یمنی

/yamani/

معنی انگلیسی:
yemeni

لغت نامه دهخدا

یمنی. [ ی ُ نا ] ( ع ص ، اِ ) دست راست. یمین. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( دهار ). تأنیث ایمن. مؤنث یمین. راست. دست راست از دو دست تن آدمی. ( یادداشت مؤلف ). || سوی راست. ( یادداشت مؤلف ).

یمنی. [ ی َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به یمن. ( ناظم الاطباء ) :
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی.
( منسوب به ابوسعید ابی الخیر ).
ترکیب ها:
- ادیم یمنی . باد یمنی. بُرد یمنی. سهیل یمنی. عقیق یمنی.
|| پارچه منقش الوان که در یمن می سازند. ( ناظم الاطباء ).

یمنی. [ ی َ م َ ] ( اِخ ) محمدبن ابراهیم بن عبداﷲ استرآبادی یمنی. از راویان بود و در گردآوری حدیث به خراسان و شام و جزیره رفت و احادیث بسیاری گرد کرد. او ازابوالعباس سراج و جز وی حدیث شنید. ابوسعد ادریسی حافظ و جز او از وی روایت دارند. ( از لباب الانساب ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱- ساخت. یمن . ۲- یکی ازمردم یمن .
منسوب به یمن پارچه منقش الوان که در یمن می سازند

پیشنهاد کاربران

واژه ی یَمن با حروف لاتین به شکل Jemen ( با تلفظ یِمِن به زبان آلمانی ) به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و در پشت پرده ی ظاهر حروفی، لفظی، لغوی یا کلمه ای خود حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده است.
...
[مشاهده متن کامل]

این واژه بصورت تفکیکی: یَ ( یا ) من، با ترکیب حروفی - عددی به این شکل میباشد : ۳۲ ( ۱ ) من. عدد ۳۲ با جمع رقمی دو رقم با هم مساوی با ۵ و ۱ در پرانتز با تلفظ یک. لذا این واژه یا نام در اصل و ریشه یعنی از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و ناپیدا، بصورت ۵ یک من و یا من ۵ تا یک، تلفظ و بیان میشده که بیان کننده ی نیمی از حقیقت بوده است.
Jemen : حروف J و e در ردیف حروف الفبای لاتین به ترتیب معادل اعداد 10 و 5 میباشند و حروف mn بدون حرف a در وسط با تلفظ مَن، ضمیر اول شخص مفرد در زبان فارسی. لذا این واژه ی لاتین با ترکیب حروفی عددی به شکل : ۱۰ ۵ ۵ من، از حقیقت برتر برخوردار است تا حالت یمن که در اصل و ریشه با دو تا حرف ی بیان و نوشته میشده بصورت: ی ی من؛ ییمن؛ یایا من و یا یّمن.
Yemen: 25 5 m 5 n : حرف y در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 25 میباشد با تلفظ دو پنج به شکل یک 5 و یک 5 مساوی با 10.
صفت یمنی ( بُرد یمانی ) به معنای منسوب به یمن و از لحاظ حمل بار سنگین امانت عددی یعنی کد انسانی، از دیدگاه زنان و مردان اولیه ی ساکن آن سرزمین یا کشور بطور انفرادی به این معنا بوده : من ۱۰ی ؛ من ۵ی ۵ی.
روی آرم یا نشان ملی آن کشور میتوان در سمبل ها اعداد ۵ و ۱۰ را مشاهده کرد. انتهای بال های کبوتر در بالای چپ و راست هرکدام پنج پَر دارند و تعداد ۱۰ نقطه روی ساق پا های پرنده و دو نیم قوس سرخ و سیاه در ادامه هرکدام شبیه عدد ۵ میباشند.
صنعان با حروف لاتین به شکل Sanaa ( با تلفظ ساناآ به زبان آلمانی ) در اصل و ریشه به زبان فارسی و با طنین سان الف الف یا رژه ی یک یک ( پشت سر هم؛ یکی در این دنیا و دیگری در دنیای دیگر ) ، بیان میشده.
تفسیر و تعبیر کوتاه:
هیچکدام از زنان و مردان ساکن آن سرزمین یا کشور داشته مانند بقیه ی افراد انسانی از نسل آدم و آدمه ی تورائی یا آدم و حوای ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، بابا و ننه ی باغچه ی بهشتی حضرات موسا و ایسا و محمّد، نبوده و نمی باشند بلکه در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه و یکبار برای همیشگی، بقاء، دائمیت، ابدیت و جاودانگی به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر ۵ ملکه و ۵ شاه خودی و غیر بیگانه از هم و هرکدام در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده اند.
صنعان : ص وَ ع وَ الف در ردیف حروف الفبای عربی به ترتیب معادل اعداد ۱۴ ( ۵ ) و ۱۸ ( ۹ ) و ۱ میباشند و ن حرف اول کلمه ی نفس به معنای من.
لذا صنعان پایتخت آن سرزمین یا کشور با ترکیب حروفی - عددی بصورت : ۱۴ ۸ ۱ ۱ ن : ۵ ( ۴ و ۱ ) ۹ ( ۸و ۱ ) و ۱ و یا ۸ و ۲ من و بطور ساده تر : ۵ ۴ ۱ من. یک و چهار از یک جنسیت آفریده شده اند و پنج تای دیگر از جنسیت مقابل ( زن یا مرد : ملکه یا شاه ) .