برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

رود

/rud/

مترادف رود: جدول، جویبار، جوی، رودخانه، نهر، جگربند، جگرپاره، فرزند، کودک، ساز
رود
نهر
رود آبی ا تریش ا ست
دانوب
رود آبی اروپا
دانوب
رود آرام
دن, دن,رن
رود آسیایی
ایرتیش
رود آلمانی
راین
رود آمریکای جنوبی
آمازون
رود اروپا
رن
رود اروپا که از جنگلهای سیاه در آلمان سرچشمه می گیرد
دانوب
رود اروپایی
رن
رود اروپایی جدولها
رن
رود استرالیا
مورای
رود المان
راین,ادر, ماین
رود ایتالیا
پو
رود برزیل
امازون
رود بزرگ
ایوب
رود پر آب ا یران
کارون
رود پرآب
شط
رود پرآب مصر
نیل
رود پرآبی که به دریاچه هامون می ریزد
هیرمند
رود جیحون
امودریا
رود داستان «شولوخوف»
دن
رود روسیه
دن,اوب
رود سیستان و بلوچستان
باهوکلات
رود شرق آلمان
ینا
رود شمالی
تجن
رود شولوخف
دن
رود شولوخوف
دن
رود صمد
ارس
رود طویل روسیه
لنا
رود طویلی در آمریکای جنوبی
پارانا
رود طویلی در سیبری روسیه
لنا
رود عرب
نهر
رود فرانسه
رن,لوار
رود فرانسوی
رن
رود قزاقستان
ایلی
رود لهستان
ادر
رود مرز
ارس
رود مرزی
کرخه
رود مرزی ا یران
ارس
رود مرزی کشورمان
تجن
رود مصر
نیل
رود مصری
نیل
رود مقدس آلمان
راین
رود و جنگلی در برزیل
آمازون
رود کارها
امور
بخشی از سیستم ایمنی بدن به شمار می رود و در برابر بیماری های عفونی از بدن محافظت می کند
گلبولهای سفید
بزرگترین رود آمریکا
می سی سی پی
بزرگترین رودخانه مرکزی ایران که پس از کارون مشهورترین رود کشورمان است
زاینده رود
بندر رود راین
ورمس
پارسا و پرهیزگار رود فارس
,,,,
پرآب ترین رود جهان
امازون
پیوند رود ودریا
مصب
تنها رود قابل کشتیرانی ایران
کارون
دراز ترین رود اروپا
ولگا
درازترین رود جهان
نیل
دومین رود طولانی اروپا پس از ولگا
دانوب
ساخته رابرت رود ریگوئز در سال 95 با بازی آنتونیو باندراس و سلما هایک
دسپرادو
سدی بر رود ارس
خدا آفرین
سدی در استان گلستان بر روی رود گرگان
وشمگیر
سومین رود بلند ایران پس از کارون و سفید رود است
کرخه
طولانی ترین رود ایران
هریرود
مفهومی که در رشته های مختلف ریاضیات (با تعبیرات مختلف) به کار می رود و معمولا ً به معنای« فراتر از هر مقدار» است
بی نهایت
نام دیگر رود جراحی در خوزستان
مارون
نام دیگر رود دیاله
سیروان
کاشف چشمه های رود نیل
باتون
کاشف سرچشمه رود نیل
طرق
کاشف سرچشمه های رود نیل
بارتون
یکی از نهرهای بزرگ رود جیحون
فرب
ابزاری مکانیکی در خودرو که برای ذخیره انرژی مکانیکی به کار می رود و دارای نیروی ارتجاعی است
فنر
آلیاژی که برای ساختن سماور به کار می رود
ورشاو
آمرود
گلابی, مل
از کرمهای معده و روده
اسکاریس
الکترود انجام عمل اکسایش
اند
الکترود متصل به قطب منفی
محراب
امرود
مل
این سبزی هم در سالاد و هم در تهیه غذاها به کار می رود
فلفل دلمه ای
با پریدن آن برق می رود
فیوز
باتلاق زاینده رود
گاوخونی
بازیگر و کارگردان هالیوودی که در سال 2003 برای بازی در فیلم «رودخانه مرموز» ساخته «کلینت ایستوود» موفق به دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد شد
شونپن
بخش انتهایی روده بزرگ | راست روده
رکتوم
بخشی در خانه های قدیمی که بین کوچه و در ورودی می ساختند
هشتی
بدرود
وداع, خداحافظی
برای بیان آرزو و تمنا به کار می رود
ای کاش
برای بیان غصه یا تقاضای کمک به کار می رود
ایوای
برای بیان نفرت بکار می رود
اف
برگه بهادار ورودی
بلیت
برگه ورودی سینما
بلیت
برودت
سرما
بزرگترین رودخانه استان همدان
گاماسیاب
بزرگترین رودخانه مرکزی ایران که پس از کارون مشهورترین رودخانه کشورمان است
استاد
بزرگترین گنبد آجری جهان و مقبره الجایتو که از آثار مهم معماری پارسی و اسلامی به شمار می رود
گنبد سلطانیه
بسته کوچک مدار مجتمع که در رایانه به کار می رود
تراشه
به دنبال مروارید در آب میرود
غواص
بیماری عفونی ناشی از ورود باکتریهای خاک به بدن
کزاز
بیماری عفونی که زخمی موضعی بتدریج روده و ریه را در بر می گیرد
سیاه زخم
اسما
به معنی روی. این واژه در کتاب حدودالعالم آمده است: سردن شهری است اندر میان دو رود نهاده؛ جایی آبادان و خرم؛ اندر کوه وی معدن رود است. (ص 136). ولی در کتاب المسالک و الممالک ابن حوقل چنین آمده است: «معدن روی در سردن است که از آن جا به بصره و جاهای دیگر می برند»
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری
به جای فرزند ::رود.رو
می گویند
رو::رود

معنی های زیبای رود در
توصیف مادران لر بختیاری

رود::صاف.شفاف.زلال.عزیز.
دلبند.همه کس.پاره جگر.دودمانم.طایفه ام.پدرم.
مادرم.اجدادم.پاره تن.پهلوان
.شیر.تک.پلنگ.جهانگیر .پری
.فرشته.کاردان.هنرمند.
شاه.جنگجو.سردار.

رودوم خوی ریی کویه::
فرزندم می خواهی برویی کجا
Rod
فایزه
رود به معنای جویبار می باشد
منوچهر
رود ‌در اصل به چم روان، در جریان بودن مانند سیلان مایعات و معنی دیگر آن که در فارسی سرود و ساز می‌باشد.
از لحاظ ریشه شناسی و اتیمولوجی رود از ریشه -ser به چم رونده و سیال می‌باشد که در فارسی باستان rauta یا رود و در اوستا raodhati به چم جریان أب و در سانسکریت rinati می‌باشد. هم. بشه های رود در انگلیسی rheo , (مثل ریودوژانیرو), stream و rhythm هستند.
نازنین کهنگی
رود همریشه باroadانگلیسی بنظرمی رسدهردو مسیرهستندیکی خاکی ویکی آبی همریشه باarrive وهمریشه باrioپرتغالی یعنی رود.
نادر
رود به ترکی: چای
علی باقری
رود:این کلمه نام خود راازحالت وشکل پیچ وتاب رودخانه گرفته است.
رود در پهلوی روت rōt بوده است.
Pani
جویبار رپدخانه
علی باقری
رود : [اصطلاح موسیقی ] سازی است قدیمی که نام آن در مکتب و اشعار قدمابسیار آمده و نیز به معنی تارهای ساز می باشد.
اُمید خوزستان
به لُری خوزستان و کهکیلویه و بویراحمد رْود یعنی عزیز، ولی تنها برای کسانی بکار می رود که بسیار عزیز باشند و نه به شیوه ی همگانی "عزیزمی" در فارسی. برای فرزند، نوه، برادر و خواهرزاده بکار می رود و کمتر در عاشقی.
علی باقری
رود: دکتر کزازی در مورد واژه ی " رود" می نویسد : (( رود که در معنی ساز زهی به کار رفته است، در زبان پهلوی روت rōt بوده است. این واژه همان است که در "" روده " در پهلوی روتیگ rotīg، نیز دیده می‌شود. از آن، سیم ساز و در پی آن، با مجاز جزء و کل، ساز رود خوانده شده است که این سیم را گاه از روده ی تافته می ساخته اند و گاه از ابریشم تافته. از آن است که ابریشم نیز در معنی سیم ساز به کار برده شده است. نمونه را، در" بریشمْ نواز" که در معنی، برابر است با "رود نواز")).
(( بفرمود تا خوان بیاراستند
نشستنگه رود و مَی‌ خواستند))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، ۱۳۸۵، ص ۳۷۲. )


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی