یک سر موی

پیشنهاد کاربران

یک سر موی ؛ به اندازه سر مویی. ذره ای. مویی. یک مو. اندکی. کوچکترین جزیی. ( از یادداشت مؤلف ) :
یک سرموی بیش و کم نشود
زآنکه بنگاشت در ازل نقاش.
عطار.