زبان چرب و نرم داشتنزبان چون تیغ بودنزبان چکیزبان چینیزبان حافظزبان حالزبان خارجهزبان خر را خلج می داندزبان خلجیزبان خمرزبان خوارزمیزبان خوانساریزبان خوانساری ترشته یعنی چزبان خود را گاز گرفتنزبان خوزیزبان خوسازبان خوش مار را از سوراخ بیرون می اوردزبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشدزبان خوش مارراازسوراخ بیرون می اوردزبان دادنزبان داشتنزبان دانزبان ددزبان در ته دندان گرفتنزبان در ته زبان داشتنزبان در دهان گذاشتنزبان در دهان نشستنزبان در دهان نهادنزبان در دهان کردنزبان در دهان یکدیگر داشتنزبان در دهان یکدیگر کردنزبان در قفازبان در می کشدزبان در کام دزدیدنزبان در کام رها کردنزبان دراززبان دراز کردنزبان درازیزبان درازی قلمزبان درکشیدنزبان دلاویززبان دهم درس اول مکالمهزبان دیدنزبان دیلمیزبان دینزبان را بچیزی یا بر چیزی راندنزبان را گاز گرفتنزبان رسمیزبان رسمی افغانستانزبان روسی