دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١,٩١٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
١,٧٤٥
لایک
لایک
١٨٨
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٧

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٢
رتبه
رتبه در بپرس
٦,٢٤٨
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
١

صدای ترق تروق هم میشه. مثل وقتایی که تو ماشین ( خصوصا قدیمی ) هستیم و صدای تر تر و ترق تروقی از ماشین میاد ( خصوصا تو دست انداز ها ) Car thuds برگرف ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٢

لش کردن I'm slumped in the chair

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
١

To cradle someone means to hold something or someone gently, especially by supporting with the arms: She cradled him tenderly in her arms.

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

The relationship between two or more rivals who regularly compete with each other. The term usually applies to two rivals competitiveness, competiti ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٣

پیچر همچنین یک ابزار مهم برای باریستا ها می باشد. ابزاری که در آن شیر را ریخته و بعد از فوم گیری مناسب با آن لاته آرت را انجام می دهند.

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ سال پیش
متن
The tedious job simply ate me up.
دیدگاه
١

اون کار خسته کننده ( به سادگی یا فقط ) منو نابود کرد ( یا تحلیل برد )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She needed time and space to sort out her life.
دیدگاه
٣

اون به فضا و زمان احتیاج داشت تا بتونه زندگیش و جمع و جور کنه ( به خودش بیاد/سر و سامون بده )

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.