یائسه

/yA~ese/

برابر پارسی: نومید، نازا، سترون

معنی انگلیسی:
menopausal, woman on the decline (of life), woman on the wane

لغت نامه دهخدا

( یائسة ) یائسة. [ ءِ س َ ] ( ع ص ) در تداول ، مؤنث یائس. لیکن در عربی صفت «یائس » است بدون تاء مانند حائض. زن عقیم و نازا. زنی که بواسطه کهولت حائض نشود. ج ، یائسات.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع . یائسة ] (ص . ) ۱ - یائس . ۲ - زنی که دیگر عادت ماهانه نشود.

پیشنهاد کاربران

یائسه ( از یأس و ناامیدی در عربی ) ❌ در اوستایی واژه ی پَرَه دَخشْتَه ( para. daxšta ) که یعنی؛ زنِ از خون دیدگی گذشته. ✅ در پارسی میانه ستَروَن ( starwan ) . واژه ی برساخته ی امروزین، واژه ی زایا فرجام هست که فرجام یعنی، پایان - پایان زایش. ✅
یائسه، آئِسه، آیِسه: ۱. ناامید، بی - امید، نومید، دلسرد ۲. نازا، سترون، بیماهانه، بیدشتان، بیوَرتک
زنی که به دلیل اقتضای سن عادت زنانگی نمیشود واز جمله مصادیق طلاق بائن محسوب میشود