یکی در میان

واژه نامه بختیاریکا

دِرمِدُو دِرمِدُو؛ وِلی وِلی

مترادف ها

decussate (صفت)
یکی در میان، یکی در میان یا بشکل بودن

پیشنهاد کاربران

معادل انگلیسی:
every other noun
یکی در میان روزها →every other day
یکی در میان هفته ها →every other week