برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

صورتی

/surati/

برابر پارسی: چنانچه، اگر، سرخابی
صورتی از نگارش «یاری»
ییری
صورتی مانند ماه دارد
مه سیما
صورتی کم رنگ
گلی
پرنده ای با سر بلوطی رنگ | پیشانی و تارک زرد مایل به نخودی | بدن خاکستری و سینه صورتی رنگ
گیلار
پرهام
نام نوعی رم ریدر
مهسا
به معنی رنگ دخترانه یا پلنگ صورتی
حورا
رنگ دخترانه
مریم
صورتی رنگی زیبا و دخترانه
روژان
رنگ زیبا و قشنگ مناسب دختران
نیلوفر
رنگ زیبا و دخترانه
سهیل نظری
رنگ صورتی اربیست جایش میتوان گفت.رویی رخساره ای.گونه ای
ایرزاد
صورتی / سورَتی ( سورین / سورینی)
این واژه ای پارسی است و اسل آن از :
۱- سور : کوتاه شدهء سورخ و سُرخ که همان رنگ قِرمِز ( غِرمِز < غِرم < کِرِم) است.
۲- سور : نام دیگر جشن زیرا آتش برمی افروختند و آتش سُرخ رنگ است.
۳- این که سورَتی/ سورین را سُرخابی( سُرخ آبی ) می گوییم این آبی نه به مینهء رنگ سُرمه ای یا لاجِوَردی یا کَبود که به مینهء سُرخ ِ روشن و دِرَخشان است ، زیرا ناخاسته واژهء آب = مایهء نوشیدنی و آب = درخشندگی و روشنی دارای لَفزِش یکسان شدند ولی با هم نا همسان هستند.آب به مینهء درخشان در واژه های :
آبِله ، بِله = نام بیماری که دانه هایی به رنگ سرخ روشن روی پوست پدید می آیند ، اگرچه برخی بر این گمان اند که چون زیر این دانه ها آب جَم می شود این نام گذاری شده است.
بِل = به بِر و سپس بَر و سپستَر بَراز : بَر- آز دِگریده شده و به مینهء روشنی و درخشندگی و سپیدی است و در بسیاری از واژه های اروپایی این مینه را میدهد :
blue = رنگ روشن درخشان ، آبی در پارسی نه به مینهء آب نوشیدنی بساکه روشن و درخشان.
blood= خون به مینه رنگ روشن و درخشان
flash = آذرخش ، بَرغ در دوربین اَخشگر / عکاسی دگرش bl به fl مانند brother = بَرادَر در انگلیسی که در ایتالیایی fratelo ، وات b به f آلیده می گردد.
blond = بور ( خود بور پارسی هم bl است که وات l به r آلیده گشته است) ، روشن
Blitz ( آلمانی) = آذرخش ، بَرغ ( بَرق) :خود واژهء : بَر (بَر
-غ) همین bl است که وات l به r دگریده شده است.
blanc , blanco = سفید، سپید
blass ( آلمانی) = رنگ پَریده
blenden ( کارواژهء آلمانی) = نور خیره کُننده که چشم را میزند.
کشور بِلاروس = روسیه سپید
bella = دختر خوشگل و سپید
bello = پسر قشنگ و سفید و روشن
blind = کور ، نابینا که در پارسی روشندِل می گوییم.
نام هایی چون شهر بِلگِراد = سپید شهر ، روشن شهر
بِلژیک = کشور سپیدان
بوره = نام دیگر شِکَر چون سپید است
بوریا = حَصیر چون جلوی نور و روشنایی را می گیرد
برازنده = پسندیده و پذیرفته چون سپید و روشن و درخشان است
بَرّاق = سورَت دیگری از بَرغ است
به گُمان واژهء بَرات به مینهء قیمت و نرخ و واژه های :
price ( انگلیسی) و Preis ( آلمانی) هم با این واژه رَبت دارند زیرا پول در زمان های دیرین به شکل سِکه ء فلزی و توپالی و از این روی درخشنده و براغ بوده اند.




نام نویسی   |   ورود