یاشماق

لغت نامه دهخدا

یاشماق. ( اِ ) چارقدی که زنان ترک سر و نیمه زیرین روی را بدان پوشند. لچکی که بر زنخ بندند. چانه بند. ( یادداشت مؤلف ). خمار. دهان بند.

فرهنگ فارسی

نقاب، نقابی که سابقازنان ترک برچهره می انداختند
چارقدی که زنان ترک سر و نیمه زیرین روی را بدان پوشنده لچکی که بر زنخ بندند .

فرهنگ عمید

۱. نقاب.
۲. نقابی که زنان ترک بر چهرۀ خود می اندازند.

جدول کلمات

نقاب

پیشنهاد کاربران

نقاب
این واژه مال قوم عزیز ترک یا تورک وارد هیچ زبانی نشده فقط مال تورک است یاشاسین کشور ایران و قوم تورک بزرگ ایران و جهان ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
یاشماق. ( اِ ) چارقدی که زنان ترک سر و نیمه زیرین روی را بدان پوشند. لچکی که بر زنخ بندند. چانه بند. ( یادداشت مؤلف ) . خمار. دهان بند.
...
[مشاهده متن کامل]

منبع لغت نامه دهخدا

یاشماق کلمه ای تورکی است که به معنی روبند می باشد و به همین صورت وارد فارسی و انگلیسی شده است yashmak
واژه یاشماق
معادل ابجد 452
تعداد حروف 6
تلفظ yāšmāq
ترکیب ( اسم ) [ترکی]
منبع فرهنگ فارسی عمید
لغت نامه دهخدا
روسری به زبان ترکی یاشماق هست
یاشما ق ( لچک ) . باشماق ( کفش ) . قایماق ( سرشیر ) . مایماق ( ابله. احمق. گیج ) . بااینکه فعل نیستند. . ولی آخرشان ماق دارند.

بپرس