برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

مثل

/masal/

مترادف مثل: الگو، تالی، جفت، جور، داستان، زبانزد، شبه، شبیه، عدیل، قبیل، قرین، کفو، مانند، مشابه، نظیر، نمونه، همال، همانند، همتا، حکم، فرمان، تصویر، تمثال، مثل ها | حکایت، افسانه، قصه، پند، اندرز، عبرت، ضرب المثل، مثال، نمونه، حالت، وضعیت

برابر پارسی: زبانزد، افسانه، داستان، مانند، نمونه، همانند، همتا، همسان، همسنگ
مثل
اسا
مثل | مانند
همتا
مثل | نظیر
همتا
مثل آدم گرفتار
گاوش زاییده
مثل آنکه از چیزی ناراحت نمی شود
ککش نمی گزد
مثل افراد ساده لوح
هالوگیر آوردن
مثل باد
بادسا
مثل پیش بینی شر کردن
نفوس بد زدن
مثل حرف نسنجیده زدن
نبریده دوختن
مثل حرفی که ورد زبان ها باشد
نقل مجلس
مثل درآمد کارمندی
آب باریکه
مثل دزد بی عرضه
آفتابه دزد
مثل دیگران
همانند
مثل سایه
سایه وار
مثل سخت مجازات کردن
نقره داغ کردن
مثل فرد خسیس
ناخن خشک
مثل فرد دست تنها
یک لنگه پا
مثل ناله و شکایت کردن
نک و نال کردن
مثل هم
همانند
مثل هم بودن
شباهت
مثل و شبیه
مانند
مثل و مانند
شبیه
مثل و همتا
مانند
مثل یکدیگر
همانند
اندام تولید مثل قارچ ها
هاگ
بدهی هایی را که باید در مدت کوتاه مالی (یک سال) کارسازی کرد مثل حقوق پرداختی
بدهی جاری
توده چیزی مثل گندم یا جو
کوت
در مثل آخر پاییز می شمارند
جوجه
در مثل از کنده بلند می شود
دود
در مثل بهتر از هیچی است
کاچی
در مثل خســیس پس نمی دهد
نم
قله ای که در مثل دست نیافتنی است
قاف
نوعی ساز مثل گیتار
بالالایکا
ورزشی بین المللی که قوانین آن مثل والیبال بوده ولی مثل فوتبال با پا بازی می شود
فوتوالی
کارگردان فیلم های «هزاران زن مثل من» و «انعکاس»
کریمی
یکی از سبزی ها که در تهیه خوراکهای ایرانی مثل قورمه سبزی و کوفته برنجی استفاده می شود
شنبلیله
آوازش در مثل از دور شنیدن خوش است
دهل
از سبزی ها که در تهیه خوراک های ایرانی مثل قورمه سبزی و کوفته برنجی استفاده می شود
شنبلیله
از نسبت های مثلثاتی
کسینوس, سینوس
ازتوابع مثلثاتی
تانژانت,کسینوس,سینوس
اصطلاحی در مثلثات
سینوس
بلندترین ضلع مثلث قائم الزاویه
وتر
بلندترین ضلع مثلث قایم الزاویه
وتر
تابع مثلثات
سینوس
جزیره مثلثی
دلتا
جزیره مثلثی شکل مصب رودخانه
دلتا
حجمی به شکل مثلث
هرم
حرف مثلثی شکل یونانی
دلتا
درمثل غنیمت است
دم
ریاضی دان ومنجم ایرانی و بنیانگذار بخشی از مثلثات
ابوالوفای بوزجانی
سلول تولید مثل
گامت
شبیه | مثل
اسا
شبیه و مثل
مانند
شهری در مثلث
میانه
مثلث اسرار آمیز اقیانوس اطلس
برمودا
مثلی با مفهوم بدبختی به منتهی رسیده
اب از سرش گذشت
جواد
عین
سایه
شبیه به هم - نمونه
حمیدرضا دادگر_فریمان
مانند،شبیه، ند،آسا،وار،الگو، تالی، جفت، جور، داستان، زبانزد، شبه، عدیل، قبیل، قرین، کفو، مشابه، نظیر، نمونه، همال، همانند، همتا، حکم، فرمان، تصویر، تمثال، مثل ها | حکایت، افسانه، قصه، پند، اندرز، عبرت، ضرب المثل، مثال، نمونه، حالت، وضعیت
سامان حیدری
مانند like
ザフラ チャクサー
حکایت، افسانه
☆☆
حکایت،داستان کوتاه
حسین فلاح
نمونه، مانند،داستان
میرحسین سیاوشی خیابانی
درست مثل یک پزشک
امیر حسین
چو، بسان، مانند، به نمونه


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی