گیریفتن

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : گیریفتن - Giriftan سرشدن، شروع شدن. مثال در گویش: انه دیدید، باران گیریفت. یعنی باران سر شد ( سر گرفت ) . یا مثلاً: ویه ( وی را ) دیوانگیش ( دیوانه گی اش ) گیریفت. در چنین تعبیرات مثل رفتن گرفتن، نوشتن عمل دوام دار منظور است ( استمراری ) یعنی همی رفت، همی نوشت.