برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

سقف

/saqf/

مترادف سقف: بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک، رواق، طاق، عرش، بالاترین حد، نقطه اوج

متضاد سقف: کف، فرش

برابر پارسی: بام، پوشش روی بام، آسمانه
سقف
سغ
سقف اتاق
تاق
سقف خانه
بام
سقف خانه و گنبد
سغ
سقف درشکه
کروک
سقف دهان
سق, نگ
سقف ریخته
اوار
سقف فرو ریخته و ویران
اوار
سقف فقرا
اسمان
سقف مدور
کنبد
سقف منحنی
طاق
سقف و پوشش خانه
والاد
سقف ویران
اوار
بازار یا پاساژ سقف دار
ساباط
پوششی بر سقف خانه
شیروانی
تور سقف کاذب
رابیتس
چراغ روغن سوز سقف آویز
لنتر
سالن با سقف کاذب
سوله
گنبد | سقف منحنی
طاق
انبار بزرگ مسقف
سوله
پوشش سقف
والاد
تیر چوبی سقف
بالار
چراغدان سقف
قندیل
ریسمان آویزان کننده میوه به سقف
اونک
شاه تیر سقف
والاد
صدای فروریختن سقف
هوار
فرو ریختن دیوار و سقف
اوار
فرو ریختن سقف
ااار
نقش و نگار روی دیوار یا سقف
گچبری
نقش و نگار سقف
گچ بری
کجاوه بی سقف
پالکی
آنسوی سقف
بام
حلما
چت
فرامرز فرشاد
سر پناه
رحیمی امیررضا
نام سقف در زبان ترکی ( آذری ) توفاق میباشد
عذرا
سقف مترادف توفاق هر دو تورکی است...در فارسی غین و قاف نیست...و سقف مترادف و هم خانواده در عربی ندارد...........یریاشدی......نئچه یاشین وار؟.......(نئچه ایل سابقه ن وار؟) یاش(خیس و تر وسن)چرا سن وخیس با هم یک کلمه است.چون اگر درختان تر وخیس باشند به رشد خود ادامه می دهند.ولی اگر خشک باشند می میرند. ورشد نمی کنند .وبه سن وسالشان افزوده نمی شود.یاش،یاشا،یاشام،یاشار،یاشایش،یاشیل، یاشاسین
علی باقری
سقف : پوششی است برای جلوگیری از نفوذ عوامل طبیعی به داخل ساختمان (اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)
عذرا
(سقف متضادش کف) توفاق(توفاقین داغیل سین نفرین است)،گودوش دیبیلانار توفاقین تاپار
نادر
سقف به معنی پوشش خانه و ساختمان، مسقّف به معنی پوشیده
معادل دقیق کلمه سقف در ترکی، اؤرتوک و معادل دقیق کلمه پوشیده در ترکی، اؤرتولو می باشد ؛ امروزه از کلمه اؤرتولو بعنوان مکان مسقّف و سر پوشیده بیشتر استفاده می شود ولی از کلمه اؤرتوک بعنوان سقف استفاده نمی شود. معمولاً در زبان ترکی کلمه سقف و پشت بام را یکی می گیرند و به هر دو دام می گویند هرچند که در بعضی از مناطق از کلمه دام به معنی خانه نیز استفاده می شود.
توفاق اگر معنی سقف را نیز داشته باشد، به این معنی استفاده نمی شود و اغلب آن را به جای کلمات دودمان، خانواده و خاندان بکار می برند.
توفاقین داغیلسین نفرین ترکی و کنایه از خواستن نابودی دودمان کسی است؛ هرچند که نابودی دودمان بی ارتباط با ریختن سقف نمی باشد.
توفاق با کلمه دوواق یکی نیست، ضرب المثل: گوودوش دیغیرلانار دوواقین تاپار بمعنی این است که: گوودوش( گاودوش، دیزی یا ظرفی شبیه آن) می غلتد و درب خود را پیدا می کند یعنی هر کس همتراز و هم شأن وکفو خود را پیدا می کند. البته اصل ضرب المثل چنین است:
چؤلمَک( گوودوش ) دیغیرلانار دوواقین تاپار . با نهایت تشکر که ما را به یاد ضرب المثل زیبایمان انداختید.
سهیل نظری
غ در پارسی هست مانند باغ ،بغ،بغداد شاه پارس، ق در پارسی نیست ولی واژگانی از پارسی هست که معرب شده یا آرامی شده و ک و گ به ق دگرگون شده ، پس در پارسی هم اکنون واژگان پارسی غ دار و ق دار هستنده دارد
سقف هم ترکی نیست عربیست در قران است یعنی پیش از آمدن ترکان به آسیای میانه ووخاورمیانه در عربستان سقف هستندگی داشته است
نادر
جناب آقای سهیل نظری عزیز من هم مثل حضرت عالی اعتقاد به حفظ اصالت زبانی دارم ولی در حد متعادل و قابل قبول جامعه، مواظب باشیم این بار از طرف دیگر پشت بام نیفتیم . افراط و تفریط در هر کاری درد سر ساز می شود. بعضی ها فکر می کردند و نیز بعضی ها فکر می کنند آوردن کلماتی خاص از زبان عربی یا دیگر زبانهای بیگانه در گویش پارسی نشانه سواد بیشتر است و عمداً گویش پارسی را به عربی نزدیک می کردند و این زیاده روی سبب شده امروزه نسلی به دنبال استقلال کامل زبانی بیفتند که این هم تقریباً غیر ممکن است و درد هزار ساله را نمی توان به کلی درمان کرد. مثلاً اگر به جای عبارت " مثلث متساوی الاضلاع " عبارت " سه برِ سه بر برابر " و به جای عبارت " مثلث " متساوی الساقین " عبارت " سه برِ دو بر برابر " را بکار بریم و با استفاده از این عبارتهای جدید و کاملاً پارسی بخواهیم یکی از قوانین مثلثات را بیان کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ آیا به سادگی قابل فهم خواهد بود ؟ آیا مردم را به مشکل نمی اندازد؟ دوست گرامی خودباختگی ناپسند است؛ خودباختگی از هر جنسش و ازجمله از جنس زبانی، نه صحبت کردن و نوشتن با زبان جا افتاده و قابل قبول جامعه. اصلاح خوب است و کاری بسیار ارزنده و عالمانه ولی انقلاب زبانی راه به جایی نمی برد. مثلاً به نظر ارادتمند شما، فعل مرکب " هستنده دارد " و " هستندگی داشته است " از طرف دیگر پشت بام افتادن است و به جای آنها " وجود دارد " و " وجود داشته است " مشکل چندانی ندارد. البته می توان از افعال " هست " و " بوده است " که کاملاً پارسی هستند، نیز استفاده کرد. ما هم در زبان ترکی این مشکل را داریم و البته مشکل ما به مراتب بیشتر از هموطنان پارسی زبان است . متأسفانه بعضی از هموطنان ترک شما، طوری صحبت می کنند که نمی شود اسم زبان خاصی را بر گویش آنها گذاشت و جزء هیچیک از زبان های موجود دنیا محسوب نمی شود. اگر چه زبان پارسی با واژه های زبانهای دیگر آمیخته شده ولی خوشبختانه قالب و ساختار پارسی خود را نگه داشته است . بعضی از همزبان های من در صحبت خود نه تنها واژه های زبانهای دیگر را زیاد بکار می برند بلکه ساختار گویش ترکی را نیز به کلی به هم می ریزند. در مناطق ترک نشین کشورمان، زبان ترکی در جاهای دور افتاده و به ظاهر کم تمدن خیلی زیباتر و صحیح تر و قاعده مندتر از بعضی مراکز بزرگ جمعیتی صحبت می شود بدون آنکه این مردمان دستور زبان ترکی را در جایی آموخته باشند چون تعامل کمتری با مناطق و گویشهای دیگر کشور داشته اند و نیز به فکر فخر فروشی با واژه های وارداتی نبوده اند. به نظر من اگر افراط و تفریط نکنیم و کمی به فکر آن باشیم که خوب صحبت کنیم، به تدریج اصالت زبانی متعارفی حاصل خواهد شد و ما زبانی زیبا و تحسین بر انگیز خواهیم داشت.
امین
درود به همگی و شما نادر جان. درکل سخن تون درسته اما یکجا اشتباه داشتید گفتم بهتون بگم شاید در زمان ها و مکان های دیگری این اشتباه رو تکرار نکنید. اینکه از عبارت ترک بکار بردید برای مناطق کشورمان. اگر منظورتان آذربایجان باشد باید بگویم که مردم آذربایجان ترک تبار و ترک نژاد نیستند. تنها ترک زبان‌اند. یعنی ترکی زبان اصیل ما آذری‌ها نبوده. زبان ما در گذشته ( ایام باستان و سپس تا پیش از تهاجم و حمله مغول) آذری پهلوی بوده که به مانند بسیاری از لهجه‌های امروزین اقوام ما مثل کردها و لرها و شمالی‌های عزیز، از شاخه های زبان پارتی اشکانی بوده است. روند ترکی شدن زبان مردم آذربایجان بسیار طولانی مدت و به تدریج صورت گرفته. درکل خواستم بگم با توجه با اقدامات ضد فرهنگی پانترکان (جدایی طلبانی که خودشان را تورک می نامند) این تفکر غلط و اشتباه رایج شده که مردم آذربایجان ترک تبار هستند. اگر چنین بود نام این استان امروز ترکستان می شد نه آذربایجان. زبان ترکی بومی این منطقه نیست که بگوییم مردمان ترک زبان در ایران باید حتما به درستی به آن تلکم کنند. اما در اصل مطلب با گفته شما موافقم.
ب. الف. بزرگمهر
تاغ، آسمانه

واژه ی زیبای �آسمانه� که در پارسی کهن بجای تاغ (�تاق�) و سقف بکار می رفته را در اینجا سازگار با درونمایه ی گفتار آن نویسنده ی بزرگ [تئودور داستایفسکی]، دانسته بکار برده ام؛ گرچه در سایر باره ها با کمی چشم پوشی از واژه ی �تاق� (تاغ) نیز می توان سود برد.

برگرفته از پی نوشت یادداشتِ �آسمانه ی آزادی و بلندای اندیشگی�، ب. الف. بزرگمهر دهم تیر ماه ۱۳۹۴
https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/07/blog-post_0.html


علی دوستی نوگورانی
سغ
امرداد
واژه ی سقف اربی , اربی شده ی چَخت پارسی است,,,,در زبان اوستایی واژه ی فرانش و در پارسی امروزی آسمانه و تاغ را داریم,,,,در پایان چرایی پارسی ستیزی پان ترکان و ترک زبانان ناآگاه را نمی دانم


نام نویسی   |   ورود