برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

دلقک

/dalqak/

مترادف دلقک: تلخک، لوده، مسخره، مقلد، یالانچی

برابر پارسی: دلغک، شوخ، فسوسگر، لوده
دلقک
لوده
محل نمایش دلقک بازی
سیرک
شهریار آریابد
" تلخک " یک واژه پارسی است که در زبان تازی " دلقک" شده و تلخک کسی است که دردها ، رنج ها و تلخی های مردمان را به زبان و نمایشی شوخ و زیرکانه بیان می کند و یا می نمایاند.
ب. الف. بزرگمهر
تلخک

نمونه:
بگمان بسیار نیرومند، این واژه ی عربی نما، همان واژه ی پارسیِ �تلخک� به آرش کسی است که با طنزها و کنایه های تلخ خود، واقعیت ها را بگونه ای خنده دار یا ریشخندآمیز بر زبان می آورد؛ واژه ای که نمود دگرگون شده ی دیگری از آن با آرشی دگردیسیده، همانا �دلقک� با باری منفی است.

ب. الف. بزرگمهر ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۶
https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/09/blog-post_93.html

نمونه:
آن آخوند تلخکِ کاشی که از مردم خواسته بود تا حسابرسی کارِ به گفته ی وی �دانه درشت ها� یا همانا کلان دزدان رژیم را به الله واگذارند ...

ب. الف. بزرگمهر ۱۱ دی ماه ۱۳۹۵
http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/12/blog-post_484.html


نام نویسی   |   ورود