برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سلطنت

/saltanat/

مترادف سلطنت: امارت، امیری، پادشاهی، حکومت، شاهی، فرمانروایی، تسلط، چیرگی، سلطه، پادشاهی کردن، امارت داشتن

متضاد سلطنت: رعیتی، نوکری

برابر پارسی: پادشاهی، شهریاری
سلسله ای از پادشاهان ایران که در حدود سال های 559 | 330 ق•م سلطنت کردند
هخامنشیان
کتابی از اسکندر بیگ منشی درتاریخ سلطنت شاه عباس کبیر
عالم آرای عباسی
اثری در وقایع ایام سلطنت مظفرالدین شاه تألیف غلامحسین افضل الملک مستوفی
افضل التواریخ
از سوی مرداویج حاکم ری شد و پس از او به سلطنت رسید و با آل بویه جنگید
وشمگیر
تخت سلطنت
اورنگ
سلطنتی در لفظ فرنگی
رویال
سلطنتی فرنگی
رویال
قدیمی ترین بنای سلطنتی در تهران
تخت مرمر
ملک خالصه یا سلطنتی
اینجو
وارث سلطنت
ولیعهد
پرنیا
این واژه تبارانه پارسى ست یعنى خودش پارسى نیست اما سرچشمه اش پارسى ست. واژه ى شاریتا/شاریتاه Sharita/Sharitah در پهلوى : پادشاه ، شاه ، سلطان ، فرمانروا ، تازیان (اَرَبان) این واژه را برداشته و معرب ساخته اند (ش - س ، ر - ل ، ت - ط) و به صورت سلیط/سلیطة
درآمده سپس آن را بر وزن فعیل تصور کرده ریشه سه حرفى س.ل.ط را از آن بیرون کشیده اند و ساخته اند: سَلَطَ ، یسلط ، تسلط ، مسلط ، تسلیط ، سلطان ، سلطنت و ...!!!! همتایان دیگر این واژه در پارسى اینهاست: پادشاهى Padshahi ، شاهى Shahi، شاهنشاهى Shahanshahi ، کیانى
Kiyani (شاهى) ، بَگانى Bagani (پهلوى: خدایگانى ، شاهنشاهى) ، شهریارى Shahryari ، کامهنجامى Kamhanjami (پهلوى: فرمانروایى ، پادشاهى) ، تاگورىTagvari (پهلوى: تاجورى ، پادشاهى، داشتن تاج و تخت) ، خدیوى Xadivi (پهلوى: فرمانروایى ، پادشاهى ، شهریارى)
رقیه امیرعاجلو
ملکت


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران