برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
 
لقب یوسف شاه دوا از اتبکان لر بزرگ
رکن الدین
کارگردان دختر لر | اولین فیلم ناطق ایرانی
سپنتا
آب لرزه
سونامی
آلر
سرین, کفل, ران
از فیلم های مرحوم رسول ملاقلی پور با بازی احمد نجفی | مسعود کرامتی | عبدالرضا اکبری و شهره لرستانی
پناهنده
از فیلم های عبدالرضا کاهانی
بیست
از گلرهای معروف سابق تیم ملی فوتبال ایران
بهزاد غلامپور
از کوههای لرستان
اشترانکوه
الرد
تور بزرگ کاهکشی
برادر لرستانی
برار
برزگترین حجاری دوره ساسانیان که نمایشگر پیروزی شاپور اول بر والرین | امپراطور روم شرقی است
نقش رستم
بنای زیارتی که در 45 کیلومتری شهرستان لردگان در روستای شهسوار واقع است
امامزاده محمد
بندر بلغلرستان
وارنا
به لرزش در آوردن
لرزاندن
به لرزه درآمد
لرزید
بیماری ذات الریه
سینه پهلو
بیماری لرزش اندامها
پارکینسون
بیماری لقوه و لرزش اندامها
پارکینسون
پروژه پر خرج و ناتمام اسی نیکنژاد درباره قهرمان زن ایرانی اتومبیلرانی
لاله
پزشک شهیر ایرانی دربار هارون الرشید
ابن ماسوله
پزشک مشهور ایران در دربار هارون الرشید
ابن ماسویه
تکان و لرزش
لرزه
جذاب و دلربا
گیرا
حرکت و لرزش
تکان
حزب هیتلر
نازی
حکومت عصر هیتلر
رایش
داغ در تلفظ کردی و لری
داخ
دختر لری
دت
در حال لرزیدن
لرزان
درخت لرزان
بید
دریاچه ای در استان لرستان
گهر
دریاچه لرستان
گهر
دستیار هیتلر
هس
دلربا
جالب
دلربای فتنه انگیز
فتانه
دلربایی و زیبایی
جدابیت
رمانی از آرتور میلر
مردی که کاملا خوشبخت بود
رمانی از سینکلر لوییس
بابیت
رمانی از شیللر
راهزنان
زمین لرزه
زلزله
ساخته افشین شرکت با بازی مجید مظفری | افسانه بایگان و عبدالرضا اکبری
فانی
ساخته افشین شرکت در سال 68 با بازی مجید مظفری | افسانه بایگان و عبدالرضا اکبری
فانی
ساخته افشین شرکت در سال 68 با شرکت مجید مطفری | افسانه بایگان | عبدالرضا اکبری و مرحوم منوچهر حامدی
فانی
ساخته جنگی مرحوم سیف الله داد با هنرمندی فرامرز قریبیان | عبدالرضا اکبری و کاظم افرندنیا
کانیمانگا
ساخته دیگری از عبدالرضا کاهانی با هنرمندی مهدی هاشمی
هیچ
ساخته عباس شیخ بابایی در ساال 68 با بازی بیژن امکانیان | جمیله شیخی | عبدالرضا اکبری و بهزاد فراهانی
صنوبر های سوزان
ساخته عبدالرضا کاهانی
بیست
ساخته عبدالرضا کاهانی با شرکت مهتاب کرامتی و حامد بهداد
ادم
ساخته عبدالرضا کاهانی با نقش آفرینی مهدی هاشمی
هیچ
ساخته عبدالرضا کاهانی با بازی پرستویی | علیرضا خمسه و مهتاب کرامتی
بیست
ساخته عبدالرضا کاهانی با بازی مزدک میر عابدینی و مهران احمدی
انجا
ساخته عبدالرضا کاهانی با شرکت مزدک میرعابدینی و مهران احمدی
انجا
آرامش
لر وقتی همراه با ضمه میاد لور تلفظ میشودونام یکی از لوایف ایران در غرب و جنوب غرب ایران
اما وقتی با فتحه میاید به معنای لاغر
لئر هم به معنای بره تازه به دنیا امده
صفری
لور یا لر نام سرزمین بوده که کردها بر اون سرزمین گذاشتن و گفتن له وه رستان یا لورستان یعنی جایی که علفزار خوبی برای گوسفندان داره ، طوایف و ایلات کردی که در اون سرزمین ساکن شدن این اسم رو گذاشتن و تا چند قرن قبل به معنای قوم نبوده و سرزمین بوده و از زمان صفویه به بعد واژه قوم بهشون اطلاق شده ،،،، چونکه طوایفی از کــردها بودن و بخشی از ملت کرد هستند و بودن
حقیقت
لر ها همان بازماندگان پارسیان هستند و اصیل ترین قوم ایران.
محمد
پیشنهاد
لر ها آمیزه ای از قوم پارس و عیلامیان هستند و اصیل ترین قوم ایران، بعد از حمله اعراب به ایران بر ایرانیان عشایر و چادرنشین گفته شد .
دیناروند
پیشنهاد میکنم ی سری ب این مقاله بزنید .از مدیر خواهشمندم بدون غرض این پیشنهادمنو ب معرض نمایش دربیاره.
زنده باد همه اقوام ایرانی دم هممونم گرم
http://www.neginzagros.com/News/Details/144
لهراسب
در گویش بختیاری مخصوص پیرمردها و پیرزن های روستایی و عشایر ی به بافت زیاد درخت و کوه پراز جنگل ( لر) می گویند بنابراین لر نامی جغرافیای است که مناطق زاگرس یعنی کوههای بکر پر از درخت را شامل میشده
کوروش
درودوسپاس
خاستم بگم درموردخیلی ازتوضیحاتی که بالا داده شده بعضی هاشون واقعیت نداره بنده خودم لرم واطراف شیرازمیشینم واصالتاهم اونجایی بودییم وهستیم درموردبیشترحروف هایی که بهش اشاره شده که ماازحروف عربی استفاده میکنیم من این رواصلا قبول ندارم این موردبیشتردرمورداونایی صادق هست که بیشترفارسی روکتابی حرف میزنن
تازه ماهم حروفهایی روتوی زبانمون استفاده میکنم که کاملا بدون دستخوش اززبان باستان بجا مانده است منظورم زبان پارسی باستان هستش
ممنونم
اردشیر
سپاس
من تحقیقات زیادی درموردهمانندی لهجه های اصیل پارسی ومادی وپاردی کردم که درگویشهای گیلکی ومازندرانی ولری شبهاهتهاوهمانندهای بسیاری وجوددارندکه جای تامل وتفکرفراوان دارددوستان
بااینکه هرکدام ازاین اقوام اصیل کیلومترهاازهمدیگه دورهستنداماتشابه زبانی این سه قووم اصیل ایرانی دربعضی ازکلمات نشان ازیکی بودن واصالت اریایی وایرانی بودن انان میباشد باسپاس
علی
لر از قوم کاسی .ن فارس هس ن کرد؛این برادری ک گفتن جز کردهاس یقینا تاریخ نخوندن.قدیمی ترین کتاب کردها مال ۳۰۰ سال پیشه:تاریخ هم ک ندارید،ولایت لرستان یک زمانی تا بغداد بود
امير
در جواب علي بايد بگم.
لرستان يعني چراگاه.
اينكه لر از كورد باشه يا نه مهم نيست.اما كورد نيازي به لر نداره.
لر ها اگر قبول نكن كه از سوريه امده اند مطمنا از هند به ايران مشرف شدن جهت پادويي .البته به نفع لر هست كه پيشنهاد اول رو قبول داشته باشه.
چون زبان نداره.فقط لهجه س.تو موارد ديگر هم چيزي نداره كه بتونه بهش افتخار كنه.
البته من قصد جسارت به لرهاي عزيز را ندارم
در ضمن لر نميتونه از پارس باشه چون اصلا هيچگونه وجه مشتركي بين پارس با لر نيست.چه از لحاظ لهجه و فرهنگ و لباس.منتها لرها فكر ميكنند كه اين جريانات كوروش و منشورش واقعيه.برا همين سعيشون اينه كه خودشونو بچسبونن به اون.
دو صورتي كه مقبره ي كورش نيست و قبر مادر سليمان هستش كه لرها به اون سجده و ركوع ميكنن
آریا بهداروند
قوم لر فرزندان لهراسب جد داریوش هخامنشی هستند

قوم طالش فرزندان گشتاسب
*ویشتاسب *پسر لهراسب هستند

ویشتاسب پدر داریوش هخامنشی

نام کرد از قوم گوتی *ماساگت*از اقوام سکایی گرفته شده
نام شهر کردنشین سقز*سکز
.سکا*
...
در جواب به امیر
دانلود آخه حرف کذب تا این حد...
واژگانی در زبان لری پیدا شده که در زبان بومیان ایران ریشه دارد و بخشی هم از زبان پهلوی ..
این نشون میده زبان لری چقد قدمت و اصابت داره بعدشم از چهره و ژنتیکی که از مردم لر گرفته شده مشخص شده مارکر های ژنتیکی آریایی اصیل را دارا هستند .
پس لطفا مطلب کذب تحویل مردم ندهید .
آریا بهداروند
تلفظ آن
Lor است و از نام شخص گرفته شده::لهراسب

و کلمه الوار نام قو لر نیست
بلکه در زبان لری به معنی
ائل وار است::: ایل تبار .
اعراب نام ائلوار را با تلفظ
الوار برای قوم لر استفاده می کردند
ولی کلمه الوار شبیه کلمه لر
است به معنی ایل است

در حالی که کلمه لر از لهراسپ
گرفته شده



Alvar



ایمان مدافع
قابل توجه دوست عزیزی ک گفتن لر ها از جای دیگر اومدن لطف کنید یکم بیشتر تحقیق کنید تا بفهمید وقتی اسکندر مقدونی تو منطقه رستم فارس و بویراحمد سد راه اسکندر شد و جانانه جنگید و اگر خاعنی اطلاعات را به لشکر اسکندر نمی رساند کار اسکندر تمام بود همانجا چون توی یک تنگه ای لشکر اسکندر محاصره شده بودند و تاریخ بخونی بیشتر متوجه خواهی شد،و وقتی کراسوس روم در رستم فارس در نقطه ای ب اسم سورنا(کوپن) از سرباز ایرانی شکست خورد متوجه میشی و لرها قبل از آریایی ها در ایران بودند و بعد از ورود آریاییان مناسبات تنگاتنگی با هخامنشیان داشتند و اتفاقا اصل کلمات فارسی لری هستند با کمی تغییر دلیلش همین است ک لری قابل فهم است برای دیگران ک فارسی فقط بلدند و اگه تحقیق کنی میفهمی بویراحمد کلمه بویر یعنی کمان داران ک کلمه باستانی هست و هزاران چیز دیگه ک اینجا نمیشه گفتت و لرها بودند ک همیشه بدون هیچ چشم داشتی فدایی ایران بودند
و لرها بودند ک بر اثر هر چیزی مردند ولی هیچوقت هیچ لری از ترس نمرد...
آرش
فک میکنم یه نگاه ساده و به نیت فهمیدن،تاکید میکنم ،برای فهمیدن،به تخت جمشید و دیدن سنگ نگاری ها و قیاس آن با لباس الان قوم لر ،خودش گویای همه چیز هست...از قاجار به این طرف بشدت در جهت تخریب قوم لر حرکت هایی صورت گرفت...متاسفانه . به امید ایرانی سربلند در کنار همه اقوام اصیل ایرانی...زنده باشین
علی
تمام اسناد گواه بر اصالت ایرانی و آریای قوم لر می‌باشد از جمله کلید واژه های گویشی و کتیبه های به جا مانده نمی‌دونم چرا بعضی‌ها داستان سرایی میکنن
تاشبور
امام صادق به علی بن یقطین فرمود:قال النبي: هناك أناس عظماء في بارس الذين سيكونون أول مسلم فارسي إذا جاء أخي علي بن أبيطالب إليك. اسم هذا الشعب هو لر. وكان لير الابن الثالث للنبي أيوب. عاشت الوظيفة في سوسا لمدة أربعة أشهر. ثم أنجبت طفلته لير. لر ، عندما كبر ، أخذ عائلة في جبال إيران. لغتهم هي الفارسية. في ظهور المهدي ، هم أول شخص إيراني يساعد المهدي.
معنی:
پیامبر فرمود: قوم بزرگی در پارس هستند که اگر علی بن ابی ابیطالب برادرم به آنجا بیاید از اولین مسلمانان پارسی خواهند بود. نام این قوم لر است. لر نام سومین پسر ایوب پیامبر بود. ایوب در شوش به مدت 4 ماه زندگی کرد . سپس فرزندش لر را به دنیا آورد. لر وقتی بزرگ شد در کوه های ایران خانواده ای گرفت. زبان آنها پارسی است. آنها در ظهور مهدی اولین قوم ایرانی است که به یاری مهدی می روند.
***
این روایت نشان می دهد که تاریخچه ی قوم لر به زمان حضرت ایوب می رسد.
افتخار می کنیم که از نسل ایوب هستیم.
در تورات:
איוב קומי נולד, המשמר את סמכות המערב ומדרום לפארס.
לור היה. Ler יוצר בית כי הוא להביס.
חזק כמו הרים. ומשה מרוצה לקבל את נשמתה בקרב אנשי פרס.
העם הזה לא בא אל הדת של משה אבל הם הולכים הדת של אחמד. אלוהים נתן לאהמד את האהבה בין כל השבטים
שר אליהו (הזראת עלי), אם ילך לפניהם, יגיעו כל האדונים לדת אחמד.
עבודה

معنی:
ایوب قومی را زاده که حافظ اقتدار غرب و جنوب پارس هستند.
لر فرزندش بود و هست. لر خاندانی را به وجود می آورد که شکست نا پذیرند.
همچون کوه ها قوی. و موسی روحش خوشحال است که اقوامی در میان پارسیان دارد.
این قوم به دین موسی نمی آیند بلکه به دین احمد می روند. خداوند احمد را در میان تمام اقوام محبت داده
وزیر او ایلیا ( حضرت علی) اگر به پیش آنها می رفت همه لر ها به دین احمد می آمدند.
ایوب را دوست داریم و احمد و ایلیا را سرور پیامبران قرار دادیم .
خدا قوم احمد را شاخص قرار داد
امین
فقط نکته جالب درمورد روایات وایات تورات خنده داره.. دوست عزیز درایین تورات هیچ پیامبری از نسل اشماعیل نیست و فقط به کسی مثل مسیح اخرالزمان اعتقاد دارند هرچند در اناجیل نیز نامی از احمد یا هرکس دیگه بعد عیسی نیست بعد بیاد در مورد لر تظربده..اولین بار اسم لر درقرن چهارم وهمزمان با حاکمیت بدر پسرحسنویه کورد حاکم خرم اباد اورده شده وقبل از اون درتاریخ نام قوم لر نیست و همه رو اکراد میگفتن ..لطفا واقعی حرف بزنید نه مذهبی و روایتهایی که سروته ندارند
عظیم
باسلام ؛کلمه لربمعنی سوارکارتیزرواست لقبی است که داریوش هخامنشی به یکی ازفرماندهایش که دریکی ازجنگهاپیروزشد دادکردهم بمعنی پهلوان است حالا چه فرقی میکند مهم این است که هردو ازقوم اصیل ایرانی هستندوباعث افتخارایران زمین لطفا تفرقه نیندازید هخامنشیان آمیخته ای ازپارسها(لرها)ومادها(کردها)بودندبه واسطه ازدواج پدرکوروش بزرگ با ماندانادخترآژدیاک آخرین پادشاه مادقابل ذکراست که هرودوت پدرعلم تاریخ خودمعترف است که پدرعلم تاریخ مانداناست چون اولین زنی بودکه آموزش وپرورش رادرایران راه اندازی کردناگفته نماندبدین سبب است که درخصوص نسبت کردبالرهمیشه رابطه دایی وخواهرزاده(خالو وخورزا)بین کردولرزبانزداست
محسن
قابل توجه همه اشخاص محترمی که بدون هیچ گونه مطالعه ی تاریخ در مورد اصیل ترین قوم ایرانی یعنی قوم لر که هم از نظر ژنتیک منطقه ی جغرافیایی و زبان قوم لر را بیگانه معرفی کرده خواهشمندم که کمی به تاریخ وگذشته ی جنگ های بزرگ در ایران باستان مطالعه کرده تا متوجه شوند و به ان ها اثبات شود که تنها قومی که بعد از یورش های بزرگ به خاک ایران چه از لحاظ فرهنگ ژنتیک ودیگر موارد کم ترین تاثیرات را پذیرفته است قومی است که در مرکز فلات ایران جاودانه و با افتخار به نام لر فرمانرایی می کند و از عزیزی که زبان ولهجه ی اصیل لری رابه عربی و کردی مربوط می داند سوال می کنم که چگونه چنین چیزی ممکن است که زبانی باقدمتی دوهزارساله از زبانی که کل تاریخ مکتوب ان به کم تر از هزار سال خلاصه می شودهم ریشه باشد.
واژگا
لر = ل ر
ل= اسکان ساکن مکان سکونت
ر= روح روان در حرکت
منظور از لر = اسکان متحرک= کوچ نشینان

بیش از 300 میلیون انسان با این واژها آشنا هستن و باید براتون معنی شود تا مفاهیم آشکار گردد! اه ه ه


حسن تاج ور رستمی
مردم لور دراستانهای همدان ‌.ایلام. لرستان خوزستان. چهارمال بختیاری.اصفهان.بویراحمد. فارس.بوشهرهستن که شباهتهای زیادی از لحاظ زبان وگویش و اداب وسنن وغیره باهم دارن وسرزمینهای پیوسته بهم هستن بیشتر بخاطر گویش زبانی لور به شمار میاند ولی خود کلمه لور به معنی کوچرو وعشایر است
محمود
در جواب امیر و پانکردهای وطن فروش و...مجبورم جواب توهینهاشونو با توهین بدم در طول تاریخ لر یعنی وطن پرست ناموس پرست و با غیرت و تعصب ولی امثال شما ادمهای تهی و بدردنخور در طول تاریخ کردها رو وطن فروش و بی اصل و نسب و بی غیرت و ادم فروش معرفی کرده ))(البته منظورم به همه کوردها نیست طرفم امثال این ادمهای بی غیرت و پانکرد) اعتبار موزه های معروف جهان برای داشتن وسایل و مکشوفات قوم لر در بیش از ۵۴هزارسال سکونت در زاگرس جمعاشما تاریخ دزدان ۳۰۰سال سابقه ثبت شده ندارید اینقدر هم از مال مردان لر بالا نرید خسته نشدید ؟ پس هروقت خسته شدید بشینید ...تا رفع بشه
زندی
زنده باد ایل لر لک
زنده باد قوم لر
زنده باد ایران بزرگ
بردیا
لرهای عزیز میراث دار و ستون اصلی این کشورند و هیچ کسی درایران به قدمت و تمدن و وطن پرسی و شجاعت لر نرسیده نمیرسد و نخواهد رسید؛؛؛؛اصالت ما با عو عو سگان زیر سوال نمیرود؛؛؛ اصالت ما را تمام موزه های جهان فریاد میزنند؛؛؛؛تا کور شوند خائنین حسود✋
لشنی لر
نام ایلات قوم بزرگ لر آریایی :::
ایل لر فیلی
ایل لر لک
ایل کی لر*کلهر.کی لهراسب *
ایل لر کرمانج*کرمنجی*
ایل لر حسنکیفا*حسنکی*
ایل لر بویراحمد
ایل لر ممسنی
ایل لر لیراوی
ایل لر شول
طایفه گوران لر حسنکیفا
ایل لر شبانکاره
ایل لر زنگنه
ایل کمزاری
ایل کوه پنجی
ایل لری
ایل اسفندقه
ایل لر شول


استان کنونی فارس محل سکونت ایل بزرگ لر ممسنی بود و هست
ایل لر ممسنی از 14 طایفه بزرگ تشکیل
شده بود که 10طایفه آن به سایر نقاط
کشور کوچ داده شد
نام طوایف ایل لر ممسنی ::
دشمن زیاری فارس
دشمن زیاری کهگیلویه
جاوید
بکش*بکیش*
رستم
سرابندی
شهرکی
شهرکی لر کرمانشاه
سنجابی لر کرمانشاه
براهویی *براهیمی.ابراهیمی*
اسماعیل زیی
...
..
..
..
ایل کر شولی زبان لری بختیاری در فارس
ایل داره شولی لر در ایل قشقایی
ایل باصری لر
ایل کهمره لر

***
معنی کرمانشاه ::(کرمانجاه، باختران::باختیاران،بختیاری )
لرستان پشتکوه *ایلام*
کورش
لر ها از نوادگان کوروش کبیر هستند در این که تردیدی وجود ندارد در ضمن آنهایی که به لر ها حسودی می کنند دیگر پیام ندهند
داریوش
در جواب ب امیر لر ها یکی از بزرگترین قوم ایران است و ما لر ها از نوادگان کورش کبیر هستیم ما یک ریشه ی قوم پارس هستیم در ضمن امیر الان همه ب غیر چند نفر مثل و امثال تو دارند ب لر ها حسودی می کنند
سعید
در فرهنگ کوردی به کوردی و کوردی به فارسی هژار نوشته دکتر شرفکندی در تعریف لر آمده:به شیکه له چوار به شی گه لی کورد(لر:بخشی از چهار ملت کرد)
عباس
در جواب امیر
امیر جان اینکه کردها به لر ها نیازی ندارن اصلا مهم نیست، چون لر در طول تاریخ ثابت کرده که ایران به اون احتیاج داره و لرها اصالتشان مشخصه و نیازی ندارن خودشون رو به اقوام دیگه بچسبونند، در ضمن هندی بودن لرها شعری بیش نیست، یه کمی بیشتر تحقیق کن برادر!
علی باجولوند لر لک
ایل سورانی حاکم بر کردستان عراق و ساکن سوریه و جنوب ترکیه
باقیمانده قوم آشور است(آشورانی.آسورانی )
منطقه آسوران(آسورستان.آشورستان )در زمان هخامنشیان فتح شد و زبان پارسی به آنجا راه یافت

محل سکونت باستانی قوم آشور در شمال
عراق و سوریه بود و مرکز آنها شهر نینوا عراق بود

مردم سوریه خود را از قوم آشور می دانند و
نام کشور خود را از نام آشوریه(آسوریه ) گرفته اند
*****

فاتحان هندوستان در زمان نادرشاه سواران لر بختیاری بودند

نادرشاه از ایل لر اوشار (اوشر )بود که کردها می گویند ایل افشار کرد بوده

معنی اوشار به زبان لری بختیاری ::آبشار
معنی اوشر به زبان لری بختیاری ::آبی که از کوه سرازیر می شود
محل سکونت اولیه اوشارها در خوزستان و لرستان.کهگیلویه بوده

کرد::رمه گردان،عشایر
کردین::لباس نمدی چوپانان لر بختیاری
الشتر
سلام، کسی که فکر می‌کنه لرستان زبان نداره و فقط یه لحجه داره اونم لریه ،باید بگم کاملاً اشتباهه برای اینکه ما یه چیزی داریم توی لرستان که بهش میگن (لکی) و این نه تنها یک لحجه نیست بلکه یک زبان جدا و البته ثبت شده است ، چیز های در لکی وجود داره که در هیچ زبانی نیست. حالا شما باز بگید لرستان زبان نداره!!!!!
.حامدحاجیوند خواجه دستگردی
لرها یعنی غیرت مرام معرفت ایستادگی صبر
وبختیاریهای عزیز کلانتران وخوانیین لرزبان وبختیاری زبانها ایران زمین
لرزاده.آقایی
من از ایل و تباری مست هستم
لرلرزاده ای یک دست هستم
درست است این لباسم نیست ستره
ولی هرچه پدررا هست هستم
من از ایل خودم با قوم.دوشین
همان یک حلقه در پیوست هستم
اتابک زاده ای بی ادعا که
غلام قوم.خوددربست هستم
تعارف ادعایم نیست مردم
که من لرزاده ای یکدست هستم
لر:لهرسب
لر:ل:لیاقت ر:رشادت
لرلیاقت و رشادت است
لراختصار لیاقت رفاقت است
ابوریحان
لر یعنی:اصیل،نجیب،بزرگ،بافرهنگ و لری یک گویش است یعنی ما از اقوام نزدیک پارس یعنی ما ایرانی اصیل اصیل اصیل هستیم.در تخت جمشید یک پرچم که شبیه لباس بختیاری های عزیز است.لر ها کسانی بودند که دشمن شاه بودند. در ضمن امیر یکم اون کله ات رو به کار بنداز و یکم درباره ی تاریخ ایران بزرگ تحقیق کن.
منجزی
کوروش کبیر در شهر انشان سوسنکا به دنیا
آمدند
او بعد از متحد کردن قوم پارس و ماد اسم
شهر را پارسوماش(پارسوماد )گذاشتند

خرابه های این شهر در محوطه معبد باستانی
معبد سلیمان(آتشکده ).شهر بردنشانده.قلعه بردی.هنوز هویدا است
انشان::پارسوماد .مسجدسلیمان (آتشکده )

منطقه سوسن و سرخاب مسجدسلیمان
منطقه سوسن مال در ایذه

نقوش
لباس مردان ایل لر بختیاری الهام گرفته
از کنگره های تخت جمشید است

این نقوش بر جلوی تاج پادشاهان هخامنشی و ساسانی نقش بسته

بیش از نیمی از طوایف استان فارس از
قوم بزرگ لر آریایی هستند

لر::لهراسب کیانی



بێهڕاد سابڵاغی
لرها دویست سل هم نیست نامشون پیدا شده برین و ببینین که پیش از اون همه رو کورد گفتن این لرها هستن که واسه خودشان تاریخبافی میکنن و تو این هنر از پانترک ها هم پیشقدمتر هستن(البته ترکها خیلی از این خائنین عزیزترن پیش ما)هر کس به نجیبزادگانی مثل خائن و خودفروش فقط حسادتش به کردا رو اعلام میکنه(در جواب به امیر وو محمود خائن و حسود بیغیرت خودفروش آبروریز طایفه لر و ملت کورد)
بختیاری
ز بختیاری تا لرستو همه ز خین یکیم
چی اشترانکو چی دنا محکمیم
لر یعنی غیرت ..تاریخ ما را سنگ های تخت جمشید گواهی می دهند آریویی که راه در کهگلو بر اسکندر بست تا مردمانی که تیمور را از خاک خود دور کردند همه لر بودند .
خسروی

حاکمان لر شول
اتابکان لر بزرگ
اتابکان لر کوچک
حکام لر شبانکاره
والیان لر فیلی
حاکم لر بزرگ (آسترکی )
حاکمان بختیاروند(منجزی )
سلسله لر زند
حاکمان بختیاروند(علادیوند )
حاکمان بختیاری (زراسوند )

****
در دوران حکومت مغولان بر ایران تنها
منطقه خودمختار در ایران
منطقه سکونت قوم لر بود

تیمور گورکانی در جنگ با قوم لر
از یک دست و یک پا ناکار شد و
به تیمور لنگ معروف شد


صلاح الدین لر همدان فرمانده سپاه اسلام
در جنگ های صلیبی
او فرمانده ی قوم لر در این جنگ ها بود
و در آخر فلسطین را از چنگ اروپائیان
آزاد کرد

***
رستم خان بختیاروند پلنگ
فرمانده ایل لر بختیاروند در سپاه شاه
اسماعیل صفوی
او یک تنه به قلب سپاه عثمانی زد و لشکر
صفوی را از محاصره نجات داد
او در راه وطن کشته شد



بداغ خان چگنی حاکم خراسان در زمان صفوی
او بارها سپاهیان ازبک و تاتار را شکست
داد
***

در زمان فتح اصفهان و ایران توسط محمود
افغان

افغان ها در جنگ سده از سپاه
لر بختیاری شکست خوردند
و هیچگاه پا به مناطق لر نشین نگذاشتند

***
والیان لر فیلی چندین بار سپاه عثمانی
را شکست دادند
***
پیمان اتحاد سه لر
به موجب این پیمان سلسله لر زند در ایران
شکل گرفت

کریم خان لر زند
ابوالفتح خان بختیاروند منجزی
علی مردان خان بختیاری
***
ایل لر بختیاری
فاتحان قندهار و تنگه خیبر و هندوستان در سپاه نادرشاه افشار

نادرشاه چند بار به قندهار حمله کرد
و موفق نشد
دست آخر بختیاری ها این شهر را فتح
کردند

سردار حاتم خان مال احمدی منجزی حاکم کشمیر شد
***
ایل لر بختیاری به فرماندهی سردار
اسعد بختیاری زراسوند
فاتحان مشروطه (فتح تهران )


کمبوجیئه
لر ها با ورود آریایی ها حدود(۴۰۰۰)سال پیش وارد ایران شدند.لر یعنی آریایی‌،اصیل،نجیب،اشرافی‌و… .محل زندگی لر ها یعنی محلی پاک و آراسته و ادیان آنها یعنی بهترین دین در کّل تاریخ زمین.
کمبوجیئه
از جمله پادشاهان لر می توان به:هخامنشیان،زندیه و…اشاره کرد
حسین جهانی
به نظر من تمام این اقوام ریشه از لرها دارند ..همانند این لولو فیروز که عمر رو به درک برد..نهاوند لر نشین با دماوند با هم بوجود آمد..همیشه دشمن چه اعراب چه اسکندر از سمت کوردها اومدن به ایران زمین
لک
لر نه یهودی هست نه از نسل لهراسب بلخی ، لور همان طور در شاهنامه آمده بهرام گور آنها را از هند آورده البته بعد از شاهنامه اولین اسمی که از لر داریم از مسعودی مورخ بزرگ هست که آن را شاخه ای از کرد ها میداند بعضی ها هم آنها رابدون دلیل باز مانده ایلامی ها میدانند و میگویند قبل از مهاجرت آریای ها ساکنان فلات ایران بودهاند
علی نیاکان
لر ها در اصل ارمنیانی بودند که بعد از حمله ی تیرداد سوم به یروان(ایروان) و سوان به ایران آمدند. بعضی از لر های ارمنی به شمال ترکیه یعنی سامسون پناهنده شدند و تا زمان آتاتورک در حال کوچ بودند. عثمانی می خواستند لر های ترکیه را نابود کنند و ولی آنها با کوچ های خود مانع این کار شدند.بعضی لر های به ناحیه های سلیمانیه و کرکوک عراق و سنندج و قصر شیرین ایران آمدند. بعضی هم به جنوب ایران و مرکز یعنی گچساران،یاسوج،سی سخت، شهر کرد،بروجرد و پلدختر ساکن شدند. در کتاب تاریخ ارمنستان جلد 3 (اقوام های ارمنی) صفحه ی 46 مراجعه کنید نوشته است:
Լարսը վայրի եւ անօթեւան մարդիկ էին: Նրանք վերցրին իրենց ակտիվները `հարձակվելով հայկական քաղաքների վրա: Այսպիսով, Թիրդադ III- ի Մեծ Թագավորը պատվիրեց նրանց հեռանալ Հայաստանից եւ եթե չլիներ նրանց կոտորել: Այսպիսով, նրանք բնակություն հաստատեցին հյուսիսային Թուրքիայում եւ կենտրոնական եւ հարավային Իրանում:
معنی:
لر ها آدم هایی بی خانمان بودند. آنها با حمله به شهر های ارمنستان دارایی های آنها را می بردند. بنابراین شاه بزرگ تیرداد سوم دستور داد آنها از ارمنستان بروند و اگر نروند آنها را قتل عام کنند. بنابراین آنها به شمال ترکیه و مرکز و جنوب ایران ساکن شدند.
نگین
این کاملا واضح است که نویسنده با قصد وغرض نوشته اولا اگر کسی میخواد راجب لرها نظر بده از کتاب تقسیم بندی مناطق ایلات وطوایف لر نشین که در دانشگاه تدریس میشه استفاده کنن دوم واژه ی لر به معنی دلیر هست در اصل ولک ها جز لرها بودن وزبان لکی یکی از کهن ترین زبان های دنیا ست که هیچ واژه ی غیری جز لری دران نیست درثانی کرد ها مردمانی از نژاد ماد هست ولرها عیلامی هستن وباهم هیچ وجه اشتراکی ندارن جز اینکه کردها درکنار مردم لرستان ولک ها جای گرفتن وزبان لک وکردی روی هم تاثیر گذاشت وگرنه بختیاری ولری بویراحمدی بهمئی وممسنی دست نخورده باقی موندن
بالاوند
در جواب آقای لکی که لرها را هندی گفته مسعودی قبل از فردوسی از لرها نام برده و در دو کتاب مروج الذهب و حدائق آنها را از قوم کرد دانسته مسعودی قرن سوم بوده ولی فردوسی قرن چهارم
سپهر
لُر قومی ایرانی است که در غرب و جنوب باختری ایران زندگی می‌کنند.[۴] زبان لری خویشاوند نزدیک زبان فارسی و به همراه فارسی از دسته باختری زبان‌های ایرانی است. ویژگی‌های زبان لری نشان می‌دهد که چیرگی زبان‌های ایرانی در منطقه کنونی لرستان در دیرینه‌شناسی باستان بیشتر از سوی ناحیه پارس صورت گرفته نه از سوی ناحیه ماد.[۵] گویش‌های زبان لری نزدیک‌ترین گویش‌های ایرانی به زبان فارسی هستند.[۶] زبان لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد.[۷] ریشه زبان‌های ایرانی لری (بختیاری، خرم‌آبادی) مانند زبان فارسی به پارسی میانه (زبان ساسانیان) و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان (زبان هخامنشیان) برمی‌گردد.[۸] برخی اقوام لر کوچک در قرن دوازدهم هجری شمسی از نواحی کردنشین عراق کوچ کرده و در لرستان ساکن شدند.[۹] برخی گویش‌های زبان لری مانند لری خرم‌آبادی نیز تحت تأثیر زبان کردی قرار گرفته‌اند.[۱۰][۱۱] اما لرها مردمانی هستند که از نظر قومی جزئی از مردم کرد به‌شمار نمی‌آیند[۱۲] و خویشاوندی لرها با مردمان کردتبار تنها در ایرانی بودنشان است
بردیا چنگایی
کسانیکه به دنبال اطلاعات تاریخی درباره مردمان قوم لُر میگردند به سایت《نگین زاگرس》مراجعه کنند که با ذکر تاریخ و کتاب و صفحه خیلی قشنگ و منظم توضیح داده است. اینجا هرکسی برحسب حُب و بُغض و صرفاً از دیدگاهی قومیت زده نظر میدهد.
پاسخ به لک
واژه《لک》یک عدد شمارش هندی است و هندیها مخترع علم حساب بودند. در فرهنگ لُغت عمید ، چاپ ۱۶ ، صفحه ۸۹۴ آمده لَک ماخوذ از هندی است و به معنی صد است.در فرهنگ لُغت لاروس جلد ۲ صفحه ۱۷۵۲《 لک》 به عنوان یک عدد شمارش هندی آمده است.لکها یک طایفه دارند بنام کولی وند و هُنی (هندی ) ساکن در الشتر. فرقه اهل حق مثل هندیها به تناسخ اعتقاد دارند و آنها علی پسر عمران که یهودی است را شفیع قرار میدهند و مثل هندوها به تنور و ساز خیلی علاقه دارند.
یاسر مرادی
دکتر حشمت اله طبیبی در مقدمه کتاب تحفه ناصری از قول ژاک دمورگان زبان کردی را از شعبه هندوایرانی میداند.تاریخ نگاران غربی زبان کردی را به سانسکریت نزدیک میدانند و کرد را نه با فارس بلکه با هندی ها از یک نژاد میدانند.در کتاب شرفنامه بدلیسی منشا کردها را شرق ایران ذکر کرده است. دیاکونوف زبان کردی را تلفیقی از ایرانی ، افغانی و بلوچی میداند که پیوند صریحی با سانسکریت دارد. یحیی مدرسی در کتاب《درآمدی بر جامعه شناسی زبان》نظرات دیاکونوف و مینورسکی را تایید میکند و میگوید کردی ، بلوچی و افغانی از زبان سانسکریت منشعب شدند.
نریمانی
وایی ساوینا در کتاب نام اقوام در جغرافیای ایران ، ترجمه : حسین مصطفوی ، صفحه 166 مینویسد : اقوام کم جمعیت و کم اهمیتی نیز وجود دارد که همزمان یا در تاریخهای گوناگون به ایران مهاجرت کردند مانند ارامنه ، گرجی ها ، لک ها ، آسوری ها و یهودی ها از جمله این اقوامند.
ایرانی
فیلسوف آلمانی فردریک هگل می گوید :"اساس توسعه جوامع انسانی با تاریخ ایران آغاز می شود
امیرحسین
تاريخ مشترك مردمان لر

كشفيات باستانشناسي و آثار وشواهد پيدا شده از انسان هاي پش از تاريخ با قدمتي چهل هزار سال پيش در سرزمين هاي لرنشين حكايت مي كند(مركز پژوهشهاي فرهنگي موسسه انتشارات اميركبير، 1384) و امان الهي،ص24 و25). سرزمين هاي لرنشين در دهها هزار سال پيش وارد فرهنگ پارينه سنگي ودوره گردآوري خوراك شده اند. اين موضوع را كاوشهاي باستانشناسان بر مبناي آثاروابزار سنگي در غارهاي اطراف شهر خرم آباد(ر ك به تاريخ خرم آباد؛ فريد قاسمي) و شهرستان كوهدشت؛ غار پبده در سرزمين بختياري(ايران از آغاز تا اسلام، گريشمن،ص 10) و غارهاي باستاني جنوب كرمانشاه به خوبي به اثبات مي رساند.حدود 10 تا15 هزار سال پيش مردم لرستان هنر نقاشي را بر صفحه وصخره كوههاي لرستان آغاز نمودند اين تصاوير و نقاشيهاي موجود دركوه هوميان وميرملاس در كوهدشت و غار دوشه چگني در خرم آباد اين نظر را ثابت مي كند(سهرابي، 1385 )

مردم لرستان در هفت هزار سال پييش از ميلاد به دوره روستا نشيني، خانه سازي و توليد محصولات كشاورزي ودامي و اهلي كردن جانوران وحشي مشغول بوده اند. اين ادعا را آثار يافت شده از تپه هاي پشتكوه (ايلام كنوني) و تپه موسيان منطقه دهلران، تپه بزمرده، علي كش و.. كه مورد كاوش باستان شناسان خارجي قرار گرفته است ثابت مي كند. مردم لرستان در حدودپنج هزار سال پيش از ميلاد وارد تمدن شهرنشيني شده اند. آثار و نام شهرهاي خايدالو، ماداكتو دره شهر، مهرگان قدك، سيماش، اوان و آثار راه ها، پل ها سد ها، دژها و بناهاي تاريخي همه بيانگر درستي اين ادعاست(سحرابي،1385).

جان كورتيس در اين مورد چنين مي گويد: حدوداً از 7500 سال پيش از ميلاد حيوانات توسط انسان اهلي شده و گندم و جو كشت شد، بنابر اين به تعداد جوامع ساكن بويژه در كوههاي زاگرس و گنج دره نزديك كرمانشاه افزوده شد. از اواخر هزاره هشتم پيش از ميلاد اشيائ سفالي را مختصري روي آتش حرارت مي دادند، كمي بعد از اين تاريخ است ظروف سفالي منقوش رنگين ساخته دست انسان در مناطقي چون تپه گوران در لرستان و علي كش پديدار شدند. سفالهاي تپه گوران اولين سفالهاي منقوش ايران محصوب مي شوند كه تاريخ آنها به 6900 سال پيشاز ميلاد مسيح مي رسد(جان كورتيس،1385، 17).

ازساكنان نواحي لر نشين مي توان به عيلاميان(3000 تا 559 ق.م) اشاره كرد كه در نواحي لرستان، پشتكوه(ايلام)،خوزستان، بختياري، كهگيلويه وبوير احمد و بخشهايي از استان فارس كنوني زندگي مي كرده اند و همزمان و نيز پس از آن كاسي ها در لرستان سكونت داشته اند(دياكونوف،ص120و121).

گريشمن، تقسيمات حكومتي عيلاميان را شامل ايالتهاي ماسباتيك يا ماسباتيس(مطابق با محدوده پشت كوه لرستان يا ايلام كنوني) سيماش(مطابق با قسمت هايي از شرق اصفهان و گلپايگان كنوني) شوش(مطابق با خوزستان كنوني)انشان( قسمتهايي از خوزستان، اصفهان و فارس كنوني) وكربيانه(استان لرستان كنوني) عنوان كرده است(مركز پژوهشهاي فرهنگي موسسه انتشارات اميركبير، 1384).

دكتر محمد معين در فرهنگ فارسي زيل عيلام آورده است كه كشوري بود در قديم شامل خوزستان، لرستان، ايلام، و كوههاي بختياري و از شهر هاي مهم آن خايدالو در جاي كنوني خرم آباد بود(فرهنگ معين، جلد5،ص1224). عيلام ناحيه اي كهن شامل خوزستان، لرستان(پيشكوه وپشتكوه) و كوههايبختياري امروزي، حدود آن از غرب رود دجله از شرق فارس، از شمال راه بابل به همدان و از جنوب خليج فارس و بوشهر بوده است، عيلام داراي تمدن مهم و خاص خود بوده است(جان كورتيس، ايران باستان به روايت موزه بريتانيا، ص15). علاوه بر تمدن عيلام اولين تمدني كه در فلات ايران از لحاظ باستانشناسي مورد تاييد قرار گرفته و آن را مي توان به يك ملت مخصوص منتصب داشت، تمدن عصر مفرغ است كه در لرستان كشف گرديده است از طرفي ملتي هستند كه با عيلامي ها خويشاوندي داشته اند(دياكونوف، تاريخ ايران باستان،ص42و43). در ناحيه لرستان در مغرب ايران در دره هاي مرتفع جبال زاگرس، آثار تمدن باستاني به چشم مي خورد كه مشخص ترين آن صنعت فلز كاري بخصوص مفرغ است. از قبوري كه در نواحي لرستان كشف شد، آثار مفرغي به دست آمد كه نشان ذوق وسليقه آن مردم در ساختن اشكال گوناگون است و سبك و شكل آنها به كلي با ديگر آثار باستاني خاور نزديك متفاوت است(ويليام كاليكان،1385،ص7).

قوم كاسي با رفتاري صلح جويانه برتري خود را بر ديگران ثابت كرد و در قرن هفدهم قبل از ميلاد سلسله اي در بابل بوجود آورد كه با قدرت و استحكام عجيبي تا قرن دوازدهم پيش از ميلاد حكومت مي كرد(همان منبع، ص9). در ميان آثار مفرغي لرستان به مجسمه تمام قد مردي بر خورد مي كنيم كه از لحاظ مشخصات بدني شباحت زيادي به تيپ بدني و قيافه امروزي مردم لرستان دارد. پروفسور گريشمن به شرح آن پرداخته و آن را خداي نگهبان شهر(دو-سو-تير-كاري) معرفي مي كند كه مربوط به معبد"توما اينا"TOMA-INA در شهر(بورسه-سه-سو) بوده و مربوطبه هزاره اول قبل از ميلاد است كه در پشتكوه لرستان(ايلام كنوني) بدست آمده است. مجسمه مردي بلند بالا و باريك اندام با چشمهاي درشت و از حدقه در آمده را نشان مي دهد، بيني اودرشت ، راست و كشيده است و صورت او را تحت شعاع خود قرار داده است، مجسمه سري كوچك و كلاهي كوچكتر دارد. گونه هاي او برجسته و چانه اي باريك وريشي نوك تيز دارد. تيپ و شكل ظاهري اين اثر نمونه هاي زيادي از تيپ بدني مردمان لر امروزي را نشان مي دهد(سحرابي، لرستان و قوم كاسيت،ص167). حتي طرح ونوع لباس اين مجسمه شباحت زيادي به لباس مردان لر(شال وستره) دارد.

همچنين گريشمن در ميان اشيائي كه در معبد سرخ دم كوهدشت كشف شده است به يكي از سپرهاي اين مجموعه اشاره مي كند و مي گويد بر روي آنها سر انسان هايي نقش شده است كه در همه آنها ابروها خيلي پيوسته است و بيني برجسته و بزرگ، گونه ها بر آمده و لبها باريك است . به احتمال زياد اغلب مردم امروز لرستان را بايد بازمانده اقوام كاسي دانست(همان منبع، ص168).

سرزمين هاي لرنشين در دوران تاريخي مختلف قبل و بعد از اسلام تا زمان صفويه كه اولين تقسيم بندي ها به وجود آمد وحدت خود را حفظ كرده بودند، پس ازصفويه ودر هر دوره تاريخي بخشي ازسرزمين هاي لرنشين از ساير مناطق جدا شده است(كه شرح آن در مقاله علل بحران هويت لر، نوشته سليمان ميرزاپور آمده است).

نتيجه گيري اين بخش

- گذشته تاريخي سرزمين هاي لرنشين تقريباً در دوره هاي مختلف تاريخي از دوران باستان تا زمان صفويه مشترك بوده و مناطق لك زبان امروزي نيز جزئي مهم و سرنوشت ساز از اين پيكره بزرگ بوده اند. به عنوان مثال كريم خان زند كه از لرهاي لك زبان بوده و در متون مختلف تاريخي هويتي جداي از لر نداشته است بطوريكه دكتر پرويزرجبي در كتاب كريم خان و زمان او قبيله زند را از لرهاي لك به شمار مي آورد(رجبي، 1378، 32).همچنين دكتر دره مير حيدر در بيان انتقال پايتخت به شيراز در زمان زنديه چنين مي گويد: در زمان زنديه پايتخت از شمال شرقي به جنوب(شيراز) منتقل شد واين بار نيز، عامل گروه ملي مسلط كه لرها بودندبر ساير عوامل پيشي گرفت(ميرحيدر، جغرافياي سياسي، ص151).

بعضي از نام هاي كاسيان امروزه در سرزمين هاي لرنشين متداولند، اشي نام كاسي بوده و امروزه نام اشه بر روي زنان لر است. همچنين منطقه كاسيو در حوالي خرم آباد قرار دارد. جالب اينكه رشنو نام خداي عدالت در تمدن كاسيت بوده و امروزه طايفه اي به همين نام در بين مردم لر وجود دارد.

- همانگونه كه ذکر شد بیشتر باستانشناسان بر اين باورند كه اقوام كاسي از اجداد مردم لرستان مي باشند و با توجه به موارد گفته شده مي توان گفت كه كاسيان سالها وبلكه قرنها پيش ار ورود اقوام پارت، پارس و ماد وارد فلات ايران شده اند و در لرستان اطراف آن ساکن شده اند، پس مي توان گفت قوم لر و البته لرهاي لك زبان نه ماد و نه فارس بلکه از نژاد لر(كاسيت)هستند.

البته ذکر اين نكته نيز ضروریست كه هیچ قوم، طایفه و مردمي وجود ندارند كه نژاد آنها دچار اختلاط و دگرگونی نشده باشد.

فرهنگ

منظور از فرهنگ همان جنبه غير بيولوژيكي انسان است كه تمام دستاوردهای انسان و آنچه را كه در نتيجه زندگي اجتماعي آموخته مي شود در بر مي گيرد. به ديگر سخن فرهنگ راه و روش زندگي و تمام تجربيات يك قوم و يك ملت است، بر اين اساس فرهنگ از اجزاي گوناگوني چون نظام سياسي، اقتصادي، اجتماعي، ديني، موسيقي و هنر، آداب و رسوم، زبان، ارزش ها، ابزار و فنون و غيره تشكيل شده است(امان الهي، 1384 ،9).

فرهنگ را زاييده آن بخش از تراوشهاي ذهن و فراورده هاي فكري مردم مي شناسند كه در بر گيرنده فلسفه وهنر، ادبيات وآيين هاي جا افتاده وديرپا و آميخته با سرشت افراد و دودمان هاي يك جامعه مي باشد. فرهنگ بيشتر جنبه آفرينش، ديرندگي معنوي، ذهني و بنيادي است. آثار ساده و ابتدايي كه بر ديواره غارها كنده شده و بر قبرهاي باستاني نقش بسته و ابزاري كه روي آنها نقش هايي ديده مي شود و نشانهايي كه از رقص ها و آداب ورسوم نخستين يا اقوام نخستين و غارنشين و بيابانگرد بدست آمده همه گوياي اين مطلب است كه فرهنگ مردم دانشي است گرانبها كه به ما واگذار شده است(شادابي، 1377، 9).

موسيقي

قوم كهنسال كاسيت در كنار هنر هاي همچون ساخت مفرغ، نقاشي هاي نخستين ديواره غارها و سفالينه ها علاقه وافر به حركات موزون نمايشي و موسيقي داشته است نمونه آن تصوير قطعه سفالي از هزاره چهارم پيش از ميلاد مكشوفه از لرستان است(سيف زاده، 1377، ص5). قطعه سفالي كه از كاسي ها در هزاره سوم پيش از ميلاد در كوهستان هاي زاگرس به دست آمده است تصويري از سه انسان در حال رقص در نزديكي چادرها و كلبه ها نشان داده است كه بسيار شبيه به رقص امروزي لرهاست. در لرستان در هزاره اول پيش از ميلاد سرپرچم مفرغي مشبكي بدست آمده كه جزء مجموعه پروفسور زاره در موزه لوور محفوظ است. در داخل دايره اين سرپرچم رقص دست به دست چهارنفر با تركيب بندي بديع و ماهرانه اي نشان داده است.(همان منبع، ص8و9). مواردي كه ذكر شد همه و همه حكايت از اين دارد كه رقص دسته جمعي امروز مردم لر نه تقليدي از ديگر اقوام بلكه به يادگار از چند هزار سال پيش و از زمان كاسيان است. قرن ها قبل از اينكه پارت، پارس، ماد و يا هر قوم ديگري در فلات ايران بوده باشد.در مورد تمايز موسيقي لري از موسيقي كردي ذكر چند نكته ضرورسيت:

موسيقي لري در دستگاه ماهور اجرا مي شود و موسيقي كردي در دستگاه شور. ذكر اين نكته ضروريست كه موسيقي مربوط به ترانه هاي لكي و قسمت هايي از جنوب كرمانشاه همه در دستگاه ماهور قابل اجراست. ترانه هاي چون قدم خير، دايه دايه، بزران، كشگله شيرازي، كش طلا، بئنا بئنا از دستگاه ماهور هستند(موسيقي در فرهنگ مردم لرستان، ص152تا169).

موسيقي لري را مي توان در موضوعات زير تقسيم بندي كرد(سيف زاده، 1377):

- موسيقي و ترانه هاي غنايي وعاشقانه(قطار، سنگين سماع، هل پركه، دوپا، سه پا شانه شكي و اوشاري )

- موسيقي و ترانه هاي رزمي(الف: موسيقي بدون كلام حماسي(مقام سحري، مقام نقاره، مقام شاره را، مقام جنگه را، مقام سوارهو)ب: موسيقي با كلام حماسي(بميرم يا مرشدخاني، دايه دايه، دي بوه،جنگ دادآوه، كرمي) متاسفانه اشعار و ابيات دومقام ظفرسلطاني و كريم خاني فراموش شده وامروزه موسيقي آن در عزاداري برخي ايلات و عشايرغرب منطقه لرستان اجرا مي شود، البته ابياتي در مورد كريم خان توسط دختران لر كوهدشتي در ايام قديم به صورت نمايشي اجرا شده است.

- موسيقي وترانه هاي سوگواري(سحري، پاكتلي، چمري، شيوني، خريوي،يارهو، ياري، هاناي ممدبگ، هاي دووت جان دووت، كريمخاني، ظفرسلطاني، طرز، گله خاك، هوره، مور،پاوه موري، رارا كه شامل رارا پيشكوه و رارا پشتكوه و رارا شيرازي مي باشد. در مورد رارا شيرازي اطلاعات نوازندگان مناطق لرستان از آن در حد نام و نشاني باقي است. شايد اين همان مراسم عزاداري موزوني است كه در برخي مناطق بختياري توسط زنان بنام دنگ دال اجرا مي شود).

- موسيقي و ترانه هاي فصول و موسيقي ترانه هاي كار (فصل بهار، پاييز كه شامل برزه كوهي، زنگول دار، شير دوشي، مشك زني،ماله ژيري، مراسم طلب باران

در مورد موسيقي هنگام شير دوشي به ابيات آن در بين لرهاي لك، فيلي و بختياري اشاره اي كوتاه مي شود.

لري فيلي

هي هاها مشگه/ دالكه مشگه/ صد منت رغو/ چل منت كشكه

لري لكي

هي ها مشگه/ دالكه مشگه/ صد منت روينه/ چل منت كشكه

لري بختياري

اي دايه مشگه/ اي جونم مشگه/ صد منت روغن/چل منت كشكه(فرهنگ مردم لرستان، 1377، ص30-33)

- موسيقي و ترانه هاي طنز كه كتاب پيشينه موسيقي لرستان به موارد زير اشاره مي كند: كاسمسا، هه ناوات، ا كمال، هه دز دز، گل بهار.

- سرودهاي مذهبي( كلام ياري، كلام ياري يا دوازده امام، شهر بي صدا، كلام خانالماس لرستاني، كلام ياري)



نتيجه گيري اين بخش

با توجه به موارد ذكر شده موسيقي لري احاطه زيادي بر جنبه هاي مختلف زندگي مردمان لر دارد و شايد بتوان گفت كمتر موسيقي در جهان وجود دارد كه اينگونه به كل مسائل زندگي افراد پرداخته باشد. گفتني است كه موسيقي لري با در نظر گرفتن كليت آن زيبا و همه جانبه و كامل است و جدا كردن بخشي از اين كل كاري عبث و بيهوده خواهد بود. چنانكه استاد ايرج رحمانپور در جشنواره كمانچه فرمودند كه" موسيقي لري را اگر به پرنده اي تشبيه كنيم، لكي وبختياري بالهاي اين پرنده را تشكيل داده اند".

موسيقي لكي نيز جزئي از موسيقي لري و همچون ساير مناطق لر نشين در دستگاه ماهور اجرا مي شود، اين در حالي است كه موسيقي قسمت بزرگي از كرمانشاه(جنوب آن) نيز در اين دستگاه اجرا مي شود، حل آنكه موسيقي كردي در دستگاه شور اجرا مي شود.

لباس لري

لباس زنانه لري

در كتاب فرهنگ مردم لرستان لباس زنانه لري به شرح زير بيان شده است:

كراس:

تن پوش اصلي زنان لر پيراهن بلندي است از پارچه هاي گلدار و رنگي كه اندازه بلندي آن تا روي زانو مي باشد و آستين هاي بلند و گشاد دارد. بريدگي يقه آن بوسيله يك پولك كه اغلب يك سكه كوچك نقره اي است بسته مي شود.

كلنجه:

اين لباس نيم تنه، ركابي و بدون دكمه و آستين است. كه از مخمل مي دوزند و جلوي سينه آن را بوسيله سكه هاي نقره اي گوشه دار زينت مي دهند.

سرداري يا بالكل:

لباسي است كه بر روي پيراهن(كراس) مي پوشند از پارچه مخمل و معمولا قرمز كه اندازه آن تا سر زانو و آستين هايش تا زير آرنج بيشتر نيست. سراسينه ها و حاشيه جلوي آن را كرمك دوزي مي كنند، اين لباس بدون دكمه و جلوباز است.

يل:

نوعي كت مخمل است كه نو عروسان و زنان جوان آنرا از مخمل قرمز مي دوزند.

شاوال يا پاپوش:

اين شلوار را ازپارچه مشكي و محكم مخصوص مي دوزند. دمپاي آن تنگ و چسبيده و گاهي بريدگي چند سانتي متري آن بوسيله پولك و سكه اي بسته مي شود و به وسيله يك بند ضخيم آن را به كمر مي بندند.

آژييه: گيوه اي است مخصوص لرستان

سر ون(گلوني) و كت(kat )نيز كه زنان لر به گونه اي خاص بر سر مي بندند(فرهنگ مردم لرستان،1377، ص100-102).

در مورد لباس زنانه لري بايد گفت كه لباس زنانه لرهاي بختياري با ديگر لرها داراي تفاوت هايي مي باشد، از طرفي لباس لري زنان لر لرستان حوضه نفوذ وسيعي در شمال وجنوب استان لرستان دارد. در يكي از اييات چل سرو به پوشش اين لباس برتن زنان لر اشاره شده است:

مي مي تو پيري/ گپت قپئائه/ سرداري مخمل/ و تو منائه



لباس مردانه لري

اين لباس كه به شال و ستره موسوم است در از يك لباس شكل پالتو بلند تشكيل شده است كه تا زانو كشيده شده است و شالي كه به كمر مي بندند. همچنين كلاه نمدي و گيوه نيز از ديگر اجزائ لباس و پوشش مردانه لري به شمار مي رود.

لباس مردانه لري با همين مشخصات در بين لرهاي جنوبي(كهگيلويه، بوير احمد وممسني) مرصوم است، البته با اندكي تفاوت. همچنين اين لباس در بين مردم لر فيلي و لك مرصوم بوده و دليل ديگري بر رد ادعاي جدايي قومي لك از لر مي باشد. چرا كه لباس قومي مردم لك نيز چيزي جداي از لباس و پوشش ساير لرها نيست.

در مورد تفاوت هاي لباس بختياري با ساير لر ها بايد گفت كه" لباس امروزي بختياري كه شامل چوخا، دبيت و.. مي باشد، همچنين كلاه فعلي قدمت چنداني ندارد. با بررسي مختصري از روي لباس مردان بختياري در نقاشي هاي سياحان فرهنگي و تصوير هاي بدست آمده آشكار مي شود كه به جزء شلوار و كفش گيوه، باقي اجزاي لباس همه دستخوش تغيير شده است(فصلنامه ولات،شماره1،ص28). لباس مردان لر بختياري در اين تصاوير ونقاشي ها شباهت بسياري به شال و ستره ولباس ساير مردان لر دارد.

نتيجه گيري اين بخش از تحقيق

لباس يكي از نمادها ومولفه هاي لازم يك قوم يا ملت مي باشد و اگر در كنار ديگر مولفه هاي فرهنگي و داشته هاي ديگر يك قوم قرار گيرد به راحتي مي توان مردم آن قوم را از ديگر اقوام تمييز داد، لباس قوم لر متمايز از ديگر اقوام و حوزه نفوذي برابر با پراكندگي اين قوم دارد ومردم لر لك زبان نيز جدا از اين قاعده نيستند.

مردم لر( لك) به چه زباني سخن مي گويند؟

در تحقيق حاضرتاريخ، فرهنگ، موسيقي و لباس مردم لر مورد پژوهش قرار گرفت و همانگونه كه مشاهده شد هيچ تفاوتي بين مردم لك با ساير لرها وجود ندارد و اگر هم در هر كدام از شاخه هاي قوم لر تفاوت اندكي وجود داشته باشد، بايد آن را به حساب فرهنگ والا و كامل قوم لر گذاشت چراكه هر فرهنگ وسيعي چون فرهنگ قوم لر، داراي خرده فرهنگ هايي نيز مي باشد كه خاص هر منطقه است و آن فرهنگ كل به وسيله مجموع خورده فرهنگ هاي ناحيه اي سرپا مي ماند. اين بحث از طرف جغرافيدانان انساني و اساتيد علوم اجتماعي كاملا پذيرفتني است.

دوستاني كه سعي بر مقايسه زبان لكي با زبان كردي مي كنند، معمولا آنرا با گويش هاي كرمانشاهي و گويشهايي كه براي هر لر قابل فهم اند مقايسه مي كنند و كسي لكي را با زبانهاي اصيل كردي همچون، شكاك، كرمانج، زبان كردهاي عراق و تركيه كه بيشترين متكلم را دارند، مقايسه نكرده است. اين در حالي است كه گويش مردم كرمانشاه بشدت از زبان لري تاثير پذيرفته است و كلمات زيادي از زبان لري به مردم اين منطقه وارد شده است.

دكتر عبدالرحمان شرفكندي پژوهشگر فقيد كرد بهتر از هر كسي به اين موضوع اشاره كرده است و در كتاب خويش(فرهنگ لغت كردي) به كلمات زيادي اشاره كرده است كه از زبان لري وارد ربان كردي (عموما كرمانشاه) شده است. كلماتي چون (دت: دختر)،(بان: بالا)....

كه با نگاهي به اين كتاب هر خواننده متوجه اين امر مي شود.

ذكر اين نكته نيز ضروريست كه موسيقي، مذهب وبسياري ديگر از مولفه هاي فرهنگي مناطق جنوب كرمانشاه با قوم لر همخواني بيشتري دارد و تاثيرات زباني نيز به دور از انتظار نيست.

از طرفي بحث لرستان عراق تا حدود بسيار زيادي ما را در اثبات لري بودن زبان لكي ياري مي كند. چراكه زبان لرهاي عراق شباهت زيادي به لكي دارد. هرچند كه مردم لر عراق خود را لر كرد مي دانند واين دور از انتظار نيست چرا كه آنان مدت هاي مديدي رابطه اي با لرهاي ايران نداشته و هر قوم يا طايفه ديگري اگر بود بدون شك در ساير اقوام كرد وعرب عراق اضمحلال مي شد و همينكه بر لر بودن خود واقف وخواستار تشكيل واحد سياسي لرستان عراق را دارند بسيار خوشايند ومسرت بخش است



يك دليل روشن ديگر بر لري بودن زبان لكي

حمدالله مستوفي مورخ، زبان لري را فاقد ده حرف(ح خ ش ص ض ط ظ ع غ ق) مي داند(مركز پژوهشهاي فرهنگي موسسه انتشارات اميركبير، 1384 به نقل از مستوفي، 537و 538). در صورت صحت گفته بالا ذكر دو نكته ضروريست

- بسياري از اين حروف امروزه در زبان لري كاربرد دارد و قرنها پيش كاربردي نداشته است. زبان لري دچار چه تحولاتي شده كه تا اين حد تغيير كرده است؟

- تعدادي از اين حروف چون(خ) امروزه در گويش لكي نسبت به ديگر گويش هاي لري كاربرد كمتري دارد و تا حد امكان كمتر استعمال مي شود. كلماتي مانند‌| دت(دختر)، شم(shum )(شخم)،گستن(gesten)(هستن)(hesten) به معناي (خواستن)،هوتنhoaten)) به معناي خوابيدن، لت(lut) به معناي لخت، هواردن(hoarden) به معناي خوردن، تم((tum به معناي تخم و بذر و صدها مثال ديگر از اين دست كه در گويش لري فيلي و لكي وجود دارد.

زبان و قوميت

حال بر فرض محال اگر زبان لكي را جزئي جدا از زبان لري بدانيم، آيا اين امر لر بودن لك زبان ها را نقض مي كند؟ خير، چرا كه در تمام حوضه هاي فرهنگي، آداب و رسوم، شيوه زندگي، لباس،موسيقي، باورداشت ها و ساير مولفه هاي فرهنگي مردم لك زبان با ساير لرها مشتركند.

ماكس درئو در كتاب جغرافياي انساني در مورد زبان و قوميت چنين مي گويد: پاره اي از گروهها با واسطه خصايص بدني از يكديگر متمايز مي گردند و اما به ندرت اتفاق مي افتد كه نژادها و زبانها بر يكديگر انطباق يابند، تا آنجا كه حيطه اين دو به طور معمول فاقد حواشي مشترك است. البته نزد پاره اي از اقوام ابتدايي مانند گروههايي كه به نژاد خويزان(khoisan ) تعلق دارند(هوتانتوتها و بوشمينها) اين انطباق مصداق مي يابد. ولي غالب اوقات چنان است كه شاهد هيچ انطباقي در اين زمينه نيستيم. در فضاي سرزمين هند آنجا كه شبه سياهان با شبه سفيدپوست ها به همزيستي رسيده اند. برخي از سياهان مانند سينهاليهاي ساكن جنوب سيلان به زباني سخن مي گويند كه بيشتر به زبان سفيد پوستان خويشاوندي دارد زيرا كه ريشه آن در زبان هند و اروپايي است.

بسياري از عرب زبانان ساكن شمال آفريقا منشاء نژادي بربر دارند(ماكس درئو، جغرافياي انساني، 1371، ص92).

همانطور كه گفته شد لكي يكي از اصيل ترين گويش هايي است كه مردم لر بدان تكلم مي كنند و جدا از ديگر گويش هاي مردم لر نيست و شايد بتوان بر آن نام مادر زبان لري را نهاد. فراموش نكنيم كه زبان لري شمالي(لكي) تاثيرات زيادي بر همسايه هاي شمالي خود داشته و هيچ گاه نبايد اين امر را فراموش كرد.

منابع تحقیق

۱-سکندر امان الهی بهاروند. موسیقی در فرهنگ لرستان. نشر افکار.میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی کشور.۱۳۸۴

۲-سید محمد سیف زاده. پیشینه تاریخی موسیقی لرستان.انتشارات افلاک.۱۳۷۷

۳- مرکز پژوهش های فرهنگی.د موسسه انتشارات امیرکبیر. به سرپرستی معصومه ابراهیمی و پیمان متین.لرها اقوام ایرانی.۱۳۸۵

۴- سعید شادابی. فرهنگ مردم لرستان.انتشارات افلاک۱۳۷۷.

۵- بختیاری به روایت تصویر. فصلنامه ولات. سال اول. شماره اول.زمستان۱۳۸۲.

۶- پرویز رجبی. کریم خان زند و زمان او.نشر ندا.۱۳۷۸

۷- جان کورتیس. تاریخ ایران باستان به روایت موزه بریتانیا.ترجمه آذر بصیر.نشر امیرکبیر.۱۳۸۵

۹- ویلیام کالیکان. باستانشناسی و تاریخ هنر در دوران مادی ها و پارسی ها. ترجمه اسعد بختیار.ناشر پازینه.۱۳۸۵

۱۰- دیاکونف. تاریخ ایران باستان. مترجم روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی.۱۳۸۳

۱۱- رومن گریشمن. ایران از آغاز تا اسلام.انتشارات علمی و فرهنگی.۱۳۸۴

۱۲- محمد سهرابی. همایش توریسم لرستان .۱۳۸۵

۱۳- محمد سهرابی. لرستان و تاریخ قوم کاسیت. انتشارات افلاک.۱۳۷۶

۱۴- مسعود تقی نجات بختیار.لرستان فقط یک استان نیست. فصلنامه ولات.زمستان۱۳۸۵

۱۵- ماکس درئو. جغرافیای انسانی. جلد۱.ترجمه دکتر سیروس سهامی.انتشارات رایزن.۱۳۷۱

۱۶-دره میرحیدر. جغرافیای سیاسی.انتشارات سمت ۱۳۸۰.



در قسمت زیر توضیحاتی که آقای احد رستگارفرد در سایت لور در مورد زبان لکی داده اند که بسیار گویا و قابل تامل است:

پس از تفاوت های فراوان دستوری، یکی دیگر از مهم ترین تفاوت های آشکار زبان لکی با زبان کردی - که نظر این کمینه و دیگر دوستان را در مورد نیاز به تغییر گروه بندی لکی و هم گروه دانستن این زبان با زبان های لری و فارسی تایید می کند- ، تفاوت فاحش دستگاه و ساختار آوایی ی زبان لکی با زبان کردی - ی معیاری که بر اساس آن خط کردی تدوین گردیده است،- می باشد. در باب این تفاوت به اختصار باید گفت که :


1 - اختلاف و تفاوت بسیار آشکار و مشخص در تعداد آواهای موجود در دستگاه آوایی این دو زبان .

زبان لکی دارای 48 آوای صامت و مصوت است، حال آنکه زبان کردی نهایتا دارای 35 آوا است. عمده تفاوت موجود میان این دو دستگاه آوایی، از یک سو در تعداد بیشتر صامت های زبان کردی نسبت به زبان لکی است، و از سویی دیگر تعداد بیشتر مصوت ها در زبان لکی نسبت به زبان کردی است.برای نمونه تفاوت بیان صامت � ح � حلقی در زبان کردی، علیرغم تلاشی که برای پنهان داشتن این شباهت دارند، بسیار شبیه همین صوت در زبان عربی است، حال آنکه ادای این صامت در زبان لکی هیچ گونه تفاوتی با ادای صامت � هـ � ندارد. یا وجود واکه ای همچون � ـــٌــ � در زبان لکی و فقدان آن در زبان کردی.

2 – اختلاف و تفاوت در ساختار آوایی ی واژه گان این دو زبان.

برای نمونه در ساختار آوایی واژه گان لکی،

2 – 1 : در یک واژه، دو مصوت می توانند بصورت متوالی بیایند. مانند : بوض : پدر ، پئضر : پدر

2 – 2 : واژه می تواند هم با صامت و هم با واکه آغاز شود. آؤ : آب، خٍر : فدا، پیش مرگ

2 – 3 : واژه گان به ندرت به � ان � ساکن خاتمه می یابند. گؤن، جؤن : جان ، ژو : درد.

حال آنکه در کردی چنین نیست. البته این تفاوت ها بسیار بیشتر از این بوده و به همین موارد ختم نمی شوند، که در اینجا برای رعایت اختصار و پرهیز از اطاله ی وقت از ذکر همه ی آنها پرهیز شد

آرمین
زبان لری
یکی از زبان های ایرانی

زبان لُری یک زبان ایرانی غربی و جنوب غربی است که توسط مردم ساکن و کوچ‌نشین منطقه بزرگی در غرب و جنوب ایران، استان لرستان و جنوب ایلام، و حداقل از نیمه جنوبی همدان (تویسرکان، نهاوند و ملایر) استان خوزستان: دزفول، اندیمشک، مسجد سلیمان، لالی، اندیکا، رامهرمز، ایذه، باغملک، شوش، شوشتر، اهواز، باوی، ماهشهر، بهبهان، امیدیه و اکثر شهرستان‌های این استان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، استان فارس، استان بوشهر و استان اصفهان تکلم می‌شود. این زبان در کنار فارسی به شاخه جنوبی زبان‌های ایرانی غربی تعلق دارند.زبان‌های لری خود به دو گروه متمایز متناظر با تمایز بین لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شوند. زبان لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد.ریشه زبان‌های ایرانی، لری-بختیاری و سایر گویش‌های لری مانند زبان فارسی به پارسی میانه و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان برمی‌گردد؛این در حالی است که گویش‌های لکی و کلهری تحت تأثیر زبان کردی قرار گرفته‌اند.زبان‌شناسانی دیگر لری را یک پیوستار زبانی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌های فارسی و کردی دانسته‌اندکه میان مردم لُر در غرب و جنوب غرب ایران رایج است و خود از گویش‌های مختلف تشکیل شده‌است. به عبارت دقیق‌تر این خانواده یک گروه جدا اما مرتبط از چند زیرگروه پیوسته از ایل‌ها و طایفه‌هاست که شناخته‌شده‌ترین این گروه‌ها عبارتند از: بالاگریوه یا پهلی یا فیلی، ممسنی، مینجایی، بختیاری، بویراحمد، کهگیلویه و ممسنی، ثلاثی، کومزاری، اچمی، سلیورزی، هورموزی یا خورموجی‌.
تشگل
تعریف اصطلاحات:

لکی: برای واژه لک به( فتح ل و سکون کاف) در فرهنگ�ها معانی گوناگون قید گردیده از آن جمله:

– لغت فرس اسدی ،واژه �هایی نظیر لاک، لک، لکا یکی دانسته و آورده �است و همگی رنگی باشد سرخ که نقاشان به کار گیرند. (اسدی، 2535 شاهنشاهی ، ذیل واژه لک )و در این معنی عنصری گفته �است :

همی گفت پیچیده بر خشک خاک ز خون دلش خاک هم رنگ لاک�


-ولی در صحاح الفرس به معنی مردمی رعنا و نیز به( ضم لام) دارویی دانسته که تیغه کارد را در دسته بدان محکم کنند. (نخجوانی، 2535شاهنشاهی، ذیل واژه لک)


– و در فرهنگ قواسی نیز چنین آمده� است که آن را�خام درای� قید کرده� اند. (قوّاس غزنوی،1353، ذیل واژه لک)

-و معین� الدین نطنزی در کتاب خود تحت عنوان �منتخب التواریخ معینی� نوشته که به سال 816 قمری به نام قبیله از� لک� نام برده وحتی وی زیر عنوان شعب لر کوچک و احوال اوضاع ایشان آورده �است.�… چنانچه سابقاً ذکر رفت سبب وقوع لقب لری و کیفیت آن این قوم در آن موضع بسیار شدند و بعداً هر قبیله�ای به جهت گیاه�خواهی و علف چرانی روی به موضعی نهادند بعضی به لقب پدر وبعضی به اسم مکانی که قرار گرفتند یا قبیله بدان مشهور شدند� (ایزد پناه ، 1367،ص14)و این قیاس امروز نیز در لرستان حضور فیزیکی داشته و هر کدام بنامی خوانده می�شود از قبیل: بیژنوند، سگوند و بازوندو… .

لری:[لٌ](ص نسبی)منسوب به لر//زبان لران//(دهخدا، 1377 ، ذیل لری)


واژه� ی �لر�که نام قومی ایرانی در جنوب غرب ایران می�باشد از واژه �های مجهول و ناشناخته� ای است که تا کنون معنای روشن و دقیقی – همانند بسیاری از واژه�های دیگر – از طرف محققین بر آن به دست نیامده�است و آنچه هم از کتاب�های تاریخی و جغرافیایی قدیم بر می�آید کوچکترین کمکی به حل معضل (ترجمه این واژه)ننموده و این گونه نظریات و اظهارات گوناگون تا کنون گشایشی برای این کار ایجاد نکرده� اند. برای فهم این واژه و واژه� هایی مشابه به نظر نگارنده، بهتر است از گویش �های محلی – لکی و لُری – و همچنین تطبیق آن�ها با مکان�های جغرافیایی که به نوعی با این واژه مشترکاتی دارند استفاده کرد، دست یابی به مفهوم واقعی واژه� ی �لُر� با کمک تعریف� های بومی حتی با تطبیق واژه �های مشابه – دست� کم تا موقعی که دلایل مقنع و کافی در دسترس نیست- مستند به نظر می�رسد.

یکی از قدیمی�ترین مآخذی که به واژه� شناسی پرداخته �حمد اله مستوفی� مؤلف �تاریخ گزیده� می�باشد که بنا به گفته ایشان : به گویش لری،کوه پردرخت را �لِر� گویند،( به کسر ل) به سبب ثقالت ،کسره لام را به ضمه بدل کردند و �لُر� گفتند.(مستوفی ،1328.ه.ق. ،ص 537)دقیقاً مشخص نیست که حمداله مستوفی این وجه تسمیه را از چه منبعی اخذ کرده و آیا اصولا با گویش لری آشنایی داشته و یا اینکه نوشته�ی دیگران را بدون کم و کاست رونویسی�کرده�است! بی تردید وی با گویش لری آشنا نبوده! و رنج سفر به لرستان رفتن را هم بر خود هموار نکرده�است،و بدون در نظر گرفتن صحت و سقم اظهارات جغرافیا نویسان عیناً همان معانی را ذکر کرده�است.



مطلب مهم اینجاست که واژه ی �لِر�ّ Lerr بار معنایی دیگری در گویش های لکی و لری دارد که با معنای مورد نظر مستوفی – که (محل پر درخت) می�رساند- انطباق پیدا نمی�کند. لِرّ در گویش های لکی و لری یعنی: �چرخش و حرکت و چرخانده و به حرکت درآوردن� شاید واژه لُر که امروز بر یکی از معروف�ترین اقوام ایرانی در سرزمین لرستان اطلاق می�گردد مأخوذ و برگرفته از واژه�ی مزبور باشد که معنای حرکت و جابه جایی و توسعاً کوچ و مهاجرت را می�رساند.گمان می�رود که چون این قوم در مناطق کوهستانی امرار معاش نموده�اند و به اقتضای شغل و حرفه خود – دامدار – از جایی به جای دیگر در حال حرکت و یا �لِرّ زدن� بوده�اند. واژه�ی لِرّ بعدها به لُر تبدیل شده�است. نکته اینجاست که همین تعبیر و شرح را هم می�توان برای واژه لک به مصداق نوع ومشی زندگی صاحبان آن زبان�ها، معقولانه بیان نمود.زیرا در موقعیت جغرافیایی مورد بحث انتخاب نام به دلیل شغل،حرفه ویا عملکرد مردم همان موقعیت مرسوم بوده برای مثال نگارنده به چند نام از قبیل:آهنگران(روستایی از توابع ایلام)،گیوه دوز�ها و نمدباف�ها ،اشاره می کند که تا به حال هم این اسامی ،بر روستاها و یا قبیله �ها مانده �اند.






بهروزی
کشکان، کش ماهور، نای‌کش که هریک به نوبه خود نام کش کوشا Kash Kusha فرمانروای ایلامی را تداعی می‌کند
جواد
� يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ�ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!
اگر امروز این قوم همیشه سربلند دچار محرومیت است اگر امروز نرخ رشد بیکاری در استان‌های لرنشین از میانگین کشوری بالاتر است اگر امروز صنایع و کارخانجات اشتغال‌زا در استان‌های کویرنشین احداث شده‌اند و جوانان لر می‌بایست برای کسب روزی حلال ترک شهر و دیار سرسبز خود کرده و راهی بادیه و کویر شوند دلیلی ندارد جز سیاست‌های نامتوازن توسعه‌ای در دهه‌های گذشته.
مینو
لِر : لِر در زبان لری به معنای چرخاندن و حرکت کردن وجابجایی است . لُر د راصل لِر بوده که به مرورزمان برای سهولت تلفظ تغییریافته است .
لِر : لِر به معنای کوچ وجابجایی است وبه شغل دامداری نامشان لِر بوده ولی باگذشت زمان ودرزبنهای متفاوت لُر نام گرفتند
ایلامیان《پروتو لُرها》
حسن پیرنیا در کتاب《تاریخ ایران》صفحه ۳۶ مینویسد : کلمه ایلام به معنی کوهستان است و کشور ایلام باستان شامل خوزستان ، لُرستان ، بختیاری و پشتکوه (استان ایلام) بود. سومریها و اکدیها ، ایلام را با علامت《Nim》مینوشتند که به معنی سرزمین مرتفع است. جورج کامرون در کتاب《ایران در سپیده دم تاریخ》مینویسد : ایلامیان نخستین مردمی بودند که در ایران از تمدن و فرهنگ بهره ور بوده اند و خط نقشی و نگاری را آنها اختراع کردند. دکتر پرویز رجبی درکتاب《هزاره های گُم شده》جلد ۲ ، ص ۵۴ ، مینویسد : اگر ایلام کوههای لُرستان و بختیاری را در شمال و شرق خود نداشت هرگز به شکوفایی و غنا دست نمی یافت این قلمروی کوهستانی را ایلامیها《اَنزان یا اَنشان》مینامیدند. چون کشور ایلام برای مردم بین النهرین سرزمینی مرتفع تر از بین النهرین بود بنابراین میتوان گمان کرد که ایلام در اصل بجای جلگه های پست خوزستان ، در جایی مرتفع یعنی کوههای بلاد لُرنشین قرار داشته است. دکتر یوسف مجید زاده درکتاب《تاریخ و تمدن ایلام》صفحه ۵ مینویسد: منطقی ترین فرض آن است که ایلامیها به《پروتو لُرها》تعلق دارند. دنیل تی پاتس در کتاب《باستان شناسی ایلام》صفحه ۷۹ مینویسد: پروفسور والتر هینتس ، ایلام شناس فقید آلمانی که برای نخستین بار با تکیه بر کتیبه ها و نگاره های به دست آمده درباره ی مردمان اولیه ی ایلام اظهار نظر کرده است اعلام میدارد که: ایلامیها《لُرهای اولیه》یعنی نیاکان ساکنان لُرستان جدید در غرب ایران هستند. پروفسور ریچارد نلسون فرای درکتاب《میراث باستانی ایران》صفحه ۹۷ مینویسد: ایلامیها با مردم لولوبی ، کاسی و گوتی پیوند نژادی داشته اند و بین آنها در هزاره دوم پیش از میلاد فرهنگ استواری در میان بوده است. هرتسفلد هم فرضیه پیوند نژادی و زبانی این اقوام باستانی را مطرح کرده است. دکتر پیر آمیه در《تاریخ ایلام》صفحه ۲ مینویسد: ایلامیها از نژاد آسیانی یا زاگرو ایلامی《Zagro _ Elamite》یعنی نه هندو اروپایی و نه سامی بوده اند.
وجه تسمیه لُر
از تجزیه و تحلیل این داده های تاریخی میتوان گفت که این واژه《لُر》یک واژه باستانی بوده که در کتیبه ها و سالنامه های آشوری (شلمنسر سوم) و عیلامی به آن اشاره شده است و قطعأ این اصطلاح ساخته و پرداخته آشوریان و عیلامیان نیست بلکه از گذشته های دور بر این منطقه اطلاق میشده است و شاید اسم گروه نژادی مردم بومی بوده که مأمن اولیه آنها این منطقه بوده است و یا اسم رب النوع خاص مردم منطقه بوده است. بنا به گفته ی دیاکونف واژه للر یا لُر معنای سرزمین کوهستانی را می رساند. همو در جای دیگری میگوید:عنصر LAR به زبان محلی به معنای《کوه》بوده است. منظور وی از زبان محلی ، همان زبانهای ساکنان قدیم کوههای زاگرس می باشد. زیرا لولوبیان به نواحی کوهستانی LAR می گفتند. این چند پدیده به صراحت از وجوه مشترک زبانی ساکنان قدیم رشته کوههای زاگرس یعنی گوتیان ، لولوبیان ، کاسیان و عیلامیان را میرساند. از طرفی میرساند که این نامگذاری از طرف دیگر ملل و اقوام صورت گرفته نه خود ساکنان لرستان قدیم. پس مردمی که در ادوار بسیار قدیم که شاید تصور آن هم در ذهن ها نگنجد و در این نقطه تاریخی گرد هم جمع شده اند را همسایگان شان ، آنها را به نام جایگاهشان که یک منطقه کوهستانی بوده است را ( لُر ) نامیده اند.
معنی واژه《 لُر》طبق کتب قدیمی
با توجه به بررسی و تحلیل پیشینه تاریخی پیدایش قوم لر و اطلاق واژه لر به آنان میتوان وجه تسمیه مطروحه در منابع و مآخذ تاریخ را این چنین دسته بندی کرد:الف ) واژه لُر از واژگان اصیل ایرانی مانند لُهراسب مشتق شده است.

ب ) لُر نام شخصی بوده است که لُرها از نسل او هستند.

ج ) بر اساس روایت دسته سوم لُر نام مکانی بوده است که لُرها در آنجا سکونت داشته اند که آن هم به نوبه ی خود چند وجه است:

۱ ) محلی بوده در ولایت مانرود یا مایرود ( مادیان رود ) که جایگاه اولیه لُرها بوده است.

۲ ) واژه ی لُر مخفف ( اللور ) است که آن هم نام شهری در شمال غربی دزفول یعنی در حوالی اندیمشک بوده است .

۳ ) برخی نیز کلمه ی لُر را تحریف شده واژه ی لیر یا لر ( به کسر لام ) یعنی کوههای پوشیده از جنگل دانسته اند.

اما عده ای از مؤلفان از جمله:لسترنج در تاریخ خلافت شرقی _ راولینسون در سفرنامه ی لُرستان _ امام شوشتری در تاریخ و جغرافیای خوزستان _ حسن جلالی عزیزیان نویسنده دایره المعارف اندیمشک و بسیاری از تاریخ نگاران و جغرافی نویسان واژه ی لُر را نام شخصی میدانند که لُرها از نسل اویند.
زبان لُری
زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر. وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت پهلوی_پهله بوده و به همین خاطر به فهلوی_فیلی یا لر فیلی معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.
جواب مینو
ایکاش بجای حرفهای نامستند و آغشته به کینه ، از روی منابع تاریخی نظر بگذارید تا شاید حرفتان مقبول افتد وگرنه داستان سُرایی که کنتور ندارد.
قدمت واژه لُرستانات
واژه لرستانات در زبده التواریخ
: واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است. کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی ، مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ متوفی شده است. همچنین شیخ بهایی در دیوانش یک شعری دارد با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.
نیما روزبهانی
لُرستان Lorestan در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.
محمد یوسف وند لر لک
زبان لری آریایی
گویش های زبان لری
مینجایی
فیلی
شولی
لکی
بختیاری
بویراحمدی
ممسنی
لیراوی
کلهری
ثلاثی
کرمانجی
عبده محمد باجولوند
ایل لر کوچک *لک*

لک::مخفف اسم ایل لر کوچک است

زنده باد قوم لر آریایی
زنده باد ایران زمین
لرنژاد
باسلام بی معنی ترین سخنی که خواندم حرف آن بزرگواری بودکه لرها ازهندوستان آمده اند بدون سند حرف زدن یعنی ازروی بادهوا سخن گفتن دریک نگاه اقوام آریایی همه ازیک جا کوچ کرده اند وآنهم حدود دوازده هزارسال پیش ازبالای دریاچه اورال درجایی به نام ایرانویج یا ائیریه وئیجه سه شاخه تقسیم شدند گروهی به هند رفتند گروهی ازشمال شرق یاغرب دریای خزر وارد سرزمین ایران شدند وگروه دیگر ازراه شرق دریای سیاه وارد اروپای امروزی شدند واقوام هندو ایرانی وهند واروپایی را تشکیل داده اند
ازنگاه دیگر بنابه تحقیقات اخیردانشمندان دیرینه شناس ومردم شناس لرستان مهد آغازین تمدن بشر بوده از حدود ۶۵ هزارسال پیش که کوچ آغازین بشراز آفریقا صورت گرفته درغارهای زاگرس ساکن شدند خوب حالا برادر عزیز این چه حرف بی سندی است که شماعنوان کرده اید که لرها ازهند آمده اند احتمالا شما نظرتان عده ای بوده که بهرام گور برای نوازندگی وشادنمودن مردم ایران به این سرزمین فرا خوانده که تعدادشان حدود۳۰۰۰ نفربوده حالا شاید شما نظرتان آنهاباشد که این گروه درسراسر دنیاهنوزهم یکجا ساکن نیستند وبه عنوان های مختلف دردنیا زندگی میکنند آنگاه مگر هند بهتر از آفریقا نیست که میگویند همه نژاد بشر اصالتا از آفریقا به جاهای دیگر کوچ کرده اند
سخن چونکه گفتی دلیلش بیار
نادر
بیخیال استادهای تاریخ گذاشتنتون سر کار بدبختها ماه همه ایرانی هستیم و به ایران افتخار میکنیم فقط ایران عزیز و همه مردمانش عشق است موفق باشین
ایرج باجولوند لر
لر ها فاتحان هندوستان در زمان نادرشاه افشار بودند

فتح قندهار.فتح تنگه ی خیبر
عباس غیاث وند لرستانی
تنها قوم اصیل ایران
قوم لر آریایی

با عشق لر نفس می کشیم
سردارسلیمانی سردار دلها

طایفه سلیمانی کرمان از لرهای استان کرمان هستند.

بنا به نقل راویان، سلیمانی‌ها در زمان قدرت بختیاری ها حاکم کرمان بودند که پیشتر نیز در منطقه چهارمحال و بختیاری سکونت می‌داشته‌اند. اجداد سلیمانی‌ها از منطقه چهارمحال بختیاری و روستای قلعه تک در قدیم‌الایام به کرمان مهاجرت کردند. آنها از لرهای بختیاری بوده‌اند که از سرزمینهای بختیاری ابتدا به فارس و سپس به کرمان مهاجرت کردند. ایل سلیمانی همان طوایف لر هستند که حدود سال ۱۷۵۰ میلادی از فارس به کرمان آمده و در کوه پایه‌های کوه شاه ساکن شدند



گروهی از لرها در اواخر صفویه و نیز در زمان قاجار از نواحی لرستان، بختیاری و فارس به کرمان کوچ کردند. لرهای استان کرمان عمدتاً در شهرستان‌های سیرجان، بافت و جیرفت به‌سر می‌برند. ایل سلیمانی به‌طور ویژه در حدود سال ۱۷۵۰ میلادی از فارس به کرمان آمدند.
یوسف حسنوند
سپهبدشهیدقاسم سلیمانی از تبار لر بود.مابه وجود این لرهای غیرتمند وبادین وحامی مستضعفین می نازیم وافتخارمی کنیم . داعش از سلیمانی شکست خورد . آمریکا از شهیدسلیمانی شکست خورد برنده میدان نبرد سپهبدشهید قاسم سلیمانی بود و ان شاء الله راهش پر رهرو باد.

سردار سلیمانی سرداردلها ومحبوب قلوب آزادمردان جهان خون تو مثل خون سیدالشهدا یزیدیان را ریشه کن خواهد کرد .ان شا الله
امیر مهدی
شهادت سردار سلیمانی را به تمام ملت ایران
و مردم شریف کرمان و طایفه لر سلیمانی تسلیت عرض می نمایم

برادر کوچک شما از طایفه باجلان*باجولوند *ایل لر کوچک *لک* از دلفان لرستان
ارمین
لر ها حدود 80000سال پیش در ایران ساکن بودند (در غار کلدر خرم اباد مشخص شده)و بعد ها به اروپا سفر کردندکه باستان شناسان بین المللی لرهارا اجداد اروپایان می دانند . در 11000 سال قبل هم سه قوم اصیل اسیایی : تپوری ها (مازندارنی ها ) کادوسی ها (گیلانی ها )و کاسیان (لرها) قبل از اریایی ها بوده اند .
لک ها هم زبانشان برگرفته از فارسی پهلویه مثال : هور : خورشید در لکی و فارسی پهلوی حتی یکجور تلفظ میشه بعضی از کلمات انگلیسی هم لکی هستند : کلیک در لکی یعنی انگشت یا ماشه در لکی نوعی پتو وپوششی مانند فرش است و در انگلیسی یعنی نوعی پوشش
لرها افتخارات زیادی دارند بعضی از افراد از این قوم نام های بد میسازنداین افراد باید تاریخ قوم هارا نگاه کنند و بعد در مورد انها جوک و یا توهین کنند فرقی نمیکنه کدوم قوم رو به توهین بگیره کسایی که این کارو میکنن حتما خودشون اصالت و ریشه ندارند
افتخار میکنم که لر هستم
رضا
در جواب آقا امیر که میگه لر ها از سوریه یا از هند هستند باید گفت که لر ها متعلق به جایی نبوده ن که از جایی بیان خواهشا با اطلاع از تاریخ لر صحبت کن فرهنگ و پیشینه ی لر آن رو موزه ها به تصویر می کشن لر یعنی اریو برزن زرده کریم خان ....
کورد مرد کاوه
لر ها برادر کردها و برادر فارس ها هستند من کرد هستم و کورد ها زبان بقیه اقوام ایرانی رو متوجه میشن همون طور که زبان ایسلندی غلیظ ترین زبان ژرمنی کردی هم غلیظ ترین زبان بین زبان های ایرانی هست و بقیه زبان ها رو متوجه میشن بنا براین من به خوبی درک میکنم که لری خودش یک زبان هستش و لحجه نیست تعریف زبان چیه ؟گونه ای صحبت کردن که دیگران در نمی یابند و چون اگر یک لر لری صحبت کنند دیگران در نمی یابند بنابر این لری زبان است و لهجه نیست لر ها یکی از اقوام ایرانی اند و هندی نیستند اگر هندی بودند زبان آنها نیز متفاوت می بود.برای به زبان شمرده شدن که نباید حتما ژاپنی صحبت کرد.ما چون از یک خانواده زبانی هستیم شباهت هایی در بین ما وجود داره مثل یک خانواده که اعضای آن چهره های مشابهی دارند.
چگنی
با سلام
دوستان تاریخ یعنی سند و مدرک وگرنه که هرکسی به علت دشمنی و کینه حرفهای نامستند بزند که قبول نیست متاسفانه برخی مطالعه ندارند و فقط میخواهند که حرفی زده باشند نام لُر و بلاد لُر و لُرستان در قرن دوم هجری در کتاب التنبیه والاشراف مسعودی صفحه 94 آمده و گفته قوم لُر بین اصفهان تا اهواز گستردگی دارند در کتاب مسالک و ممالک اصطخری قرن سوم صفحه 85 باز نام قوم لر آمده است و در کتاب معجم البلدان نام قوم لُر و بلاد لُر یعنی سرزمین لُر آمده است در کتاب تاریخ گزیده حمدالله مستوفی در مورد گستردگی سرزمینی لُرها و زبان لری و طوایف لُر صحبت شده است. واژه‌های اوستایی و پهلوی زیادی در زبان لری است و هنری راولینسون و بارون دوبد میگن لُری با زبان پهلوی پیوستگی دارد
حامد
من که لُر نیستم . من یک لکم لک هم لُر کوچک یا لُر بزرگ نیست . من خودم هستم من لکم
کوروش
سلام حضرات پان... خجالت بکشین .. امیر خوب لر و کرد رو بجون هم انداختی ولی من لر میدونم تهش جی می خوای بگی .. اولا واژ کرد به معنی چادر نشینه و قبل از اینکه زبونمون عربی بشه به همه چادر نشینان کرد میگفت بله ما لرها هم کرد هستیم اما نه از شما بلکه چادر نشین(عشایر) و لر به معنی کوه وتپه بلند هست و ما بختیاری ها به جای بلند میگیم ...لر یه کسره که زیر ل قرار میدیم.. کردها از نژاد مادها و لرها از نژاد پارسه هستن و اینکه کرد ها لر ها رو کرد میدونن اشتباه و اونهایی که اتیش بیا معرکن هم نه کردن نه لر ما لرها وطن پرست تر از این حرف هاییم و کرد ها هم وطن پرستن اینها هم که این حرف ها رو میزنن میخان بین مارو خراب کنن ولی من صد تا رفیق کرد دارم که بهتر از برارن برای من... ولی به این سابلاغ هم بگم ما لرها راه و رسم و زبان ولباس خودمون را داریم و کردها راه و رسم و زبون خودشون رو دارن لطفا لرهارو در کتاب های گریشمن و محققان اروپایی مطالعه کن تا ببینی اونها چی میگن و نه کردها لرن ونه لرها کرد وما لرها و کردها در طول تاریخ هم مشکلی نداشتیم باز هم نداریم خجالت بکشین
امید بابادی
در جواب کردها باید بگم اون موقعی که همسایه ها یا مغول به ایران حمله میکردند ما لرها بودیم که نمیگزاشتیم وارد وطن ما بشن
حصاری
عزیزان این نوشته ها کار بعضی از منافقان و پانکردهای عراق است، که بین قوم اصیل لر و قوم اصیل کرد ایران تفرقه می اندازند

قوم لر از نژاد کی لهراسب کیانی جد داریوش هخامنشی و از قوم پارس هستند
قوم کرد از نژاد قوم ماد هستند

قوم لر از دو قوم بزرگ تشکیل شده
1-قوم لر کوچک(لک )
2-قوم لر بزرگ (بختیاری )

سلسله لر کاسی
سلسله لر عیلامی
سلسله لر هخامنشیان
حکام لر شول
اتابکان لر کوچک
حکام لر شبانکاره
اتابکان لر بزرگ
والیان لر فیلی
تاجمیرخان آسترکی
حکام منجزی بختیاروند
سلسله لر زند
حکام علادینوند بختیاروند
حکام زراسوند دورکی


با افتخار لر هستم از شهرستان کنگاور استان کرمانشاه

عزیزان قوم لر بیایید دست در دست هم دهیم و با هم متحد باشیم
هم تبار لر بگوش و به هوش!!
معنی لر نژاد لر زبان لر لباس لر موسیقی لر رسومات لر نظام ایلیاتی لر همه وهمه و تحقیقات باستان شناسان خارجی و داخلی اکثرا اینهارو نشانه پاک و اصیل بودن قوم لر میدونن و اینکه لرها ایرانی اصیل هستن نظر اکثر این کارشناسان هست .. ولی مهم چیز دیگریه وقتی استان های لر نشین رو بین چند استان تقسیم میکنن ما لر ها باید واکنش مناسب نشون بدیم .. مثلا در زمان قاجار استان های لر نشین رو بین چند استان تقسیم کردن و بختیاری هارو و دیگر لرهارو از هم جدا کردن مثلا بختیاری که در حال حاضر بین چند استان تقسیمه هیچ وقت نمیتونه به پیشرف استان های دیگر برسه یا از هویت و زبان خودش دفاع کنه و بختیاری بودنشو حفظ کنه و با مهاجرت برای کار و تحصیل و پیشرفت به شهرهای غیر بختیاری نشین و استان ها نظیر اصفهان تمام استعدادها و قدرت خودشونو صرف پیشرفت این استان میکنه و خودش رو در این استان واستانهای دیگه حل میکنه و این در دراز مدت برای بختیاری ها فاجعه است.. وما باید مطالبه یک استان واحد رو داشته باشیم تا از زیر یوق دیگر استانهای غیر لر در بیایم... و پیشرفت کنیم و بتونیم فرهنگ و زبونمونو حفظ کنیم و این محقق نمیشه تا زمانی که بتونیم یک استان واحد بشیم .. شهرها بختیاری نشین زیادی داریم که میتونیم یک استان بشیم البت باید تفرقه های انگلیسی و بدخواهان بختیاری رو هم در نطفه خفه کنیم و قضیه رو نزایم امنیتی کنن و سیاسی بشه مطالبه ما حقه و برای پیشرف خودمون و ایرانمون بسیا لازم و حیاطی .... ما لرهای بختیاری همیشه تاریخ خودمونو ایرانی میدونستیم و خودمونو هیچ وقت جدای از ایران ندونستیم چون بر خلاف برخی اقوام ما ایرانی اصیل هستیم و ما از نژاد پارسیان و اشکانیان و ساسانیان هستیم نسب ما تا ایلام و از عصر حجر زاده این خاکیم.. ولی باید یک استان بشیم ما کار به دیگر اقوام نداریم اونها همه وضعشون از ما بختیاری ها بهتره .. شهرهای بختیاری نشین مثل بخشهای زیادی از (( چهار مهال بختیاری کوهرنگ فارسان اردل لردگان بخشهای از گندمان بخشهای از بروجن سورشجان ووو.. گرفته تا الیگودرز و از ایذه و مسجد سلیمان و لالی داران و فریدن در اصفهان )) همه بختیار نشینه که اینهارو باسیاست خصمانه حکومت های گذشته دادن به استانهای دیگه .. از همه مهمتر و خنده دار تر اینه که جدیدا استان اصفهان با دست اندازی به کوهرنگ قلب بختیاری خواهان جدا کردن این قسمت از استان چهار محال بختیاری میباشد که ااگر این کار اتفاق بیفته خطر بسیار بزرگی برای بختیاری ه و چهار محالی هاست چون اگر کوهرنگ بختیار ی بره زیر نظر اصفهان دیگه اب خوردن هم برای بقیه نمیزاره چون اب تمام منطقه از کوهرنگ سر چشمه میگیره و کار این یهودی نژادها خود فاجعه هست برای کل منطقه ... !!! کوهرنگ سرچشمه کارون و زاینده رود و دز میباشد و اگر سرچشمه های این سه رود رو وصل کنن به تونل های اصفهان حیاط شهرکرد فارسان سامان و برو جن لردگان مردم کشاوز کوهرنگ وایزه و مسجد سلیمان وتمام مناطق بختیاری به خطر میفته ... و چند وقت دیگه باید به جای کوه های بختیاری بگیم کوهای اصفهان!!!!! خطر جدیست جدی بگیرین لرتباران
جواب علی نیاکان
داش علی اصلا درست نیست حرف شما و در مورد چیزی که اطلاع نداری و علم به اون نداری لطفا صحبت نکن و کوچ ارامنه به این منطقه مال اون تاریخی که شما میگی نیست بلکه مال دویست سال سیصد سال پیشه هم زمان با اونها گرجهارو هم از گرجستان به ایران اوردن چون شورش میکردن و میخاستن از ایران جدا بشن ...برخی از ارمنی ها کوچانده به اصفهان رفتن و معبدشون هنوز در مرداویج اصفهان هستش و در منطقه ای در چهار محال که گهرو نام داره رفتن و در اونجا ساکن شدن و حدود صد سال پیش از این منطقه رفتن الان قبرستان ارامنه دراونجا هست ولی هیچ لری نه به اونها زن داده و نه زن از اونها گرفته و الان هم اونها سالهاست که رفتن از این منطقه ...
مهراب باجولوند
ما لرها سربازان ایران زمین هستیم
لر::کی لهراسب کیانی جد داریوش هخامنشی
لهراسب::دارنده ی بهترین اسب

لر عیلامی
لر کاسی
لر هخامنشی
لر ساسانی

جواب بێهڕاد سابڵاغی .....
اولا جدو ابادت وطن فروش خائنن پانکرد اشغال ابروی هرچی کرده هم بردی نفهم بی سواد لر دویست ساله اسمش در اومده !!! تو حتما مغرضانه حرف میزنی .. و وطن فروشی ... امثال شما هستین که سرزمین ایرانو پاره پاره کردین .. تا حال کجا دیدی لرها خواستن از ایران جدا بشن و مطمعن باش هیچ لر ی این رو نمیخاد و اگه کسی این حرف رو بزنه از ما نیست ما چند هزار ساله زاده این سرزمینیم مارو هم ردیف اجداد وطن فروشت میبینی و مارو با پانکردها و پان ترکها قیاس میکنی برو بمیر خودتو بنداز جلو سگ شاید بخوردت..
شهرام
لر =بومیان ایران
لر=یعنی ساکنین بومی زاگرس
لر=یعنی تمدن
لرهاماننددیگراقوام کهن فلات ایران بومیان ایران هستندو.ازهیج جای دیگری به ایران نیامده اندوبومی ایرانند .وگروهی ازمردم بیسوادویاجوگیرشده ویاکسانی که خودشان یاازنسل مغولانندویاازنسل تازیان...مغرضانه تلاش میکنندکه هویت وریشه اقوام اصیل وبومی ایران رابه کشورهای دیگرربط بدهند.تابی هویتی خودشان کمرنگ شود وعقده های درونی شان راتسکین دهند.......
بهتراست همه بگوییم که ایران گهواره تمدن ومادرخیلی ازاقوام کهن دنیا است...وخیلی ازکشورهای نوظهور قبلا جزو خاک ایران بزرگ بوده
لر...یعنی مردمانی با۵۳هزارسال زندگی ازغارنشینی درکوههای لرستان تاتمدن عیلام(ایلام)تابختیاری.لک.کهگیلویه.دژکردفارس.ممسنی .هگمتانه.انشان.پارسه.گی.زاگرس.و.....
((ضمنالور بالر اشتباه گرفته نشود..لورنام طایفه ای درمنطقه ای ازپاکستان وهند است بافرهنگی متفاوت بالرهای ایران هستندونبایدبا قوم بزرگ اشتباه گرفته شود))
ولی بیرانوند
طایفه لولی *لولیان*و کولی*کوچ* دو طایفه بودند که از هند به ایران کوچ کردند.و ساز آنها تار است و امروزه در استان های شرقی زندگی می کنند

یونس
بختیاری لرنیس بختیاری یک قوم بزرگ است ودارای ده ایل مختلف طوایف لرلک هاو هابویراحمدی هاو بهمئی هاوطوایف لرستان هستند بختیاریها همه جابانام قوم بختیاری شناخته میشوندوعلاوه برکشورایران دافغانستان -هندوستان -وتاجیکستان نیزساکن هستند
بازگیر
لر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد ( ابو لؤ لؤ پیروز نهاوندی ) …

لر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لر تا مصر علم استقلال کشید ( ابو سعید بن بهرام گناوه ای ) …

لر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد ( صلاح الدین محمود لر ) …

لر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد ( نصرت الدین احمد اتابک لر بزرگ ) …

لر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند ( امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی ) …

لر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند ( کریم خان زند ملایری ) …

لر همان است که شجاع ترین و دلیر ترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش ( لطفعلی خان زند ) …

لر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود ( فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار ) …

لر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد ( عمان سامانی ) …

لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است ( حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری ) …

لر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است ( آیت الله وحید بهبهانی ) …

لر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید ( رییس علی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری ) …

لر همان است که دمار از ارتش رضا خانی درآورد ( کی لهراسب باطولی و دلیران بویر احمد و خوانین لرستان) …

لر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد ( زنان لرده دشتستان ) …

لر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد ( خدا کرم خان بهمعی ) …

لر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت ( علی سمیل فخرایی دشتی ) …

لر همان است که عالی ترین مرجع جهان تشیع بود ( آیت الله سید حسین بروجردی ) …

لر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید ( آیت الله کمالوند ) …

لر سردار شهید محمد بروجردی است …

لر سردار شهید نعمت سعیدی است …

لر هزاران شهید و آزاده دفاع مقدس است …

لر هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس و معلم است …

به آن دلقکان یاوه گو میگوییم ؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری .
بیران ها شیران بیشه لرستان
چرا اسم ایل بیرانوند تو فهرست لرکوچک نیست؟،جای تاسفه نام بزرگترین و قدیمی ترین ایل لر فیلی حذف شده یعنی همیشه اینجوریه دیگه،تاریخ پر افتخار ایل ما همیشه نادیده گرفته میشه،یه موردش حمله تیمور به لرستانه،میگن لرها چنان جنگ سختی با تیمور کردن که نام لر جاودانه کردن،اما گفته نمیشه کدوم لرها یا کدوم طایفه بودن که تیمور اونهمه ازشون وحشت داشته وشجاعت وسرسختیشون وستوده،قشون اتابک افراسیاب بودن یعنی طایفه بیران وند.ایل پر افتخار بیرانوند درزمان تیمور تو پشتکوه بودن بعدها به لرستان اومدن،وفقط با قرماسنگ وگرز با تیمور جنگیدن و استراتژی جنگی نمیدونستن یعنی همه لرهای آنزمان اینجوری بودن،وپیاده بودن واسب نداشتن،درحالی که لشگر تیمور تا دندان مسلح وکار آزموده جنگ بودن با این حال بازنتونستن پشتکوه ومرکزش یعنی.حسین اباد بگیرن به خاطر وحشت تیمور از بیرانوندها وناشناخته بودن لرها دیگه به مناطق دیگه لرنشین حمله نمیکنه البته قبل از اون لرستان امروزی تسخیر میکنه یعنی حکومت اتابک عزالدین هرکی میخواد واقعیت این نبرد تیمور با لرها رو بدونه کتاب منم تیمور جهانگشا رو بگیره نوشته مارسل برایون ترجمه آقای منصوری،حالا نشرش دقیق یادم نیست،در اخر اینو خدمتتون بگم ما همه لرها رو برادر خودمون میدونیم و همیشه پشتشونیم،مهم نیست کدوم ایل یا طایفه با امثال تیمور جنگیدن وافتخار امروز ما لرها شدن هرکدوم نوشته شه باز واسه ما تفاوتی نداره و افتخار هممونه.اما بهتر همیشه واقعیات با جزئیات گفته شه واسه اطلات درست و درک بهتر هم تباران عزیز.ممنون
صفری شوهان
ایل حسنکی ایل بختیاروند قوم لر آریایی
حسن پسر سلیمان کیانی *سل ک*
موسس سلسله لر شبانکاره

حسن خان بختیاروند دوم با تصرف جزیره ابن عمر نام جزیره را جزیره بختیاری *بختی * گذاشتند

جودکی
جنگ‌ با تیمور و شکست مُغل‌ها را در اصل چگنی‌ها و میرها و در کل ایل سرافراز بالاگریوه به پیروزی رساند؟ بیرانوندها در اواسط حکوت قاجار از مناطق عربستان و شیراز و ممسنی به سرزمین لرستان مهاجرت کرده‌اند . با احترام به همه برادران بیرانوند . بیرانوندها در اصل مهاجر هستند .
بیرانوند ایل باستان لرستان
جناب جودکی،ما سنگ قبر اجدادمون تو منطقه بیرانشهر موجوده متعلق به زمان افشاریه و قبل اونم،شما با چه سند و مدرکی میگین ما اواسط قاجار اومدیم و مهاجریم؟؟یعنی شما بهتر از خودمون ریشه و شجره مون میدونید،واقعا جای تاسفه امثال شما کجا خوندن و نوشتن یاد گرفتین بدون شناخت حرف میزنید،ما کاری نداریم ایل بالاگریوه با تیمور جنگیده یا سر تیمور بریدن،هم تبار ما به جنگ تیمور با لرهای ایلام گفتن نه پیشکوه لرستان امروز،اون زمان طایفه بیرانوند تو پشتکوه بودن و اتابک افراسیاب بن یوسف شاه حاکم پشتکوه طایفه بیران وند به کمک خودش میاره.پیشنهاد میکنم واسه کنجکاویتون هم که شده این کتاب بخونید،منم تیمور جهانگشا، خود تیمور این خاطراتش از جنگ با لرها نوشته و پسر کوچیکش شاهرخ خان اگه اشتباه نکنم حاکم کرمان یا اصفهان بوده این کتاب میبره فرانسه مارسل برایون اونو به زبان فرانسه نشر میکنه وحالا به فارسی برگردونده شده خیلی ها این کتاب خوندن،فکر نمیکنید اونایی که این کتاب خوندن به حرفاتون بخندن،با احترام،اگه یه بالاگریوه ای نشه بوده یا جوگیر شده این حرفو زده و شما باورکردین،پیشنهاد میکنم جای دیگه مطرح نکنید بهت بخندن،تازه جنگ تیمور تو لرستان هم با عزالدین اتابک بوده که تیمور همه رو قتل و عام میکنه وخرم اباد غمکده میگفتن،تنها لرهایی که تیمور شجاعتشون تحسین میکنه و رو اونا حساب میبره طایفه بیرانوند بودن حامیان اتابک افراسیاب حاکم پشتکوه،همه اینا تو اون کتاب اومده،باز پیشنهاد میکنم کتاب بخونید واقعیات بهتر درک کنید


شعبانی چگنی
آقای جودکی شما از نام طایفه لر جودکی استفاده کردی
تا ایل سرافراز لر بیرانوند را از قوم لر جدا کنید
دست شما پانکردهای عراق برای قوم لر رو شده

استان لرستان پشتکوه ایلام
استان لرستان پیشکوه فیلی
استان لرنشین کرمانشاه
استان لرنشین همدان


ایل بزرگ چگنی لر در بیش از 10 استان کشور سکونت دارد

ایل لر چگنی
ایل لر پاپی
ایل لر بیرانوند
ایل لر دریکوند
ایل لر لک
ایل لر طرهان
ایل لر فیلی
ایل لر زنگنه
ایل لر گوران
ایل لر کلهر
..
..
..
بیرانوند ایل باستان لرستان
درود بر شما برادر شعبانی چگنی،درود بر ایل بزرگ و شجاع چگنی،احسنت،به این درایت وهوشیاری،صدالبته که این توطئه ها برنامه ریزی شده ست،با هدف،حذف ،هضم،تجزیه و صد تکه کردن ایلات قوم سربلند لر،چرا؟ چون فعالان ضد لر آگاه به پیشینه تاریخی این قومه،ومیخوان با برنامه ریزی هوشمندانه مانع از اتحاد دوباره بشن وتا حدودی موفق هم شدن خیلی از ایلات دودستگی ایجاد کردن،وایل بیرانوند قویا بر لر بودن خود پافشاری میکنه واین ایل هدف قرار دادن،با ذکر اسناد وتاریج و هویت سازی جعلی،میخوان بیرانوند از قوم لر جدا کنن،همون تاریخ سازی ساختگی که جاسوس هایی مثل راولینسون انجام دادن،وهنوز خیلی با این جعلیات اذهان نااگاهان رو مسموم میکنن واین باورهای دروغین اشاعه میدن،تاریخ کهن قوم لر هویت ایل ما رو فریاد میزنه،کو گوش شنوا،کو چشم بینا؟؟با تشکر از مدیر محترم
لک
طبق امار در ایلام فقط هلیلان لک است و درصدی نیز در دره شهر لطفا اطلاعات غلط ندهیم
جودکی
من اهل شورابم پانکُرد عراق تو خرم‌آباد چکار میکنه
پانکُرد عراق سگ کی باشه که جراعت بکنه بیاد لرستان
در پایان اگر با برادر بیرانوندم با ادبیات بدی برخورد کردم عذرخواهی میکنم
بیرانوند ایل باستان لرستان
خواهش میکنم برادر جودکی،خوشحال شدم از اینکه همشهری ما هستین،طایفه زیدعلی ما از مادری بالا گریوه س،همه ایلات لر جدا از هر گونه لهجه از یه نژاد و یه ریشه دان هیچکدوم بیگانه نیستن،اینا فقط یه سری شایعه هدف مند بودن که در گذشته برای برهم زدن اتحاد قوم لر طراحی شده بودن،چرا که از اتحاد این قوم میترسیدن،به قول گفته خودتون لر همیشه غیرتی و بیگانه ستیز بوده،چطور میتونستن اجازه بدن مهاجران بیگانه در حد واملاک اونا سهیم باشن،هیچکدوم از ایلات لر مهاجر نیستن،بخاطر شرایط مکانی یا امنیتی گاه مهاجرت های بوده.دولت های وقت خیلی از ایل ها رو تبعید نمودن،ودر جای دیگه اسکان دادن،جابه جایی زیادی شده به جرأت میتوان گفت بیشتر ایل ها جای که حالا هستن زادگاه اولیه اونا نبوده،قوم لر بخاطر شجاعت و غیرت وطن پرستی وبیگانه ستیزی تو شرایطی قرار گرفته که تبعیدها صورت گرفته وگاه با مساعد بودن شرایط دوباره به آغوش زادگاه و وطن بازگشتن،ممنون





محمد
لر یعنی بازمانده پارس عیلام و ماد محکمترین سند تاریخی زبان است و نزدیکترین زبان به اوستایی و پهلوی لری هست کلماتی که تا به امروز از نظر ما لری اصیل هستن همه ریشه دارن و این یکی از هزاران دلیل اصیل بودن قوم لر است قوم لر از دو گروه شهرنشین و یکجا نشین تشکیل میشد که بخاطر دشمنی شدید حکومتها بعد اسلام خصوصا قاجاریه به زاگرس پناه برده و شهرنشینی خود را از دست میدهد
بیرانوندی
من پسری از نسل شیران اعصار لر،،،،، ،،، شیرمرد،،،،، بیرانم،،،،، ، پدر پشت پدر آریایی تبار و از نسل بهرام وساسانم،،،،،،، ، بنازم بر تخت و شکوه ساسانی،،،،،،،،،،،،، ببالم بر خود که از نسل شاهانم
تارش
لر، صحیح آن لور است. ولورستون کلمه صحیح است. لور ستون از کلمه های، لور، لیر، للم، لیلم، گرفته شده. خواستگاه لورهااز منطقه دیلمان گیلان است. وخواسته لک ها از منطقه تالش گیلان است. لور به خاطر وسعت وجمعی قابل ملاحظه اش آز 4500 سال پیش یک قوم مستقل شد. وقدمت لرستان حدودا 40 هزارساله است که از خانواده کاسی ها می‌باشند. و کاسی نژاد ند. بطوری که 92 درصد لغات و36 درصد جملات لری وگیلکی، گالشی مانند هم است. گیلان را کاسیان بی (کاسی های ساحل نشین) ولورستون را کاسیان سی (کاسی های کوهنشین) می گویند. همچنین آثار مکشوفه از غار کلماکره و سایر آثار کشف شده از لرستان، وموزه فلک الافلاک نشان می دهد. همه مربوط قبل از ورود آریایی‌ها به ایران است. واز آثار کاسی ها است. بیس، زاما، دونی، گوم، مردزما، برار، گت، کرک، کل، ورزا، او، دال، دار، چو و.... کلمات مشتر ک لوری وگیلکی. که وجود زبان خیلی نزدیک به هم یکی دیگر از دلایل اثبات کاسی بودن لر ها است


کوروش
سرزمین وسط خورشید ، در کلمه لر حرف لام کوتاه شده لا و کل هست که لا و کل هر دو به معنی وسط ، میان ، نصف است و حرف ر کوتاه شده کلمه هور و خور به معنی خورشید است پس لر همان لاهور و کلهور است و این بدلیل حرکت ظاهری خورشید است که ابتدا در سرزمین خور راستان (خراسان) طلوع می کند و میانه حرکت آن در لاهورراستان ( لرستان) است و غروب خورشید در سرزمین اهورامانات است
سورنا
ایلام جزو منطقه‌ای باستانی قلمداد می‌گردد که پیشینه آن به تاریخ اکاد، سومر، بابل و آشور پیوند خورده است بابلیها قسمت مرتفع سرزمینی را که در شرق بابل قرار داشت. آلاستو یا آلام به معنی کوهستان می‌نامیده‌اند که سالیان متمادی دارای حکومت مقتدری بوده است این منطقه شامل خوزستان ، لرستان ، پشتکوه (ایلام فعلی) و کوههای بختیاری کنونی بوده است. کشور ایلام در سالهای اوج اقتدار خود از سمت مغرب به بابل و از سمت مشرق به اصفهان می‌رسیده است. این نقطه از دو قسمت دشت و کوهستانی تشکیل یافته که شهر شوش در منطقه دشت واقع گردیده بود.

ا ز نظر ارتباط با ملل متمدن زمان و وضعیت اقلیمی در وضعیت مناسبتری قرار داشته، پایتخت این کشور بوده است. اولین نشانه‌های شهر نشینی در این منطقه از هزاره سوم قبل از میلاد پایدار گشته است، این منطقه از دیرباز سرزمینی آباد و یکی از مراکز مهم امپراطوری مقتدر ایلام بوده است از هزاره پنجم قبل از میلاد ، مهمترین خط ارتباطی جنوب غرب ایران از این سرزمین می‌گذشته است. به دلیل اهمیت ایلام در دوره‌های مختلف تاریخی، نبردهای مهمی در محدوده این سرزمین به وقوع پیوسته است. ایلام از هزاره‌های قبل از میلاد همواره آوردگاه اقوام و تقابل حکومت‌های مختلف ماد، آشور، پارس، هخامنشیان و سلوکیان با دشمنان بوده است. بعد از میلاد مسیح نیز این وضع در دوره اشکانیان و ساسانیان تا هنگام حاکمیت اسلام ادامه داشته است. به هر حال این کشور در سال 640 ق.م ، بوسیله هخامنشیان به سرزمین ایران ملحق می‌گردد و شوش بعنوان پایتخت زمستانی پادشاهان هخامنشی انتخاب می‌شود. از این تاریخ تا حمله اعراب این سرزمین همیشه جزو قلمرو ایران محسوب ‌گردیده است. خط و نویسندگی در پنج ‌هزار سال پیش در ایلام به کار برده شده است. خط مردم این سرزمین در دوره عیلامی خط میخی بوده است که در بخش بزرگی از سرزمین ایلام رواج داشته است. در حدود قرنهای آخر هزارة سوم قبل از میلاد، تمدنی در شوش تحت نفوذ اقدام بین‌النهرین پدید آمد که دارای خط مخصوص به خود به نام ایلامی مقدم بوده است. این خط در مناطق تحت نفوذ تمدن شوش در ایران نیز رواج پیدا نمود.

بعد از اسلام نیز، با پذیرش اسلام توسط مردم ایلام و ضمیمه شدن این بخش به ممالک اسلامی، این سرزمین مدتها در آرامش نسبی بسر ‌برده است، اما از هنگامی که سلسله صفویه در ایران روی کار آمد و امپراطوری عثمانی با آنها وارد کارزار شد تا هنگام انقراض دوره حاکمیت قاجاریه، نبردهایی خونین بین دو طرف (ایران و عثمانی) ادامه داشت چندان که در چهار قرن، نبردهای متعددی در محدوده این سرزمین به وقوع پیوست تا اینکه با فروپاشی دولت عثمانی در ماه مارس 1917 میلادی، این دوره به پایان رسید. این منطقه قبل از ورودآریائیان محل زندگی اقوام دیگری بوده است که از جمله می‌توان از ایلامیان (در جنوب غربی ایران) کاسیان (زاگرس و لرستان) لولویی (زاگرس و کرمانشاه) نام برد.
کر بیرانوند
سرم‌نچمان عه ور ظلم و جور
لکم تا ابد لورم لوره لور
Biran lak
نه کُردم نه هم لُر نژادم لک است
میان تبارها تبارم تک است
بهزاد بروجردی
لر صرفا یک لغت میباشد به معنای کوچ نشین و ریشه این لغت سامی میباشد و نه آریایی. این لغت از زبان آرامی(کردی) وارد زبان فارسی شده است. قرار براین نبوده ونیست در هر لغتی از لام استفاده شده باشد ریشه اش به لر برگردد این مضحک ترین برداشت از علم لغت شناسی میباشد.
اقوام کوچ نشین زاگرس فارق از نژاد و زبان و هویت را لر مینامندو امروزه نیز هیچ وجه تشابه ای بین این اقوام وجود ندارد (عده ای از بختیاری ها خود را لر و عده ای دیگر خود راکرد و یا حتی فارس مینامند) به عنوان مثال ما بروجردی ها لر نیستیم اما در جغرافیایی لرستان هستیم بروجردی ها و همدانی ها و دزفولی ها از تمدن های شهرنشین و صنعتگر بوده و هستند پس لر محسوب نمیشوند. در حقیقت لرستان نام یک جغرافیا است و نه نژاد مانند خراسان و یا کرمان.جای تاسف و تامل دارد که یک عده بدون در نظر گرفتن ابتدایی ترین مستندات و صرفا با بازی کردن با حروف و کلمات مشابه سعی بر انتساب یک سری خزعبلات و افسانه ها و در نهایت تحریف معنای این لغت را دارندو به تقلید از سایر اقوام خود را وارد بازی قومیت گرایی میکنند.
کوروش
لَر به معنی لاغر است .
مهرداد بهداروند
من اینجا ریشه در خاکم ♡ من خود را به بلوط پیر اصالت گره زده ام
من تاریخ را با همه گویش هایش خواندم اما تاریخ قومم را از یاد نبردم زیرا دررخت بی ریشه هیمه ای بیش نیست
زنده باد اتحاد ایلات لر
پگاه
قوم لک یکی از سه شاخه ی اصلی ومستقل اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها یعنی زبان لکی با دستور زبان و ادبیاتی قوی که دارای حدود سی هزار لغت است ، بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.

سکونتگاه اصلی مردم لک زبان در مرز مشترک بین چهار استان در جنوب استان کرمانشاه ، شرق استان ایلام و جنوب غرب استان همدان و شمال غربی و غرب لرستان است. لک‌ها بیشتردر شهرهای دلفان ، کوهدشت ، سلسله ، هرسین ، صحنه ،کنگاور،سنقرودینور، شیروان، چرداول ، دره شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد ساکنند.

مردم لک در پی مهاجرت‌ها در بیرون از منطقه لک‌نشین زاگرس نیز زندگی می کنند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عده‌ای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز توابع بهشهر، روستای کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند.

به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لک‌ها عموما شاخه‌ای از کردها یا لرها در نظر گرفته می‌شوند. برخی معتقدند واژه لک از ترکیب دو واژه لر و کرد تشکیل شده‌است .و لكهای باستانی ایرانی را هر كدام به خودشان منتسب می كنند .درحالیکه لكها از لحاظ فرهنگی، احساسی و مذهبی و بسیاری از مولفه های قومی خصوصا پوشش خود را مستقل از قوم كرد و لر می دانند.و قویترین نظریه که بیشتر باستان شناسان و زبانشناسان بدان معتقدند این است که زبان لکی بازماندهٔ فارسی باستان و پهلوی است . (پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بوده و ریشه ی زبان فارسی امروزی است).

مهمترین عامل افتراق واستقلال این قوم مولفه زبانی است. تحقیقات زیادی در مورد ریشه زبان لکی صورت نگرفته است اما می توان گفت زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی درآن وجود دارد. و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان باعث می شود که ابراز نمود زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است.ودراین زبان واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند.ازاینرو می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است.


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران