گیتی شناسی

لغت نامه دهخدا

گیتی شناسی. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل گیتی شناس. دانستن جهان. || جغرافی دانی. جهانشناسی.

فرهنگ فارسی

شناختن جهان مجرب بودن .

مترادف ها

cosmography (اسم)
گیتی شناسی، شرح جهان، شرح گیتی

پیشنهاد کاربران

واژه گیتی شناسی یا دستکم در نیبیگ های ( کتاب های ) آموزشی دبستان ها تا دبیرستان ها به کار گرفته نشده و به زبان پارسی این مرز و بوم بی مهری شده است و یا این که چندان پَسسَندیده ( تایید ) نشده است. گیتی در زبان پهلوی به چیم گیهان ( جهان ) مادَگیگ ( مادّی ) است و افزون بر زمین، پَروَستار ( شامل ) ستارگان و اَپاختَران ( سیّاره ها ) نیز می شود و شاید از این رو است که واژه گیتی شناسی چندان رَواگی ( رواج ) نیافته است. به هر روی، نخست باید داد ( تاریخ ) کاربرد این واژه را در نوشته های ایرانیان اَبَررَسی ) بررسی ) کرد و چنانچه پیشینه کاربری آن به آوادَگان ( نسل های ) پیشین می رسد، باید کوشید تااین واژه رواگی شایسته و بایسته خود را بیابد. بی ( امّا ) اگر چنین نباشد، شاید باید به دنبال جایگزین های دیگری بود که مردم آسانتر آن را به کار بگیرند. با این انگاره ( تصوّر ) ، من واژگان زیر را پیشنهاد می دهم ( اگرچه باید پژوهش شود ) :
...
[مشاهده متن کامل]

زَمین نگاری: جغرافی ( که همان جیا: زمین و گرافی: نگاری است )
زَمین نگاریشنیگ : زمین نگاشتی، جغرافیایی
زمین نگار: زمین نگار، جغرافی دان