برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فیزیک

/fizik/

برابر پارسی: گیتیک
فیزیک کره زمین
ژئو فیزیک
استاد آلمانی فیزیک و کاشف قوانین انرژی
ماکس پلانک
برنده جایزه نوبل فیزیک ۱۹۶۹ میلادی
موریگلمان
پدر فیزیک ایران
دکتر حسابی
خطی در فیزیک دارای جهت و مقدار
بردار
دانشمند انگلیسی که در سال 1947 کشف و تحقیقاتش درباره فیزیک اتومسفر بالا منجر به ربودن جایزه نوبل شد
ادوارد اپلتون
کتاب فیزیک و شیمی قدیم
رنر
یکی از برندگان جایزه نوبل فیزیک 2009
جورج اسمیت
از کمیتهای فیزیکی
یکا
اصلی در فیزیک
اینرسی
امتداد فیزیکی
راستا
برخورد لفظی و فیزیکی
تنش
برنده نوبل 1901 فیزیک
رونتگن
برنده نوبل 1932 فیزیک
ورنرهایزنبرگ
برنده نوبل 1987 فیزیک
کارل الکساندر مولر
تشدید فیزیکی
رزنانس
حالت تعادلی فیزیکی
بالانس
رشته ای از فیزیک
مکانیک
روش و حرفه کاربرد علوم فنی که با استفاده از قوانین طبیعت و منابع فیزیکی به ساخت و طراحی مواد | ساختارها | ماشین ها | ابزار و سیستم ها و یا پردازش ها می انجامد
ایدز
زیست فیزیکدانی که به همراه کریک نقشی مهم در کشف ساختار مولکولی DNA بازی کرد
جیمز واتسون
شاخه ای از علم فیزیک
ترمو دینامیک
غیر مادی و متا فیزیکی
ماورایی
فیزیکدان آلمان
اوهم
فیزیکدان آلمانی
گوستاوهرتز
فیزیکدان آلمانی برنده نوبل 1943
اتواشترن
فیزیکدان آلمانی که واحد بسامد به نام اوست
هرتز
فیزیکدان آمریکایی
هانری
فیزیکدان آمریکایی مخترع گرامافون
ادیسون
فیزیکدان آمریکایی کاشف الکترون مثبت که در سال 1936 جایزه نوبل گرفت
اندرسون
فیزیکدان انگلیسی
دالتون
فیزیکدان انگلیسی سده 17
باروخ اسپی نوژا
فیزیکدان انگلیسی سده 19
استروجن
فیزیکدان انگلیسی سده 20 و برنده نوبل 1922
استون
فیزیکدان انگلیسی سده هفدهم و هجدهم
دالتون
فیزیکدان انگلیسی که قوانین الکترولیز را وضع کرد
فارادی
فیزیکدان ایتالیایی
انریکوفرمی
فیزیکدان ایتالیایی و کاشف مغناطیس حیوانی
گالوانی
فیزیکدان برجسته روس و نویسنده کتاب تاریخ زمین با نام کوچک ژرژ
گاموف
فیزیکدان فرانسوی و مخترع نخستین ماشین بخار پیستونی
دنیپاپن
فیزیکدان فرانسوی کاشف شدت جریان الکتریکی
آندره آمپر
فیزیکدان فرانســوی که به تئوری امواج پی برد
فرنل
فیزیکدان قرن 19
اورستد
فیزیکدان مسلمان قرن پنجم
ابن هیثم
فیزیکدان هفت تیر کش
دالتون
فیزیکدان هلندی
هوی گنس
فیزیکدان و شیمی دان انگلیسی
ویلیام کروکس
فیلسوف مشهور و فیزیکدان برجسته اتریشی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی
ارنست ماخ
مبحثی در فیزیک
گشتاور
متافیزیک
ما بعدالطبیعه
نوعی واکنش فیزیکی بدن به ورود عناصر در فضای تنفسی
عطسه
ایرزاد
فیزیک
ریشه این نام " فیز" که همریشه با " بود" پارسی است.-- ایک = پسوند نام ساز
گرته بَرداری : بودیز ( پسوند -ایز ، چهر نُوین -ایک ِ کهن در پارسی امروز است ، مانند: پاکیز ، مَویز)
ایرزاد
فیزیک
پیش نهاد دویوم :
باشتَن = بودن ، باشیدن < باشتی، باشت شناسی
پیش نهاد سِیوم:
گیتیز ، گیت شناسی ، گیتیات
پیش نهاد چهارم :
نادیات ( ناد هم ریشه با نیا = پیش ، دیرین ، پار)


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران