لغت نامه دهخدا
گیلانی. ( اِخ ) اسماعیل بن محمدسعید القادری بغدادی در قرن سیزده هجری می زیسته است و او راست : کتاب الفیوضات الربانیة فی المآثر القادریة. ( از معجم المطبوعات ج 2 ستون 1581 ).
گیلانی. ( اِخ ) عبدالقادر. رجوع به عبدالقادر جیلانی شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به گیلان از مردم گیلان .
عبدالقادر
واژه نامه بختیاریکا
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] گیلانی (ابهام زدایی). گیلانی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابراهیم گیلانی، از دانشمندان ، شاعران و خوشنویسان قرن ۱۲ق /۱۸م • حاج ملارفیع گیلانی، معروف به «شریعتمدار»، از علمای خیر و مجاهد ایران در قرن سیزدهم هجری• حمزه گیلانی، از حکمای شیعی قرن دوازدهم و شاگرد ملامحمدصادق اردستانی• رفیع الدین محمد بن مومن گیلانی، مولف الذریعة الی حافظ الشریعة از بزرگان قرن ۱۱ و از شاگران علامه مجلسی اول• زاهد گیلانی، زاهد گیلانی، تاج الدین ابراهیم بن روشن بن امیر شیخ بندار سنگانی، عارف قرن هفتم در گیلان، و مرشد شیخ صفی الدین اردبیلی• شعبان دیوشلی لنگرودی گیلانی، آیت الله حاج شیخ شعبان دیوشلی لنگرودی فقیه وارسته گیلانی، متولد ۱۲۷۵ و متوفای ۱۳۴۸ قمری• صدرالدین علی گیلانی هندی ، از حکماء و پزشکان قرن یازدهم هجری• محیی الدین عبدالقادر گیلانی ، عارف و شاعر ایرانی؛ کنیه وی، ابو محمد و لقبش، محیی الدین• عبدالرزاق رانکوئی گیلانی، رانکوئی گیلانی، عبدالرزاق، عالم امامی قرن یازدهم• عبدالله گیلانی مازندرانی نجفی، از مراجع و رهبران مشروطیت ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری• محمد محمدی گیلانی ، از علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری• ملاخلیل گیلانی، از علمای مجاهد ایران در قرن سیزدهم هجری• میرزا خلیل گیلانی، از علمای مشروطه خواه ایران در قرن چهاردهم هجری• ملاصادق مجتهد گیلانی، از علمای برجسته و مجاهد ایران در قرن سیزدهم هجری• حاج ملامحسن گیلانی، از علمای مجاهد ایران در قرن سیزدهم هجری• ملامحسن حسنی گیلانی، از علمای مشروطه خواه ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری• ملامحمدعلی گیلانی، از علمای مجاهد ایران در قرن سیزدهم هجری
...
...
wikifeqh: گیلانی_(ابهام_زدایی)
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
واژه ی گیلان به احتمال قریب به یقین به روش بازی کابالا ساخته شده و در پشت پرده ی ظاهر حروفی، لفظی، لغوی یا کلمه ای خود حامل رمز عددی یا کد انسانی بوده، یعنی عدد ۱۰.
این واژه را میتوان در قدم اول بصورت تفکیکی زیر نوشت و سپس نگاهی کنجکاوانه به آن انداخت :
... [مشاهده متن کامل]
گ ی ل ا ن . اگر برای چند لحظه دو حرف ی ل را حذف کنیم، آنگاه حروف گ . . ان باقی میمانند، و در پیوند باهم به شکل گان و سپس دو حرف ی ل را بصورت پیشوند به آن می افزائیم تا بصورت یل گان یا یلگان در آید. واژه ی یل علاوه بر معنای پهلوان در پشت پرده ی دوحرفی خود حامل همان رمز عددی اشاره شده میباشد و بطور کوتاه و فشرده به شرح زیر:
الف - حرف ی در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۳۲ میباشد و حرف ل در ردیف حروف الفبای عربی معادل عدد ۲۳ و در کنار هم بصورت ۳۲ ۲۳ ( عکس یا تصویر آینه ای همدیگر ) . هرکدام به تنهائی با جمع رقمی ۵ و در کنار هم به شکل ۵۵ با تلفظ یک ۵ و یک ۵ برابر با دو تا پنج مساوی با ۱۰ و با جمع عددی مساوی با ۵۵ و با تلفظ به همان سان و نتیجه همان ۱۰.
ب - حرف ی در ردیف حروف الفبای عربی معادل عدد ۲۸ میباشد و حرف ل در ردیف حروف الفبای فارسی معادل ۲۷ و درکنار هم به شکل ۲۸ و ۲۷ و با جمع مساوی با ۵۵
و جمع رقمی ۱۹ با تلفظ یک و نُه مساوی با ۱۰.
دو حرف یل از چپ براست به شکل لی، از لحاظ بار عددی در پشت پرده ی حروفی خود معادل رمز عددی نهفته در پشت پرده ی حروفی یل میباشد.
نام علی امام اول شیعیان، در اصل و ریشه توسط والدین با طنین آلی تلفظ و بیان میشده به معنای ۱۰ آسمانی.
نتیجه اینکه هیچکدام از ما افراد انسانی از نسل آدم و حوای ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام و بابا و ننه ی ملکوتی موسا و ایسا و محمّد نبوده و نمی باشیم بلکه در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه و یکبار برای همیشگی، بقاء، دائمیت، ابدیت و جاودانگی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین و جملگی بطور مطلق همزمان و همسن و در یک سن معتدل ملکوتی یا آسمانی ( به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت در سن چهل سالگی ) آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم.
پنج شاه و پنج ملکه ی خودی و بطور کامل هم رتبه، مرتبه، شان، جاه، مقام و منزلت ملکوتی و در سرا ها، خانه ها، منازل، قصر ها یا کاخ های پنتاگونی شکل آسمانی، یعنی پنج ویلائی با سالن مشترک پنج یا ده ضلعی با پنج در مستقل و یک در مشترک خروجی و ورودی به فضای بیرونی و درونی بهشت برین در نهایت کمال معماری ملکوتی از ابعاد فراوان و بیکران خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی.
خدای کلمه ای دینی با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری، فقط در زبان و خط از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، به این معنا که از هیچ نوع موجودیت دیگری چه عینی و چه غیبی برخوردار نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود.
یلدا : ۱۰ ۱۰: زیرا حرف د، با تلفظ قدیمی دا ( و جدید دال ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۰ میباشد.
لذا جشن یلدا در اصل و ریشه برای بزرگداشت دهگان های انسانی برگزاری میشده، چه زن و چه مرد، هرکدام دارای ۵ من مردانه و ۵ من زنانه یا پنجگان مذکر و پنجگان موئنث، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
این واژه را میتوان در قدم اول بصورت تفکیکی زیر نوشت و سپس نگاهی کنجکاوانه به آن انداخت :
... [مشاهده متن کامل]
گ ی ل ا ن . اگر برای چند لحظه دو حرف ی ل را حذف کنیم، آنگاه حروف گ . . ان باقی میمانند، و در پیوند باهم به شکل گان و سپس دو حرف ی ل را بصورت پیشوند به آن می افزائیم تا بصورت یل گان یا یلگان در آید. واژه ی یل علاوه بر معنای پهلوان در پشت پرده ی دوحرفی خود حامل همان رمز عددی اشاره شده میباشد و بطور کوتاه و فشرده به شرح زیر:
الف - حرف ی در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۳۲ میباشد و حرف ل در ردیف حروف الفبای عربی معادل عدد ۲۳ و در کنار هم بصورت ۳۲ ۲۳ ( عکس یا تصویر آینه ای همدیگر ) . هرکدام به تنهائی با جمع رقمی ۵ و در کنار هم به شکل ۵۵ با تلفظ یک ۵ و یک ۵ برابر با دو تا پنج مساوی با ۱۰ و با جمع عددی مساوی با ۵۵ و با تلفظ به همان سان و نتیجه همان ۱۰.
ب - حرف ی در ردیف حروف الفبای عربی معادل عدد ۲۸ میباشد و حرف ل در ردیف حروف الفبای فارسی معادل ۲۷ و درکنار هم به شکل ۲۸ و ۲۷ و با جمع مساوی با ۵۵
و جمع رقمی ۱۹ با تلفظ یک و نُه مساوی با ۱۰.
دو حرف یل از چپ براست به شکل لی، از لحاظ بار عددی در پشت پرده ی حروفی خود معادل رمز عددی نهفته در پشت پرده ی حروفی یل میباشد.
نام علی امام اول شیعیان، در اصل و ریشه توسط والدین با طنین آلی تلفظ و بیان میشده به معنای ۱۰ آسمانی.
نتیجه اینکه هیچکدام از ما افراد انسانی از نسل آدم و حوای ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام و بابا و ننه ی ملکوتی موسا و ایسا و محمّد نبوده و نمی باشیم بلکه در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه و یکبار برای همیشگی، بقاء، دائمیت، ابدیت و جاودانگی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین و جملگی بطور مطلق همزمان و همسن و در یک سن معتدل ملکوتی یا آسمانی ( به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت در سن چهل سالگی ) آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم.
پنج شاه و پنج ملکه ی خودی و بطور کامل هم رتبه، مرتبه، شان، جاه، مقام و منزلت ملکوتی و در سرا ها، خانه ها، منازل، قصر ها یا کاخ های پنتاگونی شکل آسمانی، یعنی پنج ویلائی با سالن مشترک پنج یا ده ضلعی با پنج در مستقل و یک در مشترک خروجی و ورودی به فضای بیرونی و درونی بهشت برین در نهایت کمال معماری ملکوتی از ابعاد فراوان و بیکران خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی.
خدای کلمه ای دینی با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری، فقط در زبان و خط از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، به این معنا که از هیچ نوع موجودیت دیگری چه عینی و چه غیبی برخوردار نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود.
یلدا : ۱۰ ۱۰: زیرا حرف د، با تلفظ قدیمی دا ( و جدید دال ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۱۰ میباشد.
لذا جشن یلدا در اصل و ریشه برای بزرگداشت دهگان های انسانی برگزاری میشده، چه زن و چه مرد، هرکدام دارای ۵ من مردانه و ۵ من زنانه یا پنجگان مذکر و پنجگان موئنث، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی و جاودانه.
گیلانی به معنی اهل استان گیلان هست.
مردمان کوهستان گیلان یعنی گالش ها و تات ها و تالش ها به سکنه جلگه گیلانی میگویند و به خود گالش و تات و تالش میگویند.
مردمان کوهستان گیلان یعنی گالش ها و تات ها و تالش ها به سکنه جلگه گیلانی میگویند و به خود گالش و تات و تالش میگویند.
گیلانی یعنی منسوب به گیلان. دو گیلان وجود دارد گیلان در ایران به جلگه استان گیلان از رودسر تا رضوانشهر گفته میشود و گیلان در افغانستان به ولسوالی گیلان در ولایت غزنی گفته میشود. گیلان ایران از نام قوم
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
سکایی تبار گلائه گرفته شده است که از قفقاز به ایران امدند و گیلان در افغانستان از قوم گلانی گرفته شده است که در همسایگی خیون ها در افغانستان سکونت داشتند.
گیلانی:دانشنامه جهان اسلام گیلانی را نام یکی از طوایف کولی ایران میداند
منبع:The Encyclopaedia of Islam
https://books. google. com/books?id=jJY3AAAAIAAJ&pg=PA818&lpg=PA818&dq=tabriz gypsy clan&source=bl&ots=eh3w5lhG0P&sig=ACfU3U2IEOQFz - WE2w_Ges1ljtVX36LBDQ&hl=fa&sa=X&ved=2ahUKEwjhzqrQ9eLyAhWl3OAKHc66CcIQ6AF6BAgNEAI#v=onepage&q=tabriz gypsy clan&f=false
... [مشاهده متن کامل]
منبع:The Encyclopaedia of Islam
https://books. google. com/books?id=jJY3AAAAIAAJ&pg=PA818&lpg=PA818&dq=tabriz gypsy clan&source=bl&ots=eh3w5lhG0P&sig=ACfU3U2IEOQFz - WE2w_Ges1ljtVX36LBDQ&hl=fa&sa=X&ved=2ahUKEwjhzqrQ9eLyAhWl3OAKHc66CcIQ6AF6BAgNEAI#v=onepage&q=tabriz gypsy clan&f=false
... [مشاهده متن کامل]
گیلانی:استاد دهخدا گیلانی را نام یکی از طوایف کولی و در توضیحات مدخل لولی آورده
استاد دهخدا در لغتنامه در معنی واژه لولی چنین می نویسد:
لولی: ( ص نسبی ) منسوب به لول که به معنی بی شرمی و بی حیائی باشد. لوری, فیج, غره چی, زط, چیگانه, زنگاری, کولی, غربالبند, غرچه, قرشمال, سوزمانی, توشمال, زنگانه, کاولی, کابل, کاول, کاوولی, بکاول, بکاوول, زرگر کرمانی. گیلانی, حرامی, لوند, غربتی, یوت, الواط, سرود گوی کوچه ها و گدای در خانه ها و در هندوستان زن قحبه و فاحشه را گویند.
... [مشاهده متن کامل]
علاوه بر اینکه استاد دهخدا گیلانی را زیر مجموعه ای از لولی معرفی میکنه زنان گیلانی نیز همانند زنان کولی به بی حیایی منسوبند چون طایفه ای از کولیها هستند
استاد دهخدا در لغتنامه در معنی واژه لولی چنین می نویسد:
لولی: ( ص نسبی ) منسوب به لول که به معنی بی شرمی و بی حیائی باشد. لوری, فیج, غره چی, زط, چیگانه, زنگاری, کولی, غربالبند, غرچه, قرشمال, سوزمانی, توشمال, زنگانه, کاولی, کابل, کاول, کاوولی, بکاول, بکاوول, زرگر کرمانی. گیلانی, حرامی, لوند, غربتی, یوت, الواط, سرود گوی کوچه ها و گدای در خانه ها و در هندوستان زن قحبه و فاحشه را گویند.
... [مشاهده متن کامل]
علاوه بر اینکه استاد دهخدا گیلانی را زیر مجموعه ای از لولی معرفی میکنه زنان گیلانی نیز همانند زنان کولی به بی حیایی منسوبند چون طایفه ای از کولیها هستند
هر کلمه ایی لان دارد. تورکی هست. مثل لیلان. زنگی لان. گی لان. میلان. سهلان. خیرده لان ( باکو ) . بغلان ( افغانستان ) . ایسفهلان. یالان. پالان. بالان ( تله. گرگ بالان دیده ) هیلان ( رانش کوه ) جیلان ( جیران
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
) بیلان. سیلان. کازی ب لان کا. سری لان کا. تای لان د ( تایلند ) . ایس لان د ( ایسلند ) . پورت لاند ( پورتلند ) دنیلان. زنبلان ( خلخال ) شیلان. الان. ایلان. قافلان. اسلان ( اسلان ) . سیرت لان. دالان. سبلان. ساوآلان. باج آلان. . . . .
طوایف گیلانی در گیلان غرب استان کرمانشاه از منطقه ی طالش استان گیلان کوچ کرده اند
قوم طالش از نژاد کی لهراسب پسر کی گشتاسب کیانی
طوایف گیلانی ایل کلهر*کی لهر - کی لهراسب *
قوم طالش از نژاد کی لهراسب پسر کی گشتاسب کیانی
طوایف گیلانی ایل کلهر*کی لهر - کی لهراسب *