گیُرْگی ساآکادْزِ ( به گرجی: გიორგი სააკაძე ) معروف به موراوی بزرگ ( زادهٔ ۱۵۷۰، درگذشت ۳ اکتبر ۱۶۲۹ میلادی ) فرمانده نظامی و سیاستمدار گرجی بود که در اوبل قرن هفدهم میلادی، نقش مهمی در مناسبات سیاسی گرجستان ایفا کرد.
... [مشاهده متن کامل]
خاندان ساآکادزه از خرده اشراف های گرجستان بودند. پدر او، سیاوش، به پاس خدمات صادقانه به سیمون یکم، پادشاه کارتلی، به مقام و منصب رسیده بود، و ساآکادزه از اوایل زندگی کاری اش به حرفهٔ نظامی گری پرداخت. ساآکادزه که در سال ۱۶۰۸، در زمان حکومت لوارساب دوم بر کارتلی، به مقام «موراوی» تفلیس و تسخینوالی رسیده بود، در سال ۱۶۰۹، حملهٔ ارتش امپراتوری عثمانی را دفع کرده و آن ها را در نبرد طاشیسکاری شکست داد و این گونه باعث ابقای لوارساب دوم در تاج و تخت شد و خود نیز به پاداش این کار، اعتبار و و نفوذ ویژه ای پیدا کرد. در سال ۱۶۱۱، پادشاه لوارساب دوم با ماکرینه ( خواهر ساآکادزه ) ازدواج کرد که باعث رنجش اشرف و بدگمانی نسبت به ساآکادزه شد که از رتبهٔ خرده اشرفی به قدرتمندترین مرد کارتلی تبدیل شده بود. دشمنی بین دو دستهٔ اشرافی به سرکردگی شاهزاده پارسادان تسیتسیاشویلی و شادیمان باراتاشویلی از یک طرف و ساآکادزه در طرف دیگر، در سال ۱۶۱۲ به اوج رسید و تهدید جانی برای ساآکادزه، او رامجبور به ترک گرجستان کرد. ساآکادزه به ایران آمده و به اسلام گروید. او با به نمایش گذاشتن قدرت نظامی خود در جنگ بین امپراتوری صفوی و امپراتوری عثمانی به سرعت مورد اطمینان شاه عباس یکم قرار گرفته و مشاور شاه عباس در امور مرتبط با گرجستان شد.
در سال ۱۶۱۴، ساآکادزه با هدف انتقام از لوارساب و اشراف تحت حمایت او، شاه عباس را در حمله به گرجستان و براندازی حکومت لوارساب یاری نمود. بدین ترتیب حکومت لوارساب مسیحی پایان یافته و باگرات هفتم از طرف شاه عباس به پادشاهی کارتلی رسید. شاه عباس در سال ۱۶۱۹، ساآکادزه را به نایب السلطنگی باگرات منصوب کرد و ساآکادزه تبدیل به حاکم دفاکتو کارتلی شد. در پی خصومات امپراتوری صفوی با امپراتوری عثمانی، ساآکادزه از سال ۱۶۲۱ تا ۱۶۲۳ یکی از فرماندهان ارتش امپراتوری صفوی شد. فعالیت های نظامی او باعث شد تا شاه عباس او را به عنوان یکی از افسران قرچاغای خان بگمارد که فرمانده یک لشکر قدرتمند ۳۵۰۰۰ نفری برای سرکوب قیام گرجی ها در گرجستان بود. ساآکادزه که با رهبران قیام – زوراب آراگوِلی برادر ناتنی خودش و تیموراز یکم پادشاه کاختی – هم پیمان بود، پس از رؤیت دستور شاه عباس به قرچاغای، مبنی بر قتل ساآکادزه، لشکر ۳۵۰۰۰ نفری امپراتوری صفوی را در نبرد مارتقوپی در ۲۵ مارس ۱۶۲۵ نابود کرد، به طوری که فقط یک دهم از آنان زنده ماندند. پس از آن، ساآکادزه تصمیم به نابودی عشایر ترکی گرفت که توسط صفویان در گرجستان ساکن شده و جایگزین جمعیت کشته شده و تبعید شدهٔ گرجی ها بودند. او همچنین به پادگان های نظامی صفویان حتی در گنجه و قره باغ حمله کرد. شاه عباس، در اقدامی جهت انتقام از ساآکادزه، برادر کوچکتر او به نام «پاآتا» را به قتل رسانده و سر بریدهٔ او را به گرجستان فرستاد. طولی نکشید که لشکرکشی انتقام جویانهٔ صفویان به گرجستان انجام شد و آن ها پیروزی ارزشمندی را در مقابل گرجی ها در نبرد مارابدا به دست آوردند. ساآکادزه چریک های قدرتمندی را سازماندهی کرد که مقاومت آن ها شاه عباس را مجبور کرد تا سلطنت تیموراز یکم را به رسمیت بشناسد.





... [مشاهده متن کامل]
خاندان ساآکادزه از خرده اشراف های گرجستان بودند. پدر او، سیاوش، به پاس خدمات صادقانه به سیمون یکم، پادشاه کارتلی، به مقام و منصب رسیده بود، و ساآکادزه از اوایل زندگی کاری اش به حرفهٔ نظامی گری پرداخت. ساآکادزه که در سال ۱۶۰۸، در زمان حکومت لوارساب دوم بر کارتلی، به مقام «موراوی» تفلیس و تسخینوالی رسیده بود، در سال ۱۶۰۹، حملهٔ ارتش امپراتوری عثمانی را دفع کرده و آن ها را در نبرد طاشیسکاری شکست داد و این گونه باعث ابقای لوارساب دوم در تاج و تخت شد و خود نیز به پاداش این کار، اعتبار و و نفوذ ویژه ای پیدا کرد. در سال ۱۶۱۱، پادشاه لوارساب دوم با ماکرینه ( خواهر ساآکادزه ) ازدواج کرد که باعث رنجش اشرف و بدگمانی نسبت به ساآکادزه شد که از رتبهٔ خرده اشرفی به قدرتمندترین مرد کارتلی تبدیل شده بود. دشمنی بین دو دستهٔ اشرافی به سرکردگی شاهزاده پارسادان تسیتسیاشویلی و شادیمان باراتاشویلی از یک طرف و ساآکادزه در طرف دیگر، در سال ۱۶۱۲ به اوج رسید و تهدید جانی برای ساآکادزه، او رامجبور به ترک گرجستان کرد. ساآکادزه به ایران آمده و به اسلام گروید. او با به نمایش گذاشتن قدرت نظامی خود در جنگ بین امپراتوری صفوی و امپراتوری عثمانی به سرعت مورد اطمینان شاه عباس یکم قرار گرفته و مشاور شاه عباس در امور مرتبط با گرجستان شد.
در سال ۱۶۱۴، ساآکادزه با هدف انتقام از لوارساب و اشراف تحت حمایت او، شاه عباس را در حمله به گرجستان و براندازی حکومت لوارساب یاری نمود. بدین ترتیب حکومت لوارساب مسیحی پایان یافته و باگرات هفتم از طرف شاه عباس به پادشاهی کارتلی رسید. شاه عباس در سال ۱۶۱۹، ساآکادزه را به نایب السلطنگی باگرات منصوب کرد و ساآکادزه تبدیل به حاکم دفاکتو کارتلی شد. در پی خصومات امپراتوری صفوی با امپراتوری عثمانی، ساآکادزه از سال ۱۶۲۱ تا ۱۶۲۳ یکی از فرماندهان ارتش امپراتوری صفوی شد. فعالیت های نظامی او باعث شد تا شاه عباس او را به عنوان یکی از افسران قرچاغای خان بگمارد که فرمانده یک لشکر قدرتمند ۳۵۰۰۰ نفری برای سرکوب قیام گرجی ها در گرجستان بود. ساآکادزه که با رهبران قیام – زوراب آراگوِلی برادر ناتنی خودش و تیموراز یکم پادشاه کاختی – هم پیمان بود، پس از رؤیت دستور شاه عباس به قرچاغای، مبنی بر قتل ساآکادزه، لشکر ۳۵۰۰۰ نفری امپراتوری صفوی را در نبرد مارتقوپی در ۲۵ مارس ۱۶۲۵ نابود کرد، به طوری که فقط یک دهم از آنان زنده ماندند. پس از آن، ساآکادزه تصمیم به نابودی عشایر ترکی گرفت که توسط صفویان در گرجستان ساکن شده و جایگزین جمعیت کشته شده و تبعید شدهٔ گرجی ها بودند. او همچنین به پادگان های نظامی صفویان حتی در گنجه و قره باغ حمله کرد. شاه عباس، در اقدامی جهت انتقام از ساآکادزه، برادر کوچکتر او به نام «پاآتا» را به قتل رسانده و سر بریدهٔ او را به گرجستان فرستاد. طولی نکشید که لشکرکشی انتقام جویانهٔ صفویان به گرجستان انجام شد و آن ها پیروزی ارزشمندی را در مقابل گرجی ها در نبرد مارابدا به دست آوردند. ساآکادزه چریک های قدرتمندی را سازماندهی کرد که مقاومت آن ها شاه عباس را مجبور کرد تا سلطنت تیموراز یکم را به رسمیت بشناسد.




