برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

کتاب

/ketAb/

مترادف کتاب: تذکره، دفتر، دیوان، رساله، سفینه، صحیفه، کتابچه، کشکول، مصحف، مکتوب، نامه، نوشته

برابر پارسی: نسک، نوشته، نامک، ماتیکان، نوشتار
کتاب آسمانی
قران
کتاب اخوان ثالث
از این اوستا
کتاب امام خمینی
کشف الاسرار
کتاب امام خمینی در مورد ادعیه و زیارات
شرح دعای سحر
کتاب امیل زولا
نانا
کتاب تامس هاردی
یهودی عجیب
کتاب جامی
بهارستان
کتاب حضرت داوود
زبور
کتاب داســتان
رمان
کتاب دینی مسیحیان
انجیل
کتاب دینی یهودیان
تورات
کتاب رموز حساب و قوانین حرکات ستارگان
زیج
کتاب رکوردهای جهانی
گینس
کتاب زرتشت
اوستا
کتاب فر هاد فخرالدینی
شرح بینهایت
کتاب فیزیک و شیمی قدیم
رنر
کتاب گارسیا لورکا
یرما
کتاب مانی
ارژنگ
کتاب مذهبی زرتشتیان
اوستا
کتاب مذهبی هندوان
ودا
کتاب مصور مانی
ژنگ
کتاب معروف «امیل زولا» نویسنده فرانسوی
نانا
کتاب مقدس زرتشت
اوستا
کتاب مقدس مسلمانان
قران
کتاب مقدس هندوان
ودا
کتاب نظامی
خمسه
کتاب های سخن سنجی برگ های پراکنده اشعار به نام این شاعر فقید کشورمان است
لطف علی صورتگر
کتاب هوگو
ابله
کتاب کهن بودا
تیپیکا
از فیلم های کیومرث پوراحمد بر اساس کتاب «قصه های مجید»
شرم
از فیلم های کیومرث پوراحمد بر اساس کتاب قصه های مجید هوشنگ مرادی
نانوشعر
از کتاب های دافنه دو موریه
ماد
اقتصاد دان انگلیسی متولد 1776 میلادی صاحب کتاب «رسانه درباره اصل جمعیت»
مالتوس
اقتصاددان آمریکایی متولد 1857م و صاحب کتاب «نظریه طبقه مرفه»•
تورستین بوندوبلن
اقتصاددان آمریکایی متولد 1910 که با همکاری «پل بارن» کتاب «سرمایه انحصاری» را نوشت•
سویزی
اقتصاددان انگلیسی متولد 1772 میلادی و صاحب کتاب «درباره اصول اقتصاد سیاسی و مالیات» که در سال 1817 منتشر شد
ریکاردو
اقتصاددان انگلیسی متولد 1776 میلادی که معتقد بود یک عدم تعادل اساسی میان میزان افزایش جمعیت و ازدیاد ثروت وجود دارد• وی کتاب معروف «رساله درباره اصل جمعیت» را بدون نام نویسنده در سال 1798 منتشر کرد
مالتوس
اقتصاددان انگلیسی متولد 1842 میلادی صاحب کتاب « پول | اعتبار و تجارت »
آلفرد مارشال
اقتصاددان بلژیکی متولد 1923 خالق کتاب «شکل گیری افکار اقتصادی کارل مارکس»
ارنست مندل
اقتصاددان سوئدی متولد 1851 صاحب کتاب «ارزش سرمایه و عواید»
کناثویکسل
اقتصاددان لهستانی آلمانی صاحب کتاب تراکم سرمایه متولد 1871میلادی
روزال و کزامبورگ
اقتصاددان و فیلسوف اسکاتلندی متولد 1723 و صاحب کتاب «تحقیقی درباره ماهیت و علل ثروت ملل»
اسمیت
اقتصاددان و نظریه پرداز لهستانی | آلمانی متولد 1871 میلادی صاحب کتاب «تراکم سرمایه»
روزالو کزامبورک
بازیگر آلمانی فیلم کتاب خوان
داوید کروس
بخش دوم کتاب برباد رفته
اسکارلت
بهترین کتاب جایزه ادبی « ماراکاسنز» سال 2010 تألیف رومن گراف نویسنده 31 ساله سوئیسی
اقای بلانس
پر فروش ترین کتاب صادق چوبک
روز اول قبر
پرفروش ترین داستان خارجی در بازار کتاب نوشته «خالد حسینی»
هزار خورشید تابان
پرفروش ترین کتاب سال 1387 ایران
دا
پزشک و جامعه شناس فرانسوی که کتاب تاریخ تمدن اسلام ازوست
گوستاو لوبون
پسوند سه حرفی و مشخص کننده بافت پرونده های کتاب الکترونیکی در برنامه ادوبی آکروبات
پیدیاف
پنجمین مثنوی از کتاب هفت اورنگ جامی
یوسف و زلیخا
تفسیر و شرح کتاب اوستا
ایارده
جامعه شناس و مردم شناس سرشناس فرانسوی و صاحب کتاب تمایز
پیربوردیو
خالق کتاب بوزینه های پشم آلو
اونیل
خالق کتاب راه نیرنگ
ویکتور استروفسکی
دانش و فن نگهداری کتاب ها واداره کتابخانه
کتابداری
رمان خون آشامی برای افراد بالغ (+18)که توسط استفنی میر نوشته شده است این کتاب بصورت رسمی با جلد سخت در سال 2005 منتشر شد
سپیده دم
رمز کتاب التهذیب شیخ طوسی
یب
سر آغاز کتاب یا نامه
عنوان
سر فصل کتاب | لقب
عنوان
شاعر ایرانی دوره سلجوقی که کتاب سندبابدنامه را به او نسبت می دهند
ازرقس
شاعر معاصر مولف کتاب کوچه
شاملو
شرح کتاب اوستا
ایارده
صاحب کتاب المجسطی
صاحب کتاب المجسطی
فهرستی از آگاهی های کتاب شناسی با مرجع ها و مأخذ
نمایه
فیزیکدان برجسته روس و نویسنده کتاب تاریخ زمین با نام کوچک ژرژ
گاموف
فیلسوف آلمانی با کتاب سرمایه سده نوزدهم
کارل مارکس
فیلسوف آلمانی مولف کتاب سپیده دم
نیچه
فیلسوف آلمانی کتاب چنین گفت زرتشت
نیچه
فیلسوف انگلیسی و نویسنده کتاب قدرت و تاریخ فلسفه غرب
راسل
فیلسوف هلندی سده 17 که مجموعه اصول فلسفی او در کتاب علم اخلاق است
(باروخ اسپی نوژا
گاو کتاب کلیله و دمنه
شتربه
گاو کتاب کلیه و دمنه
شتربه
لقب الکسی ماکسیموویچ | نویسنده روسی کتاب های مادر | دانشکده های من | دشمنان و •••
ماکسیم گورکی
مؤثرترین کتاب تاریخ آمریکا در مورد رنج بردگان
کلبه عمو توم
مترجم پرفروش ترین کتاب سال 86 با موضوع سیاسی | به نام «انتخاب سلطه یا رهبری» به قلم«زبیگنو برژینسکی»
امیرحسین نوروزی
مجموعه ای از دعاها و مناجات امام زین العابدین (ع) در این کتاب معروف آمده است
صحیفه سجادیه
مطلب ابتدایی کتاب ها قبل از مطرح شدن موضوع اصلی آن
مقدمه
مولف کتاب کوچه درباره فرهنگ مردم کشورمان
احمد شاملو
نام کتاب شعری از مولانا جلا ل الدین محمد بلخی
مثنوی معنوی
نام کتاب شعری از مولانا جلال الدین محمد بلخی | این کتاب از 26000 بیت و 6 دفتر تشکیل شده و یکی از برترین آثار ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت فارسی پس از اسلام است
مثنوی معنوی
نام کتاب مقدس هندوان
ودا
نوشتن کتاب تحقیقی
تالیف
نویسنده فرانسوی خالق کتاب بیگانه
کامو
نویسنده فرانسوی صاحب کتاب «مرده های بی کفن و دفن»
سارتر
نویسنده کتاب «جک دایموند»
اتللیلیا نوینیچ
نویسنده کتاب «قارچ ها در شهر» که پرفروش ترین داستان کوتاه امسال بود
کالینو
نویسنده کتاب عشق و یک دروغ
مارگریتوست
نویسنده کتاب کیمیای سعادت
غزالی
واحد شمارش کتاب و روزنامه و مجله
نسخه
واحد شمارش کتاب | مجله
جلد
یازدهمین کتاب کامیک از سری ماجراهای تن تن و میلو که توسط هرژه نوشته و چاپ شد
راز اسب شاخدار
یکی از ســه بخش کتاب کمدی انسانی نوشته دانته
دوزخ
آنچه در پایین صفحه کتاب نوشته میشود•
پاورقی
از بزرگترین فلاسفه قرن نوزدهم انگلستان و صاحب کتاب اصول علوم اجتماعی
هربرتاسپنسر
از پرفروش ترین کتاب های خارجی امسال نوشته «خالد حسینی»
هزار خورشید تابان
از دانشمندان علم اقتصاد و صاحب کتاب «سرمایه»
مارکس
از ده کتاب برتر افسانه ای
رودخانه افسانه ای
احسان
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پراپ prãp (کردی: په راو)
نُساپ nosãp (کردی: نووسراو)
مَتیان matyãn (پهلوی)
کوراس kurãs (پهلوی: کوراسْک)
سَروَنگ sarvang (اوستایی: سْرَوَنگْهْ)
تاتْوا tãtvã (سنسکریت: تَتّوَ)
گِرانتا grãntã (سنسکریت: گْرَنتهَ)
پوشکا puŝkã (سنسکریت: پوسَکَ)
مجتبی عیوض صحرا
کُتّاب-
جمعِ کاتب-نویسندگان-مَکتَب،مدرسه!
پرستو
نیوه
نیوه با واژه نوشتن هم‌ریشه و به معنای کتاب است.
محمدرضا
نیوه واژه کتاب پیش از امدن واژه های اربی در پارسی دری بکار میرفته.پس نیوه بهترین گزینست و از نوشتن می اید.ماتیکان تنها پرسش و پاسخ های دینی و داوری یا قضایی را میگویند.
محمدرضا نظری
برابر کتاب میشود نیوه
شهریار آریابد
در پهلوی " نبیگ " برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
در اوستا " نسک"
لالالالاالالالاالالا
کتاب
۱. نوشته.
۲. اوراق چاپ شدۀ جلدشده.
۳. [قدیمی، مجاز] قرآن.
۴. [قدیمی] نامه.
* کتاب مقدس: کتابی مشتمل بر عهد عتیق (تورات) و عهد جدید (انجیل) و کتاب های دیگر از پیامبران بنی اسرائیل.
۱. [جمعِ کاتب] =کاتب
۲. دبستان، مکتب.
فر کیانی

لغت آریایی *ket� به ماناک کتاب رساله book treatise که شکل دیگر آن چتا-جتا *jot� به ماناک نامه است نشان میدهد واژه کتاب هیچ رپتی (ربطی) به واژگان اربی کاتب، مکتب و مکتوب ندارد. دانستنی است لغت کتاب که آنرا در کشور ولز نیز cadw میخوانند در استان پارس در چند دهه پیش به شکل کتو زپت (ضبط) شده همانتور که هم اکنون در گویشهای لُری و کُردی آنرا کتو میخوانند.‎ پسوند ب در لغت کتاب آوای پایانگر است که در واژگان زیر نیز دیده میشود: در-درب، جو-جوب (جوی آب)، ور (زدن)-ورب verb، وژه-وجب، جلو-جلوب، غسا (گوشت)-غساب (قصابی=گوشت فروشی)، هو←خو-خوب. همتاهای دیگر کلمه ی کتاب، نبیگ، نسک و ماتیکان است.

محمدرحیم ریگی
نوشتگاه
The one
دوستانی که واژه ی نیوه را نوشتند، بنمایه ی شما چی بوده؟ من کاملا مطمئن هستم که این واژه درسته، و همان واژه ی nebig در پهلوی است. ولی میشه یک نمونه بدید که این واژه بکار گرفته شده؟
امید
@The one

در فرهنگ کوچک پهلوی برگردان بانو میر فخرایی در روییه ی ۱۱۱، واژه ی نیوه را می‌شود یافت. واژه ای است که در نوشته های پازند (نوشته های زرتشت ها) پیدا می‌شود. درود بر شما که بدون بنمایه چیزی را نمی پذیرید :)
علی سیریزی
مُتیان ، نوشته ، نوشتار
علی باقری
واژه ی کتاب در زبان پهلوی "نامک " که بعدا پسوند (ک) به ه تبدیل شد مثل ستارک تبدیل شد به ستاره نامک مأخوذ از "نام "، کردی "نامه " (= مراسله ) (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) در زبان کردی به کتاب "Pirtuk) " pirtuk ) هم می گویند .
ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
در بیت بالا نامه همان کتاب است . کتاب را در همین نام در زبان مغولی می بینیم در زبان مغولی به کتاب Nom گفته می شود . در زبان عربی کتاب از ریشه کتب به معنی نوشته شد می باشد این واژه به زبان فارسی و تعدادی از زبان ها ورود پیدا کرد .مثل زبان های اردو، پشتو ، سندی ، فارسی (کتاب ) اویغوری ، كئتاب ، ترکی آذربایجانی Kitab ، پنجابی Kitāba ، سواحیلی Kitabu ، ترکمنی Kitap ، ترکی استانبولی kitap ، قرقیزی kitep ، ازبکی Kitob ، تاجیکی Kitoʙ ، عربی ، ktab ، مالتیKtieb ،
رد پای واژه ی کتاب را در زبان های زیر نیز می توان دید . بلغاری kniga ، روسی kniga ، مقدونی Kniga ، اسلواکی kniha ، بلاروسی Kniha ، چکی Kniha ، اسلوونیایی Knjiga ، بوسنیایی Knjiga ، کروات knjiga ، لیتوانیایی Knyga ، اوکراینی Knyha ، مجاری konyv ، فنلاندی kirja
----------
واژه ی دیگری از کتاب که در زبان های بیشتر جهان خود نمایی می کند واژه ی انگلیسی book می باشد . ریشه ی این واژه را باید در مصدر( بوکمک ) زبان ترکی پیدا کرد . حالا چگونه book با این واژه ارتباط دارد چیز زیادی نمی دانم . بوکمک به معنی از وسط تا کردن معنی می دهد. وقتی چیزهای که به نوعی ورق ورق هستند مثل نان روی هم گذاشته شود و از وسط تا گردد می گوییم بؤکُم . واحد شمارش نان در روستاها ی آذربایجان این گونه بوده و هست . مثلا هفت عدد نان را روی هم می گذارند و از وسط تا می کنند و می گویند( بیر بوکم چؤرک ) یا به یک بسته پول که از وسط تا شده باشد می گویند (بیر بؤکُم پول) بنا بر این ریشه بوک انگلیسی از مصدر بؤکمَک گرفته شده به معنی تا کردن از وسط . بؤکؤلو یعنی روی هم تا شده
واژه ی book انگلیسی در این زبان ها دیده می شود
(انگلیسی ، دانمارکی ، لهستانی ، مالاگاسیایی ، نروژی Book ) ، لوگزامبورگی Buch ، آلمانی ، Buchen ، تلوگویی Buk سومالیایی Buka ، گجراتی Buka ، هاوائیایی Buke ، اندونزیایی ، Buku ، جاوه‌ای Buku ، سینهالی Buku ، مالایی Buku نیانجایی Buku ، سوندایی Buug ، سوئدی bok ، بنگالی Ba i ، سبوانو Basahon ، صربی Bhuku ، آفریکانس boek ، فریزی غربی Boek ، هلندی Boek ، سوتویی جنوبی Buka ، ایسلندی Bok ، شونایی pota ، مائوریایی Pukapuka
----------
عده ای از زبان ها این واژه را از واژه لاتین liber گرفته اند به معنی حافظه یا کتاب و یا به معنی چیزی که بتوان چیز های فراموش شدنی را در آن نگه داشت .
ایرلندی Leabhar ، گیلی اسکاتلندی Leabhar ، آلبانیایی liber ، اسپرانتو Libro ، ایتالیایی libro ، کورسی Libru ، باسکی liburua ، هوسیایی Littattafai ، هائیتیایی Liv ، پرتغالی Livro ، ولزی Llyfr ، یوروباییIwe ،
--------
در زبان هندی به کتابpustak گفته می شود و در زبان کردی Pirtuk " به نظر می رسد که به معنی سربسته باشد . تعدادی از زبان ها واژه مذبور را برای کتاب از این زبان ها گرفته اند .
کانارا Pustaka ، مراتی Pustaka ، نپالی Pustaka ، مالایالامی pustakam ، تامیلی Puttakam ،
در زبان فرانسه به کتاب Reserver گفته می شود تعدادی از زبان ها با تغییراتی Reserver برای کتاب بکار می برند .
کاتالانReserva ،گالیسیایی Reserva ، اسپانیایی Reservar
چ
مفرد وجمع کتاب
م بیک
چیخوان
چیزی را می خوانیم
کوروش
کتاب کلمه ای کاملا فارسی است از دو بخش ک و تاب تشکیل شده است و ک کوتاه شده کلمه کوو به معنی پوست درخت و حیوان است و تاب هم یعنی پیچانده شده و لوله شده است و منظور نوشته های پوستی بود که لوله می شدند.
حمیدرضا دادگر_فریمان
تذکره، دفتر، دیوان، رساله، سفینه، صحیفه، کتابچه، کشکول، مصحف، مکتوب، نامه، نوشته
ایرزاد
کِتاب
واژه ای پارسی از ستاک : کِت ، کَت ، خَط، خَت، خَراشیدن ، خَراط ، سدای خِرت هنگام تراشیدن ، همچنین هم ریشه با
آلمانی : schreiben : s- chreib- en ( شرایبِن)
s = پیش وند = از ، آز ، کامل
chreib ( خرَیب) = خراشیدن ، هم خانواده با واژه ی به نمایان اربی : خَراب : خَر- آب( چیزی که خراشیده شده)
انگلیسی : schribe
در زمان های گُذشته با ابزاری نوک تیز روی سنگ ، گِل ، چوب با کَتبیدن/ خَتبیدن / خراشیدن می نوشتند.
کتاب : کِت- آب
کِت = خِت< خَط< خِرت< خَراط( کسی که می خَراشد)
آب = پس وند نام ساز هم چون در : جواب ، جوراب ، شاداب ، ... که up انگلیسی و آف / اَف پارسی کهن است.
ستاک " کَت" برای اینکه سه تایی ( ثلاثی) شود وات " ب" به آن افزوده شده : کَتَبَ و از روی آن واژه های دیگر برساخته شده اند : کاتب، مکتوب ، مکتب، کتابت... پیشنهاد :
می توان در پارسی کارواژه ی : کِتبیدن و کِتباندن را مانند چَسبیدن ، چَسباندن را برساخت و از آن واژه های دیگری درست کرد : کِتبَنده ، کِتبیده ، کِتبش، کِتبشگاه....
آرشاگرگین

کِتاب
واژه ای پارسی از ستاک : کِت ، کَت ، خَط، خَت، خَراشیدن ، خَراط ، سدای خِرت هنگام تراشیدن ، همچنین هم ریشه با
آلمانی : schreiben : s- chreib- en ( شرایبِن)
s = پیش وند = از ، آز ، کامل
chreib ( خرَیب) = خراشیدن ، هم خانواده با واژه ی به نمایان اربی : خَراب : خَر- آب( چیزی که خراشیده شده)
انگلیسی : schribe
در زمان های گُذشته با ابزاری نوک تیز روی سنگ ، گِل ، چوب با کَتبیدن/ خَتبیدن / خراشیدن می نوشتند.
کتاب : کِت- آب
کِت = خِت< خَط< خِرت< خَراط( کسی که می خَراشد)
آب = پس وند نام ساز هم چون در : جواب ، جوراب ، شاداب ، ... که up انگلیسی و آف / اَف پارسی کهن است.
ستاک " کَت" برای اینکه سه تایی ( ثلاثی) شود وات " ب" به آن افزوده شده : کَتَبَ و از روی آن واژه های دیگر برساخته شده اند : کاتب، مکتوب ، مکتب، کتابت... پیشنهاد :
می توان در پارسی کارواژه ی : کِتبیدن و کِتباندن را مانند چَسبیدن ، چَسباندن را برساخت و از آن واژه های دیگری درست کرد : کِتبَنده ، کِتبیده ، کِتبش، کِتبشگاه....
آرشاگرگین
لغت آریایی *ket� به ماناک کتاب رساله book treatise که شکل دیگر آن چتا-جتا *jot� به ماناک نامه است نشان میدهد واژه کتاب هیچ رپتی (ربطی) به واژگان اربی کاتب، مکتب و مکتوب ندارد. دانستنی است لغت کتاب که آنرا در کشور ولز نیز cadw میخوانند در استان پارس در چند دهه پیش به شکل کتو زپت (ضبط) شده همانتور که هم اکنون در گویشهای لُری و کُردی آنرا کتو میخوانند.‎ پسوند ب در لغت کتاب آوای پایانگر است که در واژگان زیر نیز دیده میشود: در-درب، جو-جوب (جوی آب)، ور (زدن)-ورب verb، وژه-وجب، جلو-جلوب، غسا (گوشت)-غساب (قصابی=گوشت فروشی)، هو←خو-خوب. همتاهای دیگر کلمه ی کتاب، نبیگ، نسک و ماتیکان است.
علیرضا
نبیگ ، نوشته ،نوشتار


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی