برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

ذخیره

/zaxire/

مترادف ذخیره: اندوخته، پس افت، پس انداز، پستا، تدارک، توشه، تهیه، ذخر، رزرو

برابر پارسی: اندوخته، پس انداز، پشتوانه
جای ذخیره کالا
انبار
در یاخته (سلول) | نوعی دستگاه انتقال انرژی است که موجب می شود انرژی شیمیایی موجود در مواد غذایی با عمل فوسفوریلاسیون اکسیداتیو | به صورت پیوند های پر انرژی فسفات (A•T•P) ذخیره شود
میتوکندری
عضوی از بدن گوسفند که چربی در آن ذخیره می شود
دنبه
محل ذخیره پول
بانک
محل ذخیره سازی کالا
انبار
محل ذخیره کالا
دسته, انبار
وسیله در رایانه برای ذخیره اطلاعات که از یک صفحه نازک و منعطف تشکیل شده است
فلاپی دیسک
وسیله ذخیره کردن الکتریسیته ساکن
خازن
یکای اطلاعات و ذخیره سازی در رایانه
گیگابایت
یکای اطلاعات و ذخیره سازی در رایانه با نام اختصاری MB
مگابایت
ابزاری مکانیکی در خودرو که برای ذخیره انرژی مکانیکی به کار می رود و دارای نیروی ارتجاعی است
فنر
علی
رزرو
شهریار آریابد
در زبان پارسی واژه " تلنبار و هنبارش " نیز به معنای ذخیره بکار می رود.
رحمت
ذخیره گذاشتن: دریغ کردن
غفار
انباشت،گنجینه،نگهداری
علی دوستی نوگورانی
پس انداز
uSER
دو کلمه ذخیره و اندوخته، در عمل دارای دو مفهوم کاملا متفاوت در حسابداری میباشند.
حمیدرضا دادگر_فریمان
اندوخته، پس افت، پس انداز، پستا، تدارک، توشه، تهیه، ذخر، رزرو


نام نویسی   |   ورود