برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

بهمن عنایتی کاریجانی

  بهمن عنایتی کاریجانی کارشناس پرستاری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

401 هو
انتحال یا سرقت ادبی کتاب .
مثال: برخی نظیر علامه قزوینی معتقد بودند که آثار اعتماد السلطنه نظیر الدرر التجیان ، مرآه البلدان و قریب بیست اثر ...
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

402 هو
سرمه ای که اگر بر چشم مالندنهان عالم عیان شود البته به اعتقاد برخی از قدما.ونام واژه نامه ای فارسی تدوین شده در هند.
نسخه ملکی نگارنده.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

403 هو
بیدار.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

404 هو
پیر ، پیر شدن.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

405 هو
جمع نقطه.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

406 هو
مرغابی.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

407 هو
شرح سودی بوسنوی به ترکی که ترجمه فارسی آن نیز در چهار مجلد بارها به طبع رسیده است.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

408 هو
کاغذ سمرقندی.
در جنگ تلاس که چینی ها اسیر سمرقندی ها شدند فن کاغذ سازی را به آنها آموختند.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

409 هو
کهن ترین نسخه خطی فارسی .
اثرابونصر موفق بن علی هروی به خط اسدی طوسی شاعر مورخ ۴۴۷ق.که به شماره AF340 در کتابخانه وین نگاهداری میشود که دو ب ...
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

410 هو
منظومه ای حماسی از اسدی طوسی صاحب لغت فرس اسدی. هر دو اثر به چاپ رسیده است.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

411 هو
مرکب از نسخ تعلیق.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

412 هو
اثر ابن قولویه.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

413 هو
مدح در منقبت و ستایش هست.
قدح در نکوهش می باشد و به چهار بخش تقسیم می شود.
۱_ هجو
۲ _ هزل
۳_ طنز
۴_ شهرآشوب که نکوهش یک شهر یا م ...
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

414 هو
نکوهش سرایی ، هجو که متضاد آن مداحی می باشد.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

415 هو
جمع صومعه.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

416 هو
۱_ جنگ نامه کشم (قشم).
۲_جرون نامه ( هرمز نامه ).
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

417 هو
نوعی شعر در هجو یک شهر، حرف مردم ( حرفه های مردم) و خود مردم.
مثال : رباعی معروف مجیر الدین بیلقانی در هجو و نکوهش مردم سپاهان.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

418 هو
نور چشم،نورچشمی. لقب اولین زن بابی که کشف حجاب نمود. طاهره قره العین ( فاطمه برغانی).
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

419 هو
یعنی درست صحبت کردن هست.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

420 هو
طرفه العین، در یک چشم بهم زدن.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

421 هو
نوعی خط که شبیه به خط کوفی بودودر اصفهان از آن استفاده می شد که بعدها به بغداد رفت .
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

422 هو
جنگ ، سفینه،کشکول.
مانند کشکول شیخ بهایی ، یا سفینه تبریز.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

423 هو
فرهنگنامه.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

424 هو
گنجینه خرد.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

425 هو
آنتولوژی ، گلچین یا برگزیده اشعار یا سخنان بزرگان.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

426 هو
پندارنامه.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

427 هو
تاریخ فلسفه.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

428 هو
جزوه.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

429 هو
باسمه خانه یا بسمه خانه به معنی چاپخانه هست.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

430 هو
چاپ سربی.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

431 هو
چاپ سنگی.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

432 هو
نمایشنامه ای اروتیک ( عشقی) به زبان سنسکریت مربوط به هند باستان.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

433 هو
هجوم، نهب ، چپاول. کلمه ای مغولی در زبان فارسی.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

434 هو
کاستن جهت آراستن.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

435 هو
کلمه ای مغولی در زبان فارسی بوده و به معنی اسلحه خانه می باشد به شکل گور خانه نیز نوشته می شود.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

436 هو
نسخه خطی به خط خود مولف.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

437 هو
ادیان ابتدایی.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

438 هو
معرب اسپانیا.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

439 هو
اثر طغرای اصفهانی به تقلید از لامیه العرب شنفری.
این اثر به عربی سروده شده است.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

440 هو
ابن عربی عارف اندلسی صاحب فتوحات مکیه.
ابن العربی قاضی پست و رذل اندلسی.
جهت احتراز از اشتباه نام آن دو ، اولی را بدون ال معرفی می کنند.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

441 هو
قصیده.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

442 هو
اردوگاه کار اجباری.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

443 هو
خلاصه واژه نامه ترکی _ فارسی سنگلاخ اثر میرزا محمد مهدی خان استر آبادی منشی نادر شاه افشار ، واژه نامه عدن می باشد.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

444 هو
مجلس و محل تجمع افراد بالای چهل سال در عصر جاهلی، جهت اتخاذ تصمیمات مهم .
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

445 هو
نام یونانی شیطان ، ابلیس معرب این کلمه می باشد.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

446 هو
شاعره هزال اهل گنجه متخلص به منیژه. رباعیاتی مشحون از هزل به فارسی دارد.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

447 هو
بزرگان.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

448 هو
مامور وصول مالیات . واژه ای ترکی _ مغولی.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

449 هو
نجیب زاده ، اصیل.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

450 هو
موضوعی که در ادبیات تکرار شود.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|