چشمات کجاستچشماتو ببندچشماروچشماشچشماغلیدنچشمالوسیدنچشمامیچشمانچشمان اهوچشمان جولیاچشمان چپچشمان حشریچشمان حیرزدهچشمان خمارچشمان خواب الودچشمان زیباچشمان سیاهچشمان غمگینچشمان قهوه ایچشمان ناامیدچشمان کاملا بستهچشمایچشمبرزیچشمت بی بلاچشمت را درویش کنچشمت کور دندت نرمچشمخانهچشمدارچشمداشتچشمزخ کردنچشمشچشمش البالو گیلاس میچینهچشمش به اشک نشستچشمش به دبه روغن افتاد زاییدنش گرفتچشمش به روشنایی افتاده استچشمش چشمها دیده استچشمش شور بودنچشمش محک استچشمش کبود شدهچشمش کرایه میخواهدچشمگچشمگیرچشمگیر بودنچشمگیر کردنچشمم اب نمی خورهچشمم روشنچشمندگان علیاچشمهچشمه ٔ زندگانیچشمه ٔ شیر