برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران
 
هل
لاچی
س هل و آسان
ساده
از قبائل عصر جاهلیت اعراب
اوس
از قبایل عرب در عصر جاهلیت
اوس
از مثنوی های امیر خسرو دهلوی
قران السعدین
از مثنوی های اهلی شیرازی که 520 بیت دارد و موضوع آن عشق پاک « جم » به دختر پسر عم خود « گل » است
سحر حلال
از مدیران دوبلاژ سرشناس کشورمان با گویندگی به جای شخصیت هایی چون ناوارو و شرلوک هلمز
زند
استهلاک
فرسایش
اقتصاد دان اهل بریتانیا متولد 1910 میلادی که جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد
رانالدکواس
اقتصاددان اهل بریتانیای کبیر 1991 | 1915 و برنده جایزه نوبل اقتصاد
ارتورلوییس
اقتصاددان اهل بریتانیای کبیر و متولد 1907 که نوبل اقتصاد را دریافت کرد و در سال 1995 وفات یافت
جیمزمید
اقتصاددان اهل بریتانیای کبیر که او هم جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرده است
ریچارد استوان
اقتصاددان هلندی برنده نوبل اقتصاد
یانتین برگن
اقتصاددانی هلندی متولد 1903 که موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصادی شد
یانتین برگن
انسان چهل هزار سال پیش
نیاندرتال
اهل
شایسته
اهل خانه
سکن
اهل خانه مرد
عایله
اهـل سرزمین شگفتی هاست
هندی
اهل سرگرمی
متفنن
اهل سنت
تسنن
اهل شب هقاره
هندو
اهل قاره ما
اسیایی
اهل مازندران
مازنی
اهل محل
بومی
اهل مرند
مرندی
اهل مرکز مازندران
ساروی
اهل مزاح
شوخ
اهل منطقه و محلی
بومی
اهل مکه
مکی
اهل هند
هندو
اهل و عیال دارد
متاهل
اهل کرواسی
کروات
اهل کشور چکمه ای
ایتالیایی
اهل کشور خودمان
ایرانی
اهل کشور شیرهای رام نشدنی
کامرونی
اهل کشور همسایه شمالی
روسی
اهل کن
کنی
اهل یمن
یمانی
اهلی
رام
اهلی | مطیع
رام
اهلــی شــده
دستاموز
اهلی نیست
وحشی
اهلی و دست آموز
رام
اهلی و رام
براه
اهلی و سربه راه
رام
اهلی و مطیع
رام
ایالتی در هلند
لیمبورخ
این عبارت اقتصادی از تفاضل تولید ناخالص ملی و استهلاک سرمایه های ثابت حاصل می شود•
تولید خالص ملی
باز هم سهل
اسان
بازیگر نقش جهان پهلوان تحتی
فریبرز عربنیا
بازیگر و کارگردان اهل ایالات متحده آمریکاست که دو بار برنده جایزه اسکار شده است
کوین کاستنر
محمدحسین
به ضم ه. کچل. سر هل: سر بی مو در گویش کازرونی(ع.ش)
ابوالفضل
هل (hol) : کژ، ناراست
واژه در فرهنگهای فارسی به معنای (( آغوش و بغل )) ودر ترکیب (( هل دادن ))
یعنی(( کسی یاچیزی را به جلو راندن )) آمده است . اما معنی دیگری که در این ناحیه کاربرد دارد هیچ یک از فرهنگ های فارسی به آن نپرداخته اند (( کژ و ناراست )) است این واژه بازمانده ی ( خوهل =Xwahl ) فارسی میانه به همان معناست.ودر اثر تحول گروه صوتی (خو = Xwa) حذف ودر عوض مصوت O به آن اضافه شده و به صورت (هل = hol) درآمده است. دهخدا« خُل » را گونه ی دیگرخوهل ذکرکرده است.
این واژه درفارسی دری زرتشتی (خهل xahl و خال xāl) است.(نک،گلشاه ص343)
دربند86 یادگارزریران تنها متن حماسی میانه( البته اصل داستان پارتی واشکانی است) خوهل را صفت گیسو گرفته وآن را درمعنی( پیچان ، مجعد و فر) به کار برده است، واز زبان بستور به زریرپدرمرثیه وارمی گوید:
« این گیسو وریش خوهلت را باد آشفته است1»
پس ار ژاژ و خوهل آوری پیش من
همت خوهل پاسخ دهد پیرزن. (بوشکوربلخی)
رویت براه سگبان ماند همی درست
باشد هزار کژی و باشد هزار خوهل. ( منجیک ترمذی)
آن بندها که بست فلاطون به پیش من
خوهل است و سست پیش کهین پیشکار من. ( ناصرخسرو قبادیانی)
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
خاکستر
Hol
محمد
هل درختچه ایی است که نام اصلی آن برگ بو هین گویند و تخم کوچکی دارد و شبیه بدانه بزر میباشد وساقه های آن خار های بلندی دارد
بیم ایه هل انی محاله ما را کارینی با غیر خیرونی گلایه حل انی محاله
اورعی خوانساری
سوراخ
هل با ضمه ه
هل مسر:سوراخ بزرگ
علی باقری
هِل:(امر از مصدر هشتن ) ترک کن ، رها کن
((باز هل این فرش کهن پوده را
طرح کن این دامن آلوده را))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷۲،ص 297 .)
محمد حسین کریمی
آیا....هم معنی اَ....برای پرسیدن سوالاتی که جواب آن نعم(بله)و لا(خیر) است به کار میرود.
رضا زارع شاه آبادی
نام ادویه، مخفف هلهله


نام نویسی   |   ورود