکورت ها و نوغای ها این کلمه را به صورت ساغیر معنی کر استفاده میکنند.
این میتواند یه سرنخ برای پیدا کردن ریشه این دو کلمه باشد
ترکمن ها در حالت دیگر به این کلمه t�nt که از ریشه t�n به معنی تاریکی است استفاده میکنند
که در ترکی امروزی این کلمه در حالت D�n به معنی دیروز بکار میرود و در قدیم به معنی تاریکی بوده من با آوردن کلمه ی t�nt خواستم بحث را به قارانیق و قارانلیق بکشم میبینید که همه به تاریکی , پوچی و سیاهی ختم میشود.
🅾️🅾️🅾️🅾️
قارانیق دی
کور است
کسی که تاریک میبیند کسی که سیاهی میبیند و این لغت به احتمال زیاد به کور ها استفاده میشده که به حالت kar و در فارسی به صورت کر استفاده میشود ما حتی فعل این کلمه را در بین ترکان داریم که به صورت karıxmaq استفاده میشود که قطعا به سیاهی و پوچی ختم میشود
سن ایشینده کاریخدین
و حتی واژه ی korlamaq هم زیاد دور با بحث ما نیست این کلمه واژه ی بسیار خوبی برای خراب کردن در ترکی است
تبدیل شدن معنی قارانیق از حالت کور به کر و یا برعکس بخاطر این بوده که مردم آن هارا در یک دید میدیده اند و دوما اینکه در مفهوم اشتراک معنی داشتند که به پوچی و تباهی میرسید ماجرا به حرف بنده آن جایی قدرت میبخشد که اویغور ها به کور قاریغو(قاریقی) میگویند
این کلمه کاملا معلوم است که از ترکی به سوغدی و حتی وارد پهلوی شده.

و اما واژه ی لال:✅
لال مطمئنم که این یال بوده و بی ارتباط با واژه ی یالاماق به معنی لیسیدن نیست.
از جمله تبدیل شدن های حرف ی به ل میتواند پیشوند لاپ-یاپ ذکر کرد که این کلمه از ریشه یاپماق به معنی ترین است.
لاپ گوزل-یاپ گوزل
مشتقات کلمه ی یال را به عنوان مثال میتوانیم معروفترین هایشان را به صورت یالین به معنی لخت / یالقیز به معنی تنها / یالاماق به معنی لیسیدن که مرتبط با زبان است و واژه ی معروف یالان را اشاره کرد.
💢💢💢💢
یالدی-لالدی
از برداشتی که از مشتقات شد همه ی آن ها به نقص و دارای یگانگی بودن اشتراک داشتند به خصوص واژه ی یالقیز یا یالنیز به حرف بنده قوت میبخشد .
یالین هم که معنی لخت را دارد و در بین مردم واژه آیاق یالین پا برهنه معروف است .
حال معنی لال-یال مشخص است چیست
کسی که ناقص است
کسی که تواناییش کم است
کسی که چیزی از اصل و باطن خودش کم شده(تفهیم شده با یالاماق)
🌀در واقع میشود گفت که واژه ی یال بن و پایه ی مشتقات آن است (به معنی ناقص و کم دارا به صورت اصطلاحی به معنی پوست کنده)
با این همه میتوانیم کلمه ی یالان را به معنی دروغ معنی کنیم چیزی که ناقص و بی ارزش میکند و حتی کلمه ی یالتاق به معنی چاپلوس
یال ایت اق
حالتی است که انسان را خار و بی ارزش میکند.
اگر ما بخواهیم یال را در حالت کلی معنی کنیم به معنی غیر خود کفا و بی ارزش است نا چیز است
یالوارماق
یال اسب و کلماتی از این قبیل دقیقا در یک مسیر قرار دارند .⏺

امیدوارم با خواندن این پست لذت برده باشید و زبان ترکی را زنده نگه داریم.
♻️♻️♻️


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی