پیشنهادهای محمدشفیعی (١,٤٤١)
چشمانی که منحرفه دید میزنه زیاد به اطراف!
ذهن سرگردان حواس پرت
پیچ و خم بازار
باید ازت احتراز کنم
Steer away from windows دور بمونید از هرچه ویندوزه
منتظر دستورالعمل های بعدی ( بیشتر ) باشید
شروع مخاصمات
تنش های مداوم
عقل کسی را زیرسوال بردن
استقرار مستقرشدن
اصرار برتمرکز روی چیزی
نگرانی رابررسی و برطرف کردن
خودشو به نشنیدن زد
رای موافق داد
پدرسالاری
چرامارا زیر نظر دارید؟
بازیگران ناشناخته
تلاش بیهوده
اوقات سختی را سپری کردن
تازه کار
پدر فداکار
مهارکردن قیمت ها
کنترل خشم
زوجی با زندگانی درکنارهم
روز به روز
یه پاسخ محتاطانه
ولخرجی
حالت و کیفیت ویرانی
اثرات مخرب
شعر جفنگ و بی معنی
طرح مضحک
پیاده کردن تجهیزات
دلال فروش
پرزیدنت شماره ۱۶یو. اس
درکمین نشستن
شکار غاز وحشی که همون دنبال نخود سیاه فرستادن است
پرداخت عوارضی را به تعویق انداختن
His conduct is not consistent with what he believes. رفتارش مشابه ( منطبق ) نیست با اعتقاداتش
بازیکنان ثابت
تصمیم منسجم و منطبق بر شرایط
درامتداد پیاده رو
پیاده فرارکردن
اصطلاح بکار رفته برای افرادیکه در طول هولوکاست به یهودیان کمک می کردند
سریع و باعجله به تصمیمی رسیدن
مادران خانه دار
دلال املاک و مستغلات
پول بادآورده
آسان گیر مخالف سختگیر