اسب بارکش، استر، یابو، نفهم
یابو ( اسبِ نر خر ماده )
قاطر ( خرِ نر اسب ماده )
اسب بارکش
واژه ی �یابو� در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که در زبان شناسی و فرهنگ های ایرانی و هندواروپایی ریشه دارد. در ادامه، به تحلیل ریشه شناسی این واژه در زبان های اوستایی، پهلوی و سانسکریت می پردازیم:
... [مشاهده متن کامل]
- - -
ریشه شناسی واژه ی �یابو� در زبان های اوستایی، پهلوی و سانسکریت
۱. اوستایی
در متون اوستایی، واژه ای با ریشه ی �yābu� یا �yāpu� وجود دارد که به معنای �دادن� یا �رسیدن� است. این واژه ها در متون دینی زرتشتیان باستان، مانند یشت ها و گات ها، کاربرد داشته و ممکن است به مفاهیم دینی یا طبیعی مرتبط باشند. تحلیل دقیق تر نیازمند بررسی تخصصی متون اوستایی است.
۲. پهلوی
زبان پهلوی، زبان اداری و نوشتاری دوران ساسانیان، بسیاری از واژگان خود را از اوستایی وام گرفته است. واژه ی �یابو� در پهلوی به معنای �اسب بارکش� یا �اسب سنگین� بوده و در متون اداری و تاریخی کاربرد داشته است.
۳. سانسکریت
در زبان سانسکریت، واژه هایی با ریشه ی مشابه وجود دارند. به عنوان مثال، �yābha� به معنای �رابطه جنسی� و �yaj� به معنای �نیایش�، �قربانی کردن� یا �تقدیم کردن� است. این واژه ها در متون مذهبی و فلسفی هند باستان کاربرد داشته اند.
۴. کاربرد در فارسی معاصر
در زبان فارسی امروز، �یابو� به معنای �اسب بارکش� یا �اسب سنگین� است. همچنین در زبان عامیانه به معنای �نادان� یا �نفهم� به کار می رود. برای مثال:
فرهنگ فارسی آبادیس: �یابو� به معنای �اسب بارکش� یا �اسب سنگین�.
- - -
منابع کتابی معتبر
1. Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Vol. 1: The Early Period. Brill, 1975.
2. Kellens, Jean. Les textes vieil - avestiques et le vocabulaire religieux. Peeters, 2000.
3. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. Oxford University Press, 1971.
4. Turner, R. L. A Comparative Dictionary of Indo - Aryan Languages. Oxford University Press, 1966.
5. Windfuhr, Gernot. The Iranian Languages. Routledge, 2009.
- - -
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی یابو از ریشه دو واژه ی یا و بو فارسی هست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
یابو/یاوو نزد کرمانجان اسب نر است
یابو yaaboo
در گویش شهربابکی به معنی حیوان زبان نفهم است ، به اسب شاه گفتن یابو ، کنایه از این است که وقتی کسی از سخن درست می رنجه ، میگن توهینی که نشده ، مگر به اسب شاه گفتن یابو
pony
یابو
Ponies were used to pull the coal trucks
قبلاً یابوها واگن های روباز زغال سنگ رو جابجا میکردن
حیوان بار بر
قاطر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)