Hana

Hana

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



mnemonist٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٨کسانی که حافظه ی قوی ای دارند و همه چیز رابه سرعت به ذهن میسپارند و هیچوقت از یادشان نمیرود و میتوان به نوعی به انها mega mind گفتگزارش
0 | 0
scamper off٠٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧Fleeگزارش
0 | 0
vial٠٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤Vial of ink به شیشه ی جوهر برای تتو میگنگزارش
0 | 0
tablet١٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠١به ادامس هم میگن مثلا I pop the tablet out of its foil یعنی ادامس رو از پوستش دراوردمگزارش
2 | 0
stamina٢٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩امادگی جسمانیگزارش
0 | 0
yank off٠٠:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩لباس در اوردنگزارش
0 | 0
chair١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧در دانشگاه chair به معنی پروفسور یا استاد هستگزارش
14 | 1
screw١٠:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٩برای باز کردن در بعضی از چیزا ها مثل لوازم ارایشی مثل ریمل استفاده میشعگزارش
5 | 0
twerp١٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨احمق و خنگگزارش
2 | 0
britches١٨:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٠درامریکای جنوبی به جای pants از این کلمه استفاده میکنند و هردو یک معنی میدهگزارش
0 | 0
go nuts٢٣:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩دیوونه شدنگزارش
7 | 0
edible١٠:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤به غیر از قابل خوردن یکی از معانی این کلمه خوراکی ها و غذاهایی که با ماریجوانا مخلوط شدن Edibles are food products infused with marijuana. Though smo ... گزارش
9 | 0
bark٠٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٧میتونه برای وقتی هم که کسی چیزی رو با داد میگه استفاده بشهگزارش
2 | 0
dangling٠٢:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦اویزانگزارش
5 | 0
pickup٠١:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦شدت گرفتن صداگزارش
5 | 1
rock bottom١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٥اخر خطگزارش
7 | 0
sewing kit٢٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٤جعبه سوزن و نخگزارش
0 | 0
anticlimactic٠٩:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٤کمتر از حد انتظارگزارش
7 | 0
drawstring٢٣:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٣بند شلوار یا شرت گزارش
0 | 0
tacenda١١:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٥are things not to be mentioned or made public—things better left unsaidگزارش
5 | 0
curfew١١:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٦این لغت همچنین برای زمانی استفاده میشه که بچه ها باید تا اون موقع خونه باشن مثلا یه خانواده ای به بچه هاشون میگن که هروقت رفتید بیرون باید تا ساعت ۹ ... گزارش
21 | 0
nuthouse٢٠:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٣دیوونه خونهگزارش
2 | 0
pout٠٩:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٢٣قیافه ی ناراحت به خود گرفت، لب برچیدنگزارش
7 | 0
turn scarlet٢٣:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٢از خجالت سرخ شدن و قرمز شدنگزارش
2 | 0
flawless٢١:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٨بی عیب و نقصگزارش
12 | 0
didaskaleinophobia١٠:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/١٨فوبیای مدرسه هست مخصوصا برای بچه هایی که تازه میخوان برن مدرسهگزارش
5 | 0
djinn٠٧:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٤به غول چراغ جادو میگن djinn و این کلمه از کلمه ی عربی گرفته شده که همچنین بهش jinn هم میگنگزارش
5 | 1
shisha pipe٠٧:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/١٤قلیونگزارش
0 | 0
head's up٠٧:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/١٤warning that something is going to happen وقتی میگن it is a head's upبرای اینه که قراره که یه اتفاقی بیفته برای همین از قبلش بهتون هشدار میدنگزارش
2 | 0
toga١٩:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/١٣از این لباسای سفیدی که رومیای باستان میپوشیدنگزارش
5 | 0
muddle up٠٧:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٣Confuse قاطی کردن ( I always muddled up the salt and the sugar من همیشه نمکو شکر رو قاطی میکنم ( یعنی نمیدونه کدوم نمکه کدوم شکره )گزارش
0 | 0
choker١٩:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٩به گردنبند هایی میگن که به گلو چسبیده و اغلبا به رنگ مشکی هستندگزارش
7 | 0
spine chilling١٣:٠١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨مورمور کننده و ترسناکگزارش
0 | 0
imprinted١٢:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٨چاپ شدهگزارش
0 | 0
monotone١٢:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٨صدایی است که به هیچ وجه تغییر نمی کند و گوش دادن به آن کسل کننده استگزارش
7 | 0
come to a halt١٢:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٨متوقف شدن مثال:schools came to a halt for a while because of the war مدارس به خاطر جنگ مدتی متوقف شدندگزارش
7 | 0