برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

معطر

/mo'attar/

مترادف معطر: بویا، خوشبو، دماغ پرور، عاطر، عطرآگین، عطرآمیز، گل بو، گل بیز، نافه بو

متضاد معطر: بویناک، گندیده، متعفن

برابر پارسی: بویا، خوشبوی، مشگبوی
آب مایه معطر و ضد عفونی کننده
ادکلن
درختچه ای زینتی از تیره زیتونیان با گل های معطر و سفید
یاس
گل معطر شب بو
هیری
گیاهی دارویی | معطر متعلق به تیره نعناییان
ریحان مقدس
ماده معطر از ناف آهوی ختن
مشک
ماده معطر شیرینی
وانیل
نوعی غذای آماده که از گوشت چرخ کرده به همراه چربی حیوانی | نمک | ادویه و گاهی اوقات گیاهان معطر تهیه می شود
سوسیس
از درختان معطر با خاصیت دارویی
بیدمشک
از سبزی های معطر که در دوغ می ریزند
کاکوتی
چوب معطر
ند
دانه و چاشنی معطر
هل
سبزی معطر
رها, مرزه
صمغ معطر
خالص, بی غش
گل خوشه ای معطر
اقاقیا
گل سفید معطر
یاس
گل معطر
اسفرم
گل معطرو خوش بو
هیری
گلی معطر
مریم
گیاه علفی معطر
مرزنگوش
گیاهی از تیره سوسنی ها با گل های زیبا و معطر
همیشک
گیاهی از تیره سوسنی ها با گلهای معطر
همیشک
ماده ای معطر
اسانس
معطرکننده بستنی
وانیل
میوه ای معطر
شاهتوت
نوشابه معطر
چای
از سبز یهای معطر
کاکوتی
راهی
عطرمایه
حمیدرضا دادگر_فریمان
بویا، خوشبو، دماغ پرور، عاطر، عطرآگین، عطرآمیز، گل بو، گل بیز، نافه بو


نام نویسی   |   ورود