چشم دیدنچشم دیدن کسی را نداردچشم دیدن کسی را نداشتنچشم را باز و بسته کردنچشم را بستن و دهان را باز کردنچشم را چهار کردنچشم را در کاری روی هم گذاشتنچشم را درویش کردنچشم رسیدگیچشم رسیدهچشم رنگیچشم روشنیچشم روی هم گذاشتنچشم روی هم نگذاشتنچشم زاغچشم زخ زدنچشم زخمچشم زخم خوردنچشم زخم زدنچشم زخم میرزا مهدی خانیچشم زدچشم زدنچشم زهرهچشم زهره رفتنچشم زیباچشم سبزچشم سپیدچشم سفیدچشم سفیدی کردنچشم سومچشم سوی کسی کشیدنچشم شادی دوختنچشم شهلاچشم شورچشم شور داشتنچشم شکستهچشم شیطانچشم صبورچشم ضعیفچشم طمعچشم طمع به چیزی کسی دوختنچشم عربچشم عسلیچشم عقابچشم عنایتچشم عیبچشم غربالچشم غرهچشم غره رفتنچشم غیرمسلح