برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

آشنا

/'ASnA/

مترادف آشنا: انیس، خودی، خویش، دوست، شناخت، مالوف، مانوس، مونس، یار، شناسا، شناسنده، عارف، خودمانی، آگاه، بلد، مسبوق، وارد، بیگانه، جاهل، غیر

متضاد آشنا: بیگانه
آشنا
شناس
آشنا به راه
بلد
آشنا به کار
وارد, وارد, بلد
راهنما و آشنا به مسیر
بلد
جلسه آشنایی
معارفه
ناآشنا یا بدون ارتباط
بیگانه
آشنای ناچیز
یارو
از خوانندگان موسیقی سنتی با آلبوم هایی چون "دل آرا" و "وصل مستان" و "شهر آشنایی"
سراج
تاشبور
در زبان ترکی استانبولی می شود: تانئدئک
مجتبی عیوض صحرا
واژه ترکی استانبولی: آچینا از واژه فارسی میانه(پهلوی ساسانی): آشنا وام گرفته شده است!
در ترکی آذربایجانی: تانیش
علی
اقای مجتبی عیوض صحرا
پیشنهاد میکنم این لینک رو مطالعه کنی اگر نیومد این عبارت رو سرچ کن در اینترنت ببین در حدود ۱۳۷۴ وام‌واژه پارسی در زبان ترکی استانبولی وجود دارد
https://fa.wikipedia.org/wiki/وام‌واژه‌های_پارسی_در_ترکی
آشنا کلمه اصیل فارسی است که به ترکی وارد شده
مجتبی عیوض صحرا
درود بر شما
گرچه زبان فارسی از گویش های گوناگونی برخوردار است و در درازنای کارنامه گذشتگان،پیشینه پُر فراز و نشیبی را گذرانده است و به فراخور فرمانروایی دودمان(سلسله) خود از واژگان بسیاری بهره جُسته است که در این جا،گنجایش این را ندارم تا به گونه بُوَنده(کامل) به روشنگری آن بپردازم!
ولی واژه نامه های گوناگون پهلوی بسیاری هست که درباره واژه آشنا روشنگری کرده است و همچنین در دوره های کارشناسی ارشد و دکترای زبان های باستانی ایران هم آموزش داده می شود!
که بیشترشان این واژه [ آشنا ] را جزو زبان پهلوی ساسانی دانسته اند!
( زبان پهلوی دو گونه است: 1. پارتی(دوره اشکانیان) 2. پارسی میانه(دوره ساسانیان)

من هم نوشته ویکی‌پدیا را خوانده ام ولی بین دو واژه نامه گیر کرده بودم که هر کدام گزارشی ناهمسان از واژه ی [ آشنا ] داده بود:
1. واژگان زبان ترکی در فارسی: محمد صادق نائبی(نایبی)
2. فرهنگ لغات فارسی به ترکی استانبولی: آراز(آتیلا) اُورمولو

سرانجام، کوتاهی(پهلوی: نَرسپان) ام را می پذیرم و واژه [ آشنا ] را >>> پهلوی(پارسی میانه) می دانم و نوشته پیشین خود را هم ویرایش می کنم!
باز هم سپاسگزارم که با قلم زیباتان این واژه را به من گوشزد کردید،خدا پشت و پناهتان باد!
علی
جناب مجتبی عیوض صحرا درود بر شما با این پژوهش هایی که از کتاب های گوناگون انجام می دهین
علی
فقط یک نکته واژگان زبان ترکی در فارسی: محمد صادق نایبی از نظر دانش زبان شناسی بسیاری از زبان شناسان این کتاب را دارای اشتباهات بسیاری میدونن وقابل پذیرش همگان نیست من پژوهشی که انجام دادم بسیاری از زبان شناسان این کتاب را علمی نمی دانند
میلاد بهادر
شناس
♡sayna
نام آشنا = معروف ، مشهور
♡sayna
معروف ، مشهور
ا
معروف،مشهور، شناخته شده
آرش محمدي
آشنا يك كلمه تركي است و از فعل achmak به معني باز كردن ، گشودن ، معين كردن ، برملا كردن ، مشخص كردن ، آشكار ساختن ، محقق شدن و.... به دست آمده به اين صورت كه از اين فعل مشتق achin با معاني چون معين ، مشخص ، بديهي ، بارز ، محقق ، آشكار ، شناخته شده و... شكل مي گيرد كه داراي نقش صفت مي باشد كه با اضافه شده a به آخر آن به صورت achina يا صحيح تر آن achına درآمده و نقش زباني اسم را به خود مي گيرد كه معاني تحت الفظي يا لغوي آن - به صورت آشكار ، به شكل مشخص ، به صورت شناخته شده ، معين شده و ...ميباشد كه در اصطلاح به هر شخص يا شي يا مكان و... كه براي ما به صورت آشكار شده و معين شده ، مشخص شده يا شناخته شده مي باشد گفته مي شود .
كلمه achina يا آچئنا با حذف مصوت i يا ı در تلفظ به صورت achna يا آچنا نيز تلفظ شده ( همانند كلماتي چون آسمان ، پروردگار و....در فارسي) و بعدها با تغيير حرف ch به sh به شكل هاي ashna يا ashina در آمده كه اين امر نيز ناشي از فرسايش و ساده سازي تلفظ كلمه مي باشد همانند مصداق هاي بسط يافته ديگر ريشه ach مانند achti ( اسم مصدر ماضي فعل achmak)كه به ashti يا همان آشتي كه در فارسي در حال استفاده مي باشد تبديل شده كه معناي تحت الفظي آن گشايش كرد ،بازكرد ،گشودو....بوده و در اصطلاح يكي از معناهاي آن گشايش كرد يا باز گشود روابط خانوادگي ، دوستي ، سياسي ، اقتصادي و... ميباشد
از ديگر مشتق ها يا شكل هاي بسط يافته ريشه ach كه در آن ها در نتيجه فرسايش و سهولت ،در گفتار تلفظ ch به sh تبديل شده مي توان موارد زير را قيد كرد:
achmak >>>>>ashmak
achtim>>>>>ashtim
achma>>>>>ashma
achmamak>>>>ashmamak
البته بايد متذكر شد كه در كتابت تركي موارد فوق الذكر به صورت ch يا چ نوشته مي شوند و در گفتار محاوره اي است كه تبديل ch به sh صورت مي گيرد ولي چون دريافت و برداشت كلماتي چون "آشنا" و "آشتي" در فارسي به صورت سماعي يا شنيداري بوده و از تلفظ محاوره اي (تركي)اين كلمات اتخاذ شده ،بعدها به شكل "آشنا"(ashna يا ashena) و "آشتي" (ashti) وارد كتابت فارسي گرديده است.
اوزرا
(آش نا)کلماتی که آش دارنند.تورکی اند.مثل آشتیانی(آش تیانی=دیگ آش)آشفته.آشاری.آشار داشار.آشپز.داداش.قارداش.بکتاش.ماش.کاش.آرخاداش نا ،کلماتی که نا دارنند.تورکی اند.مثل آنا.دورنا.سونا.برنا.دانا.مانا.زیرنا.کرنا.کرونا.نام.نامور.نامدار.نامجو..آشناتورکی است.آشینا آشینا چیخدی اجاق باشینا(در اینجا آشینا ز فعل آشینماق .و سورنماق است.و با کلمه ی آشنافرق دارد


نام نویسی   |   ورود