پیشنهادهای علی علیشاهی (٢٦٣)
Synoynm: Suspect مظنون
وکیل
Bluster
خبردار شدن از چیزی که افراد زیادی نمی دانند.
[حقوق تجارت بین الملل] خرید متقابل خرید متقابل یک روش تجارت متقابل است که بر اساس آن، یک طرف قرارداد کالاها یا خدماتی را به طرف دیگر صادر و متقابلاً ...
To get something done for someone: ( کاری را برای کسی انجام دادن ) To help someone with something: ( به کسی در انجام کاری کمک کردن ) To facilitate ...
[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی قابل برگشت به اعتباری اطلاق می شود که بانک گشاینده می تواند بدون اخطار قبلی به ذی نفع یا اخذ مجوز از وی، اعتبار ...
[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت به اعتباری اطلاق می شود که بانک گشاینده به صورت غیر قابل رجوع تعهد به پرداخت می کند و نمی تواند ب ...
[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی تاییدشده اعتبار اسنادی تاییدشده اعتباری تلقی می شود که پرداخت وجه آن توسط بانک دیگری غیر از بانک گشاینده، تعهد ...
[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی تاییدنشده اعتباری تلقی می شود که پرداخت صرفاً توسط بان گشایش کننده تعهد و تضمین شده است.
[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی دیداری در این نوع اعتبار، وجه اعتبار بلافاصله پس از ارائه اسناد و تامین سایر شرایط و مطابقت آن ها در دسترس ذی نف ...
جمع آوری زباله، زباله گردی
بی صاحاب، بی قانون، بی اخلاق و رهاشده
آژانس چندجانبه ی تضمین سرمایه گذاری یا میگا ( MIGA ) یک سازمان مالی بین المللی است که بیمه ی ریسک های سیاسی و ضمانت نامه های تقویت اعتبار را ارائه م ...
[حقوق تجارت بین الملل] اعتبار اسنادی مدت دار ( Deferred Payment Letter of Credit ) که به اعتبار اسنادی یوزانس ( Usance ) هم معروف است به اعتبار اسناد ...
ویرانگر، افسارگسیخته
[حقوق] تصمیم کارشناسی از شیوه های جایگزین حل اختلاف است که در آن طرفین بر کسب نظر از یک کارشناس در موضوعی مرتبط با اختلاف توافق می کنند.
[حقوق] مسئله حکمی قاضی پس از آنکه متوجه شد در عالم واقع چه اتفاقی رخ داده است، برای مثال فهمید که متهم شیشه ی ماشین شاکی را شکسته است باید آن را با ق ...
[حقوق] دادرسی خصوصی شبه دادرسی
پاها رو ۱۸۰ درجه باز کردن
مستضعف بودن، پهلوی چربی نداشتن
چیز خوبی بود، چیز جالبی بود
برای تاکید بر جمله ی بعدی که می خواهیم بگوییم به کار می رود. معادل = باورت نمیشه
اجلش رسیده
به آسانی، به راحتی If you can do something standing on your head, you can do it very easily
خیلی خوش می یاید
اظهار نظر کردن راجع به چیزی
حرف موافق حرفی برای دفاع از کسی
۱. قیمت ۲. مالک Scottish
در پشت پرده ماندن
تفننی
( حقوق ) شرط پیشنهاد صادقانه
( حقوق ) شرط تعدیل قیمت
به بلوغ رسیده
قوانین سهل گیرانه، قوانین غیررسمی، قوانین انعطاف پذیر
انجمن داوری آمریکا
حضور خود شخص در دادگاه
شرافت حرفه ای
دلجویانه
دنبال کسی افتادن
گوله نمک
دارایی سرمایه گذاری شده
When someone needs the attention they didn't get as a kid, comments something stupid on a video ( Specially in Youtube )
Lie through one's teeth
هیچ نمی دونم
Badger
بادوک به گویش نیشابوری یعنی خودپسند و پرافاده
تقریباً
محاصره شدن، قیچی شدن
روی زانو بشینید